تصور کنید در یک صبح آفتابی شنبه از خواب بیدار شوید. دو بچه شما و سگ های خانواده به تخت می پرند و اتاق را پر از خنده و تکان دادن دم می کنند. شما موجی از شادی را احساس می کنید و از این شروع گرم و پر هرج و مرج روز لذت می برید. به سرعت به بعد از ظهر بروید، و شما میزبان یک جشن تولد برای کوچکترین خود هستید.
خانه پر از هیجان و فریادهای شادی آور کودکان در حال بازی است، با این حال شما با استرس مدیریت رویداد و اطمینان از اجرای روان همه چیز دست و پنجه نرم می کنید. در اینجا، ما وارد قلمرو تیرهای از احساسات مختلط میشویم، جایی که شادی و اضطراب در یک رقص پیچیده وجود دارند.
یک ارکستر احساسی
احساسات ما توسط سمفونی شبکههای عصبی تنظیم میشوند که شبکه حالت پیشفرض (DMN) و شبکه برجسته (SN) نقشهای اصلی را بازی میکنند. DMN که اغلب در طول فعالیتهای دروننگر مانند خیالپردازی یا یادآوری خاطرات فعال است، برای پردازش افکار و احساسات خودارجاعی بسیار مهم است. وقتی به گذشته خود فکر می کنیم یا آینده خود را تصور می کنیم، DMN روشن می شود و خاطرات و احساسات را به روشی پیچیده در هم می آمیزد که همیشه تعریف کردن آن آسان نیست.
برعکس، شبکه برجسته به عنوان کانون توجه مغز ما عمل می کند و توجه ما را به محرک های داخلی و خارجی مهم معطوف می کند. این به ما کمک می کند تا با برجسته کردن مهم ترین لحظات، در اوج و فرودهای احساسی حرکت کنیم. هنگامی که با تجربیات دارای بار احساسی مواجه میشوید، جسم سیاه (SN) با سایر مناطق کلیدی مغز همکاری میکند تا اطمینان حاصل شود که ما به طور مناسب و سازگارانه به موقعیت مورد نظر پاسخ میدهیم.
مریم سال ها آرزوی این روز را داشت. هنگامی که برای دریافت مدرک دانشگاهی خود از روی صحنه عبور می کرد، احساس موفقیت و هیجان زیادی برای آینده داشت. اما وقتی به دوستان و اساتیدش خیره شد، غم و اندوهی هم به او دست داد. کالج خانه او بود، جایی که او در آن رشد کرده بود، آموخته بود و دوستی های مادام العمر را ایجاد کرده بود. فکر اینکه این فصل گرامی را پشت سر بگذاریم تلخ و شیرین بود. قلب او ترکیبی از شادی و مالیخولیا بود. گریه کرد و دیپلمش را گرفت در حالی که در همان لحظه لبخندی بر لبانش می رقصید. احساسات تلخ و شیرین آنقدر طاقت فرسا بود که با عجله نزد یکی از دوستانش رفت و در حالی که با هم می خندیدند گریه کرد. این نشان میدهد که چگونه احساسات ما میتوانند از دستهبندی سادهای که اغلب در حالتی پیچیدهتر و ظریفتر وجود دارند، سرپیچی کنند.
رقص انتقال دهنده های عصبی
انتقال دهنده های عصبی پیام رسان های شیمیایی مغز هستند که در شکل دادن به احساسات ما بسیار مهم هستند. دوپامین، که اغلب به عنوان انتقال دهنده عصبی “احساس خوب” شناخته می شود، در سیستم پاداش ما ضروری است. تصور کنید که بالاخره بعد از درسها و شکستهای بیشمار خلبانی یک هواپیما چقدر لذت میبرد – این همان دوپامین در کار است.
سروتونین، از سوی دیگر، کلید حفظ تعادل خلق و خوی است. این به عنوان یک تثبیت کننده عمل می کند و از چرخش بیش از حد وحشیانه بین افراط های عاطفی جلوگیری می کند. سطح ثابت سروتونین باعث می شود حتی در مواجهه با سختی ها احساس آرامش و رضایت داشته باشیم.
سپس اکسی توسین، “هورمون عشق” وجود دارد. اکسی توسین پیوندهای عاطفی ما را عمیق تر می کند و احساس اعتماد و ارتباط را تقویت می کند. هنگامی که پسر جوان از مادرش غذا دریافت می کند، اکسی توسین به مغز او سرازیر می شود و اهمیت احساسی و ارتباط را در آن لحظه تقویت می کند.
رابطه محمد سال ها بخش مهمی از زندگی او بود. او و شریک زندگی اش خاطرات بی شماری داشتند، اما آنها از هم جدا شده بودند و می خواستند در شهرهای مختلف زندگی کنند. تصمیم به پایان دادن به این رابطه یکی از سخت ترین انتخاب هایی بود که محمد تا به حال انجام داد. او از چشم انداز یافتن شروع های جدید احساس آرامش می کرد، اما این احساس عمیقاً با غم خداحافظی با کسی که زمانی نزدیک ترین همراه او بود، عجین شده بود. پیچیدگی احساسات او ماهیت اغلب دوگانه احساسات ما را برجسته می کرد. از دست دادن، هیجان، ماجراجویی و غم او همه احساساتی بودند که در لحظه خداحافظی با شریک محبوبش در ایستگاه گرند سنترال در شهر نیویورک، او را فراگرفت.
پیش بینی تغییرات عاطفی
کتاب جااک پانکسپ عصب شناسی عاطفی (1998) بینش های جامعی را در مورد سیستم های مغزی ارائه می دهد که بر رفتارهای عاطفی اصلی حاکم است. پانکسپ به این موضوع می پردازد که چگونه این سیستم های عاطفی از تجربیات عصب شناختی و آموخته شده به وجود می آیند و پیچیدگی تفکیک طبیعت و پرورش در تنظیم عاطفی و رفتاری را برجسته می کند. این کتاب به موضوعات مختلفی از جمله برانگیختگی، لذت و مکانیسمهای درد، خشم، خشم، ترس، اضطراب، عشق و شهوت میپردازد و بررسی میکند که چگونه نوروبیولوژی و نوروشیمی تجربیات عاطفی ما را شکل میدهند. برای کسانی که علاقه مند به درک زمینه جذاب علوم اعصاب عاطفی هستند، این کتاب منبع ارزشمندی است. پانکسپ توضیح می دهد که تغییرات در نواحی خاص مغز می تواند پیش بینی کند که چه زمانی حالات عاطفی را تغییر می دهیم. قشر منزوی، قشر کمربندی قدامی، آمیگدال و هسته اکومبنس (ناحیه ای که در پردازش پاداش نقش دارد) همگی در این انتقال نقش دارند. با بررسی فعالیت های عصبی، می توانید پیش بینی کنید که چه زمانی ممکن است از شادی به غم یا از آرامش به هیجان حرکت کنید، گاهی اوقات در همان زمان.
طیف عاطفی
والانس طیفی از احساسات را از مثبت به منفی توصیف می کند. ظرفیت مثبت بالا شامل احساساتی مانند شادی و هیجان است، در حالی که ظرفیت منفی بالا شامل احساساتی مانند غم و خشم است. با این حال، احساسات مختلط در فضایی منحصر به فرد در این بین قرار دارند و عناصر مثبت و منفی را در هم می آمیزند تا تجربه ای غنی و چندوجهی ایجاد کنند. این تأثیر متقابل متفاوت حالات عاطفی متضاد، امکان بازنمایی پیچیدهتر و معتبرتر از تجربه انسانی را فراهم میکند.
نقش روابط در پیچیدگی عاطفی
روابط ما عمیقاً بر مناظر عاطفی ما تأثیر می گذارد. پیوند بین پسر جوان و مادرش را در نظر بگیرید. حمایت و عشق او رویاهای او را تقویت می کند و پاسخ های عاطفی او را به چالش های زندگی شکل می دهد. ترکیبی از غم و اندوه و الهاماتی که او در تشییع جنازه او احساس می کرد نشان می دهد که چگونه روابط به عمیق ترین و پیچیده ترین تجربیات عاطفی ما کمک می کند.
قدرت داستان در برانگیختن احساسات
داستان هایی مانند سفر یک پسر جوان برای خلبان شدن به عنوان ابزار قدرتمندی برای کشف احساسات است. آنها به ما اجازه می دهند که همدلی کنیم، بازتاب کنیم و طیف وسیعی از احساسات را تجربه کنیم. کاوش در مکانیسمهای عصبی پشت این روایتهای احساسی میتواند درک ما را از چگونگی تأثیر داستانگویی بر تجربیات احساسی ما عمیقتر کند. متخصصان مغز و اعصاب و محققین متخصص می توانند بهتر درک کنند که چگونه مغز ما احساسات مختلط را برای حمایت از فرآیند تجربیات پیچیده مشتری خود ایجاد و هدایت می کند.
نتیجه گیری
احساسات یک ملیله غنی هستند که به طور پیچیده از تجربیات، روابط و عملکرد پیچیده مغز ما بافته شده است. کشف این که احساسات مختلط به جای یک حالت ترکیبی، تجربیات متمایز هستند، لایه جدیدی از تفاوت های ظریف را به درک ما از روان انسان اضافه می کند. به رابطه قبلی فکر کنید که بالا و پایین های زیادی داشت. چه شد که ماندی و چه شد که رفتی؟ آیا می توانید این احساسات پیچیده را توصیف کنید؟ این یک کلمه است یا یک داستان؟ همانطور که در سفرهای احساسی خود فکر می کنید، از پیچیدگی و زیبایی احساسات خود قدردانی کنید. اینها تار و پود واقعی بودن و درگیر بودن با اطرافیانتان است.
هنگام خواندن این مقاله در چه وضعیت عاطفی قرار گرفتید؟ امیدوارم یکی از تأمل، لذت و شادی باشد. لطفا افکار و احساسات خود را با کسی در میان بگذارید—سفر عاطفی شما به اندازه علوم اعصاب پشت آن جذاب است.
این پست در kokoro.today نیز ظاهر می شود