[ad_1]
منبع: پروژه سهام RDNE/Pexels
بهترین راه برای یادگیری یا آموزش چیزی جدید چیست؟ چند مطالعه اخیر برخی پیچشهای شگفتانگیز را در حکمت دریافتشده نشان میدهد. سخنرانان، معلمان و رهبران توجه داشته باشند.
اول، و شاید جالبترین، مطالعهای است که چیزی را توضیح میدهد که مدتهاست مرا در ابهام قرار داده است. در چند منطقه با اکتان بسیار بالا – دو و میدانی در کلاس جهانی و جوایز نوبل – برندگان دارای درصد بسیار بالایی از افراد با پیشینه غیرمنتظره هستند: آنها تخصص خود را از سنین پایین شروع نکردند. ورزشکاران و دانشمندانی که ابتدا کار دیگری انجام دادند و در سنین نسبتاً دیرتر به رشته خود آمدند، اغلب از کسانی که زود شروع کردند و در رشته خود ماندند، پیشی گرفتند.
چگونه می تواند این باشد؟ چیزی که این مطالعه نشان داد این بود که تکرار صرف بهترین راه برای بهبود چیزی نیست. بهتر است آن را با هم مخلوط کنید—رویکردهای مختلف، تکنیک های مختلف، حتی فلسفه های مختلف را امتحان کنید. این به ویژه در اجرای موسیقی به خوبی مورد مطالعه قرار می گیرد، جایی که کتاب های کامل تکنیک در مورد اهمیت نزدیک شدن به یک قطعه موسیقی با پخش آن به صورت تکه تکه، به روش های مختلف، با تم، رویکردها و تکنیک های تمرینی متفاوت نوشته شده است. به نظر می رسد که فقط نواختن یک قطعه از ابتدا تا انتها عملاً تضمین می کند که همیشه اشتباهات مشابهی را مرتکب خواهید شد.
مطالعه دوم ایده قدرت اراده یا خودکنترلی را به عنوان راهی برای کار سخت کوش و در نتیجه موفقیت می گیرد. معلوم می شود که خودکنترلی مفید نیست زیرا موم می شود و از بین می رود. در عوض آنچه شما نیاز دارید یک ویژگی روانشناختی عمیقتر است که در طول زندگی ما تقریباً ثابت باقی میماند: وظیفهشناسی. افراد وظیفه شناس بهتر از بقیه عمل می کنند زیرا از قبل برنامه ریزی می کنند و به آن برنامه ها پایبند هستند. آنها حتی ممکن است مجبور باشند نسبت به ما انسان های فانی ساده کنترل کمتری روی خود داشته باشند، زیرا آنها آنقدر مشغول پایبند بودن به این برنامه ها هستند که وسوسه نمی شوند که اغلب اوقات منحرف شوند. همه چیز به این بستگی دارد که بتوانیم آینده ای را تصور کنیم و سپس به طور مداوم برای آن تلاش کنیم. این از عادت ذهن ناشی می شود، نه اراده. وظیفه شناسی کلید است.
مطالعه نهایی که تقریباً یک دهه پیش انجام شد، نشان داد که بهتر است برای تقلب در رژیم غذایی خود برنامه ریزی کنید – مثلاً یک روز در هفته – تا اینکه سعی کنید به طور ثابت به آن پایبند باشید. ظاهراً خستگی رژیم شروع میشود و اگر سعی کنید هفته به هفته پایبندی 100 درصدی داشته باشید، احتمالاً این فشار زیاد میشود. اما اگر در عوض، یک روز از رژیم گریپ فروت خود را برای خوردن کیک شکلاتی صرف کنید، زمان آن راحتتر از زمانی است که سعی کرده باشید برای همیشه خوب باشید.
توجه داشته باشید که برنامه ریزی برای تعطیلی یک روز از رژیم غذایی کاملاً با استرس گرفتن، دیر وقت رفتن به خانه و خوردن یک لیوان بستنی متفاوت است. این رویکردی نیست که متخصصان رژیم غذایی توصیه می کنند، زیرا در این صورت خود را به عنوان یک شکست شکست می خورید. در حالی که اگر شما برنامه ریزی کنید یک روز مرخصی بگیرید، پس هنوز در مسیر هستید.
ما میتوانیم این همه خرد را بهعنوان سخنران، معلم و رهبر، با تغییر رویکردمان نسبت به موضوع، معرفی هدف یا دلیلی برای آنچه در اوایل سخنرانی (یا اصطلاح) پیشنهاد میکنیم، و با جدی نگرفتن خودمان به کار ببریم. . به تیم اجازه دهید گهگاهی اوقات خوشی داشته باشند، و متوجه خواهید شد که در بقیه زمانها بسیار سختتر کار میکنند.
به یاد داشته باشید، تنوع چاشنی زندگی است.
[ad_2]