چگونه میتوان به کودکان حس عقل سلیم را آموخت و این حس عقل سلیم تا پایان عمر پایدار بماند؟
عقل سلیم—یعنی توانایی تصمیمگیری منطقی و عملگرایانه—بهتدریج شکل میگیرد و نیازمند پرورش است.
عقل سلیم—یعنی توانایی تصمیمگیری منطقی و عملگرایانه—بهتدریج شکل میگیرد و نیازمند پرورش است.
به گزارش پایگاه خبری تحلیلی اندیشه قرن، جواد آل حبیب کارشناس ارشد روانشناسی بالینی درباره اینکه چگونه میتوان به کودکان «حس عقل سلیم» آموخت که تا پایان عمر پایدار بماند، گفت:اغلب اوقات بزرگترها متوجه میشوند که کودکان بسیار باهوشتر از آناند که تصور میکردیم—آنها خیلی زود راه رفتن، حرف زدن و دوچرخهسواری را یاد میگیرند. اما وقتی پای کارهایی مانند نگاه کردن به دو طرف خیابان پیش از عبور یا استفاده از حوله برای گرفتن ماهیتابه داغ در میان است، چه میشود؟
پژوهشها نشان میدهد حتی نوزادان نیز درکی ابتدایی از درست و نادرست دارند. در یکی از مطالعات نوزادان سهماهه شخصیتهای «یاریگر» را ترجیح میدادند و تا تولد یکسالگی، بسیاری از آنها دیگران را دلداری میدادند.
اما هرچند این یافتهها نشان میدهد حس اخلاقی از همان ابتدا وجود دارد، کارشناسان معتقدند عقل سلیم—یعنی توانایی تصمیمگیری منطقی و عملگرایانه—بهتدریج شکل میگیرد و نیازمند پرورش است.
برای درک چگونگی رشد قضاوت روزمره در کودکان، باید والدین بدانند آیا عقل سلیم امری ذاتی است یا باید آموخته شود.
«عقل سلیم در گذر زمان رشد میکند، اما حتی خردسالان هم بهخاطر نگاه عینی و ملموسشان به مسائل شناخته شدهاند.»
این توانایی «تا زمانی که تفکر انتزاعی در دوران نوجوانی پدیدار نشود، بهطور کامل شکل نمیگیرد.»
«همه میدانیم که عقل سلیم نوجوانان هم محدودیتهایی دارد—موضوعی است وابسته به تجربه و بلوغ که تا بزرگسالیِ جوان ادامه مییابد.»
به بیان دیگر، هرچند نوزادان با نوعی قطبنمای اخلاقی به دنیا میآیند، شکلگیری استدلالی که ما بزرگسالان آن را «عقل سلیم» مینامیم، سالها تجربهی واقعی زندگی را میطلبد.
عبارت «از عقل سلیمت استفاده کن» معمولاً زمانی به کار میرود که کسی بدون فکر عمل میکند—اما کارشناسان معتقدند کودکان باید یاد بگیرند چگونه خودشان دربارهی موقعیتها بیندیشند.
«من والدین را تشویق میکنم بهجای انجام دادن کارها بهجای فرزندانشان، اجازه دهند کودکانشان تجربه کنند و از اشتباهاتشان بیاموزند.»
او میافزاید: «این یعنی والدین باید توان تحمل ناراحتی، اشتباه و شکست را در فرزندان خود پرورش دهند—کاری که آسان نیست. همچنین باید با الگوسازی، نشان دهند چطور میتوان موقعیتها را تحلیل کرد و دربارهی آنها گفتوگو نمود تا کودک قضاوت شخصی خود را تمرین کند.»
اغلب برای والدین آسانتر است که خودشان بهجای مغز فرزندشان تصمیم بگیرند، اما برخی ا روانشناس ها توصیه میکنند در شرایط ناایمن، از این کار پرهیز کنند.
«وقتی والدین دائماً در بازیها مداخله میکنند، درگیریها را حل میکنند، اصرار دارند بچهها را وادار به تقسیم کردن وسایل یا آوردن توپشان کنند، کودک از پیامد طبیعی رفتارهای خود آگاه نمیشود و در نتیجه ممکن است احساس کفایت و اعتماد بهنفس لازم برای مدیریت موقعیتها را به دست نیاورد.»
«بهترین راه برای تشویق رشد شناختی از این نوع، فراهم کردن فرصتهایی است تا کودک پیامدهای طبیعی اعمال خود را تجربه کند.»

چگونه میتوان به کودکان حس عقل سلیم را آموخت و این حس عقل سلیم تا پایان عمر پایدار بماند؟
وقتی کودک عمداً غذا را از سینی صندلی پرت میکند، والدین به آرامی آن را جمع کنند و بگویند «تمام شد».
وقتی توپ را عمداً آنسوی حصار میاندازد، پیشنهاد دهند با چیز دیگری بازی کند.
وقتی به کودکی دیگر آسیب رسانده، از او بخواهند در مراقبت از آن کودک کمک کند، مثلاً با آوردن کیسهی یخ یا لیوان آب.
«کودکانی که فرصت تصمیمگیری برای خود، بازیهای آزاد و تعامل اجتماعی فراوان با همسالان و بزرگسالان بیرون از خانواده دارند، بیشترین پیشرفت را در رشد شناختی خواهند داشت.»
او افزود: «والدینی که تجربیات گوناگون زندگی، زمان کافی برای بازیهای بدون ساختار، محدودیت در زمان استفاده از صفحهنمایش، فرصتهای فراوان برای کشف طبیعت و گفتوگوهای اندیشمندانه فراهم میکنند، به رشد مهارتهای تفکر انتقادی فرزندشان کمک میکنند.»
«مهم است والدین بدانند در هر سن، چه انتظاراتی از نظر رشد کودک واقعبینانه است و همچنین شبکهای حمایتی از والدین دیگر، اعضای خانواده و دوستان برای خود داشته باشند.»
پایان/*
.