به گزارش پایگاه خبری تحلیلی اندیشه قرن، یازدهم اردیبهشت، در تقویم رسمی کشور بهنام «روز کارگر» شناخته میشود؛ روزی که در ظاهر، فرصتی برای تکریم تلاشگران حوزهی تولید و خدمات است، اما در واقع، بیش از آنکه با حقیقت زیست کارگران همراستا باشد، گاه به ابزاری نمادین برای تسکین وجدانها بدل شده است. واقعیت آن است که حقوق بنیادین کارگر، نه در یک روز، که در تمامی ایام سال باید مورد توجه و صیانت قرار گیرد.
در حقوق عمومی و نیز در آموزههای عدالتمحور قانون اساسی، کارگر موجودی صرفاً اقتصادی تلقی نمیشود؛ بلکه او شهروندی است با حق بهرهمندی از کرامت، امنیت شغلی، دستمزد عادلانه، و آیندهای قابل پیشبینی. این اصول، نه تعارفهای مناسباتی، بلکه تعهدات حقوقی و اخلاقی حاکمیت و جامعه نسبت به این قشر هستند.
امروز، در شرایطی که فاصلهی میان حداقل دستمزد قانونی و سبد معیشت واقعی هر روز بیشتر میشود و برخی کارگران با قراردادهای موقت، فقدان بیمهپردازی مستمر، ساعات کار فراتر از قانون و دغدغههای معیشتی طاقتفرسا دست به گریباناند، چگونه میتوان صرفاً با تبریکهای رسمی و آیینهای روزمره، ادعای قدردانی داشت؟
یادآوری این روز باید فرصتی برای گفتوگوهای شفاف و صادقانه باشد؛ نه تکرار شعارهای مصرفشده. امروز، بیش از هر زمان، نیازمند اصلاح نگاه مدیریتی و ساختاری به جایگاه کارگر هستیم. اگر توسعهای در کار باشد، بیتردید، بدون مشارکت فعال و رضایتمندانهی کارگران، توسعهای ناقص خواهد بود.
از اینرو، لازم است دستگاههای قانونگذار، اجرایی و نظارتی، با عزمی واقعی و مستمر، به اصلاح و ارتقاء وضعیت کارگران در سطوح حقوقی، رفاهی و امنیتی اقدام کنند. گرامیداشت واقعی کارگر، در سکوت رسانهای یا تقویمی نیست؛ در آن است که هیچ کارگری، شب را با دغدغهی معیشت، اجارهخانه، یا داروی فرزندش به صبح نرساند.
پایان/*
.