[ad_1]

کمال گرایی به خودی خود یک دسته تشخیصی نیست. این با تشخیص های مختلف سلامت روان همراه است. به طور خاص ، اغلب با اختلال شخصیت مرزی (BPD) مرتبط است.
BPD با بی ثباتی شدید در احساس خود ، روابط و در پاسخ های عاطفی و شناختی به محیط زیست مشخص شده است. افراد مبتلا به BPD تمایل به نوسان بین افراط و تفریط دارند ، زیرا آنها اغلب قادر به تشخیص چگونگی درک جهان و جایگاه خود در آن نیستند. بنابراین ، آنها ممکن است برای کمک به ایجاد وضوح به کمال گرایی روی آورند.
کمال گرایی یک میانبر ذهنی روشن برای درک است. اگر کامل باشیم ، دیگران ما را دوست دارند. اگر دیگران کامل باشند ، آنها به ما آسیب نمی رسانند. اگر دنیای ما عالی است ، پس ایمن خواهیم بود. به دلیل تمایل به مبارزه با تفکر سیاه و سفید ، افرادی که دارای BPD هستند در همه جا تضادهای درک می کنند. با وضوح و تفکر خطی که ممکن است برای درک مفاهیمی مانند دوگانگی ، بهانه های توجیه پذیر و تلنگر زدن تلاش کنند. آنها آشفتگی زندگی را به عنوان یک مانع قابل غلبه می دانند ، و با توجه به قوام و وضوح به عنوان پین های بلوغ ، بنابراین ، آنها اغلب به سمت کمال گرایی می روند. کمال گرایی مسابقه مناسب برای BPD است ، بدون هدف در نظر گرفته شده ، زیرا این همه یا هیچ چیز نیست.
کمال گرایی به سه دسته تقسیم می شود. کمال گرایی خود محور به معنای تمایل به انتظار کمال خود است. کمال گرایی دیگر محور حاکی از تمایل به خواستار دیگران است. و کمال گرایی توصیف شده اجتماعی به معنای این عقیده است که دیگران انتظار دارند که شما کامل باشید. بنابراین ، با توجه به تصویب ، کمال گرایانه اغلب به یک مردم خوشایند تبدیل می شود ، با وجود عدم ترجیح برای تجسم آن به خاطر خود ، با خلوص برخی از نقش های خاص وسواس می کند. “من نمی دانم من کی هستم یا چه می خواهم” خودداری از افرادی که با BPD دست و پنجه نرم می کنند.
با توجه به علت ، BPD با تروما و/یا غفلت همراه است. بنابراین ، هنگامی که کودکان ، افراد مبتلا به BPD نقشه ذهنی پیچیده و در عین حال منسجم جهان را به دست نمی آورند. درعوض ، آنها ایده آل و بی نظیر می شوند و افراد و چیزها را در دسته های ساده گرایانه قرار می دهند – یک عادت دشوار برای شکستن. روانشناس نانسی مک ویلیامز ، با اشاره به شروع معیارهای کمال گرا ، نوشت: “برخی از افراد احساس می کنند که از معیارهای شفاف و روشن از معیارهای روشن برخوردار هستند ، بنابراین توسط بزرگسالان اطراف خود نادیده گرفته و نادیده گرفته می شوند ، که برای اینکه خود را به سمت رشد خود سوق دهند ، آنها را به معیارهای ایده آل رفتار می کنند و احساس می کنند که آنها از آن استفاده می کنند که از این افراد می شناسند ، زیرا این افراد از فرهنگ بزرگتر استفاده نمی کنند. با احساس انسانی نسبت. ”
اعتقاد به این استانداردها ممکن است این باشد: اگر بتوانم به آنچه انتظار می رود تبدیل شوم ، پس من طبیعی می شوم. ترجمه: عادی بودن نتیجه طبیعی تبدیل شدن به انسان فوق العاده است که تنها راه حمایت از عزت نفس است. و به دلیل اتصال تمایل به ایده آل کردن و کمبود کمال گرایی اجتماعی ، افراد مبتلا به BPD تمایل به اعتقاد دارند ، صرف نظر از گروهی که در آن قرار دارند (در بیشتر قسمت ها) ، که دیگران در حالی که پایین تر هستند کامل هستند. همیشه احساس پشت سر می گذارند و با اعتقادات سفت و سخت خود دست و پنجه نرم می کنند ، افرادی که دارای BPD هستند ، تمایل به تعلل دارند ، وقتی وانمود می کنند که کامل هستند ، احساس ناراحتی می کنند و در تصمیم گیری هایی که بدیهی نیست ، ناکام هستند ، که تعداد کمی از آنها نیست.
با دیدن تقریباً همه چیز از طریق لنزهای خوب و بد ، آنها همچنین نمی دانند که تصمیمات دارای معاملات است و حتی بدتر از آن ، ممکن است برخی را ناراحت کند در حالی که دیگران را خوشحال می کنند. از آنجا که کودکان مبتلا به BPD غالباً با انتخاب های غیرممکن روبرو هستند ، به عنوان مثال قربانی کردن خوشبختی یک والدین برای دیگری ، زیرا بعضی اوقات در وسط درگیری های والدین قرار می گیرند ، آنها امید و ایمان را در انتخاب های کامل پرورش می دهند ، که واقعیت آنها را هماهنگ و تثبیت می کند. و ، به همان اندازه ، آنها دیگران را برای مسئولیت های خارج از بار جستجو می کنند.
همانطور که احتمالاً تصور می کنید ، روابط آنها تلاش می کند. ممکن است شخصی که دارای BPD است ، نیاز داشته باشد که چقدر از تأیید و اعتبار اعتقاد خود برخوردار باشد که بیشتر ، اگر نه همه ، دیگران به دلیل اختلافات خود ناگزیر از آنها مخالفت می کنند. در بعضی موارد ، آنها ممکن است دریابند که دیدگاه آنها شایستگی دارد ، به ویژه در زمینه روابط قبلی. اما ، آنها همچنین ممکن است لحظاتی را در نظر بگیرند که اجازه داده شده خود باشند. علاوه بر به چالش کشیدن این عقیده که دیگران نیاز به کمال از آنها دارند ، ممکن است کشف کنند که چگونه طعم های آنها از کمال گرایی خود محور و دیگر گرا ، دیگران را دور می کند. عدم پذیرش تعارف یا کمک ، دائماً مسئولیت پذیری ، خواستار بدون پذیرش بهانه ها ، استفاده مزمن برای آزمایش چقدر دیگر شما را دوست دارد و چقدر به آنها اعتماد دارد ، و تلاش برای پیدا کردن شادی در لحظات اساسی و ناچیز (زیرا شما با توجه به اینکه چگونه به دیگران نگاه می کنید) به طور مداوم در روابط سخت و محکم کمک می کنید. آنچه ممکن است در گذشته یک مکانیسم مقابله معنی دار باشد بیش از آن منسوخ شده است. ممکن است خود مخرب شده باشد.
در حالی که ما قبل از اینکه دیگران را دوست داشته باشیم ، لزوماً نیازی به دوست داشتن خود نداریم ، ما باید قبل از اینکه ما را بشناسند ، حداقل تا حدودی خودمان را بشناسیم. این بدان معنی است که ما ممکن است بخواهیم سرگرمی های جدید را امتحان کنیم ، دیدگاه های جایگزین سیاسی و/یا مذهبی و حتی مشاغل جایگزین را در نظر بگیریم. متأسفانه ، غالباً ، ما باید قبل از کشف آنچه متناسب با نیازهای ما است و ارزشهای ما باید با صبر و حوصله تلاش کنیم. تجربه عواقب انتخاب های جدید به زمان نیاز دارد و ما ممکن است علاوه بر این ، شرم نداریم که این کار را خیلی زود انجام نداده ایم. ایجاد خود کار اساسی برای درمان برای افراد مبتلا به BPD است. این خود چشم اندازهای مفصلی را شامل می شود که شامل قطعات ظاهرا متناقض ، عزم برای رفع خطرات برای کشف آنچه که واقعاً دوست دارد ، و این عقیده که برای اینکه هر چیزی باشد لازم نیست همیشه آن چیز باشد. فرد می تواند خوب باشد بدون اینکه همیشه برای دیگران انجام دهد. فرد می تواند هوشمند باشد بدون اینکه همیشه درست باشد. و بدون اینکه کامل باشد می توان دوست داشت.
[ad_2]