این ایده که ما در یک فرهنگ فوری زندگی می کنیم می تواند به ما کمک کند که چرا بسیاری از مردم گزارش می دهند که با اضطراب و نگرانی دست و پنجه نرم می کنند. اگر همیشه در حال حرکت باشیم، ذهن ما با تفکر بیش از حد و بدن ما با تولید بیش از حد کورتیزول، هورمون استرس که به طور طبیعی رخ می دهد، پاسخ می دهد. این دستور غذا منجر به اضطراب، استرس، غلبه بر و نگرانی مداوم می شود.
فرهنگ اضطرار می تواند به معنای هر چیزی باشد، از روابط ناسالم با شغلمان گرفته تا فشار آوردن به خودمان، علیرغم احساس خستگی، برنامه ریزی بیش از حد زندگی و اجازه ندادن «نه» گفتن. موارد زیر برخی از راههایی است که فرهنگ ما بر اضطرار تاکید میکند و اینکه چگونه این قوانین خیالی به احساس اضطراب کمک میکنند.
تعریف نادرست «بهره وری»
افسانه های زیادی پیرامون مفهوم «بهره وری» وجود دارد. چه کسی واقعاً می تواند معنای سازنده بودن را تعریف کند؟ آیا این بدان معناست که ما بیمولد هستیم، مگر اینکه نتیجهای ملموس برای اعمالمان داشته باشیم؟ یا اینکه اگر مشغول نباشیم، مولد نیستیم؟ پاسخ قابل تفسیر است.
از طریق این لنز، میتوانیم معنای بهرهوری را بهطور منحصربهفرد دوباره تعریف کنیم. بسیاری از “قوانین” فرهنگی در مورد بهره وری برای ارزیابی مجدد آماده هستند – به عنوان مثال، این ایده که هر چیزی کمتر از 40 ساعت کاری در هفته بی ثمر است یا این باور که ما باید 24 ساعته در دسترس شغل خود باشیم. هنگامی که ما بر مولد بودن متمرکز می شویم، ناخواسته خود را فراتر از محدودیت های خود می بریم و سیستم عصبی خود را در حالتی از فشار قرار می دهیم. پذیرش اینکه درگیر شدن در فعالیتهایی که لزوماً «نتیجه» ملموسی ایجاد نمیکنند اشکالی ندارد، تغییری اساسی از روایت فوریت است، اما میتواند منجر به تعادل زندگی سالمتر و تعریف واقعیتر بهرهوری شود.
استراحت انگ زدن
در فرهنگ فوریت، استراحت و آرامش اغلب به اشتباه به عنوان بیکاری یا تنبلی تلقی می شود. با این حال، ما تحقیقات علمی زیادی داریم تا از این ایده حمایت کنیم که استراحت، اوقات فراغت و مراقبت از خود در واقع برای سلامتی ما حیاتی هستند.
بدون آنها، ما به سادگی خودمان، ذهن و بدنمان را به زمین می اندازیم و نتایج می تواند فاجعه بار باشد. فرسودگی شغلی واقعی است و اگر مراقب عملکرد روزانه خود نباشیم، به سرعت دچار فرسودگی می شویم که می تواند عواقب شدیدی برای ذهن و بدن ما داشته باشد. بیاعتنایی به استراحت و مراقبت از خود راه مهمی برای به چالش کشیدن برخی از پیامهای غیرمفید و غیر واقعی فرهنگ فوریت است.
تثبیت بر کمال گرایی
شاید این ضرب المثل را شنیده باشید که می گوید: «کامل دشمن خوبی است». این در هیچ کجا دقیقتر از درون فرهنگی نیست که فضیلتهای مشغله را تمجید میکند و این پیام را تکرار میکند که هر چیزی جز «دقیقاً درست» به اندازه کافی خوب نیست.
وقتی برای کمال تلاش میکنیم، گیر میافتیم—مانند هنرمندی که هرگز یک نقاشی را کامل نمیکند، زیرا نمیتواند اجازه دهد کار تمام شود یا «به اندازه کافی خوب» باشد. او بر روی هر خط، سایه و قلم مو ثابت و عذاب می کشد. رها کردن کمال گرایی به ما این امکان را می دهد که “خوب” باشیم، خوب عمل کنیم و زندگی خود را به شیوه ای سالم متعادل کنیم.
اولویت بندی نادرست زندگی ما
فرهنگ فوریت اغلب باعث می شود که ما ناآگاهانه زندگی خود را به گونه ای اولویت بندی کنیم که در واقع با آنچه برای ما ارزش قائل نیستیم هماهنگی داشته باشد.
فردی را تصور کنید که خانواده خود را دوست دارد اما شغل خود را در صدر فهرست اولویت های خود قرار می دهد. به طور واقعی، خانواده او اولویت اوست، اما قوانین فرهنگی باعث می شود که او آنچه را واقعا برایش مهم است، اولویت بندی کند. این باعث میشود که او بیشتر از آنچه که میخواهد بر روی شغل خود تمرکز کند، تجربیات مهم خانوادگی را از دست بدهد و در مورد تناسب اجزای مختلف زندگیاش احساس استرس و اضطراب کند.
ما نمی توانیم استدلال کنیم که فرهنگ ما فرهنگی است که در آن اضطرار اغلب نه تنها یک فضیلت بلکه یک الزام تلقی می شود. متأسفانه، این نوع نگاه به زندگی ما فضای کمی برای شادی در لحظه، تعادل سالم یا زمانی برای استراحت باقی می گذارد. به چالش کشیدن قوانین خیالی فرهنگ فوریت می تواند به ما کمک کند تا زندگی سالم تر و کم استرس تری داشته باشیم.