15:14 - 2025/05/23

چگونه عاقلانه باشیم | روانشناسی امروز

[ad_1] هر بار که کلمه “خرد” را بیان می کنم ، کسی فریب می خورد یا دلهره می زند. خرد ، حتی بیشتر از تخصص ، به راحتی در یک جامعه مساوات و ضد نخباز قرار نمی گیرد. در سنی که تحت سلطه ماتریالیسم و ​​مصرف گرایی ، علم و فناوری و تخصص ...

چگونه عاقلانه باشیم | روانشناسی امروز

[ad_1]

هر بار که کلمه “خرد” را بیان می کنم ، کسی فریب می خورد یا دلهره می زند. خرد ، حتی بیشتر از تخصص ، به راحتی در یک جامعه مساوات و ضد نخباز قرار نمی گیرد. در سنی که تحت سلطه ماتریالیسم و ​​مصرف گرایی ، علم و فناوری و تخصص و تخصص و محفظه است ، یک مفهوم بسیار سست ، بسیار بزرگ و بسیار مرموز است. با سر ما در تلفن های هوشمند و تبلت های خود ، در صورتحساب ها و بیانیه های بانکی ، ما به سادگی زمان و فضای ذهنی را برای آن یا حتی ایده آن نداریم.

اما همه چیز همیشه به این ترتیب نبود. کلمه “خرد” در عهد عتیق 222 بار است که شامل همه هفت کتاب به اصطلاح “خرد” است: شغل ، مزمورها ، ضرب المثل ها ، کلیساها ، آهنگ سلیمان ، کتاب خرد و سیراچ.

در اینجا کلیساهای 7:12 است:

زیرا خرد یک دفاع است و پول یک دفاع است: اما جناب عالی دانش ، این خرد زندگی را برای آنها که دارای آن هستند ، می بخشد.

کلمه “فلسفه” به معنای واقعی کلمه به معنای “عشق به خرد” است و خرد ، هدف اصلی فلسفه یا حداقل فلسفه باستانی است.

در افلاطون لیز، سقراط به لیز جوان می گوید که بدون خرد ، او برای کسی ارزش نخواهد داشت:

و بنابراین ، پسر من ، اگر عاقل باشید ، همه مردان دوست و مهربان شما خواهند بود ، زیرا شما مفید و خوب خواهید بود. اما اگر شما خردمند نیستید ، نه پدر ، مادر و نه مهربان و نه شخص دیگری ، شما را دوست نخواهند داشت.

الهه حامی آتن ، شهری که در آن لیز تنظیم نشده است ، کسی نیست جز آتنا ، الهه خرد ، که از جمجمه زئوس بیرون زده است. نماد او ، و نماد خرد ، جغد ، پرنده ای از طعمه است که از تاریکی جدا می شود.

در واقع ، “خرد” از ریشه پروتئو-هند و اروپایی ناشی می شود بی پروا-، “برای دیدن”. در اساطیر نورس ، اودین یکی از چشمان خود را بیرون زد و در ازای نوشیدنی از چاه دانش و خرد ، آن را به میمیر پیشنهاد داد و به طور نمادین یک شیوه ادراک را برای دیگری ، بالاتر تجارت کرد.

خرد به عنوان دانش

اما خرد دقیقاً چیست؟ مردم غالباً از “دانش و خرد” صحبت می کنند ، گویی ممکن است از نزدیک با هم ارتباط داشته باشند یا حتی یکسان باشند. بنابراین یک فرضیه این است که خرد دانش یا دانش زیادی است. اگر خرد دانش است ، باید یک نوع دانش خاص باشد ، یا یادگیری دفترچه تلفن یا نام همه رودخانه های جهان ، ممکن است خرد باشد. و اگر خرد یک نوع دانش خاص است ، دانش علمی یا فنی نیست ، وگرنه هر فرد معاصر عاقل تر از خردمندترین فیلسوفان باستان خواهد بود. هر مدرسه ای از مدرسه قرن بیست و یکم می تواند عاقل تر از سنکا یا سقراط باشد.

به یاد داشته باشید: Oracle Delphic ، سقراط خردمندترین مردم را تلفظ می کرد نه به این دلیل که او همه چیز یا هر چیزی را می دانست ، بلکه به این دلیل که او میزان آنچه را که نمی دانست می دانست.

با این وجود ، به نظر می رسد که بیشتر از “دانش منفی” صرفاً خردمندانه وجود داشته باشد ، وگرنه می توانم در مورد همه چیز فوق العاده باشم و خودم را عاقلانه حساب کنم.

یا شاید خرد شامل داشتن استانداردهای معرفتی بالا باشد ، یعنی داشتن یک نوار بالا برای اعتقاد به چیزی و یک نوار حتی بالاتر برای فراخوانی آن دانش اعتقاد. اما پس از آن ما به تصویری از خرد به عنوان چیزی مانند علم بازگشتیم.

خرد به عنوان نظر صحیح

در افلاطون منو، سقراط متوجه می شود که به نظر می رسد مردم خرد و فضیلت در انتقال این خصوصیات بسیار ضعیف هستند. Themistocles توانست به پسرش Cleophantus مهارت هایی مانند ایستادن به سمت راست روی اسب و تیراندازی با تیراندازی را آموزش دهد ، اما هیچ کس تا به حال با چیزی مانند خرد پدرش ، بدبخت فقیر را اعتبار نمی داد. و همین مسئله را می توان در مورد Lysimachus و پسرش Aristides ، Pericles و پسرانش Paralus و Xanthippus و Thucydides و پسرانش Melesias و Stephanus نیز گفت. و اگر خرد را نمی توان آموزش داد ، حتی با خردمندترین آتنیان ، پس نوعی دانش نیست.

اگر خرد را نمی توان آموزش داد ، چگونه ، از منو می پرسد ، آیا افراد خوب به وجود آمده اند؟ سقراط پاسخ می دهد که عمل صحیح تحت هدایت غیر از دانش امکان پذیر است: شخصی که از راه لاریسا (یک شهر در تسالی) آگاهی دارد ممکن است یک راهنمای خوب را تهیه کند ، اما شخصی که فقط نظر صحیح در مورد راه دارد ، اما هرگز نبوده و نمی داند ، ممکن است یک راهنمای به همان اندازه خوب باشد. از آنجا که خرد را نمی توان آموزش داد ، نمی تواند دانش باشد. و اگر این دانش نتواند ، فقط می تواند نظر صحیح داشته باشد – که توضیح می دهد که چرا پاراگنهای خرد مانند Themistocles ، Lysimachus و Pericles قادر به انتقال خرد خود حتی به پسران خود نیستند. خردمندان هیچ تفاوتی با Soothsayers ، پیامبران و شاعران ندارند که وقتی الهام بخش الهی هستند ، چیزهای واقعی می گویند اما هیچ دانش واقعی از آنچه می گویند ندارند.

خرد به عنوان درک علل

ارسطو سرنخ دیگری به ما می دهد فحش، وقتی او می گوید که خرد ، درک علل است. هیچ یک از حواس پنج به عنوان خرد در نظر گرفته نمی شود زیرا ، اگرچه آنها معتبرترین دانش در مورد جزئیات حس را ارائه می دهند ، اما قادر به تشخیص علل دیستال هر چیزی نیستند. به همین ترتیب ، ما تصور می کنیم که هنرمندان نسبت به صنعتگران عاقل تر هستند زیرا هنرمندان “چرا” یا علت را می دانند ، و بنابراین می توانند تدریس کنند ، در حالی که صنعتگران این کار را نمی کنند و نمی توانند. به عبارت دیگر ، خرد ، درک روابط درست بین چیزها است که خواستار دیدگاه های دیستال و برداشته شده تر است ، و شاید همچنین توانایی یا تمایل به تغییر بین دیدگاه ها باشد.

در اختلافات توسکولان، سیسرو به عنوان یک پاراگراف از خرد ، فیلسوف پیش سکوراتیک آناگزاگوراس ، که پس از اطلاع از مرگ پسرش ، گفت: “من می دانستم که یک فانی را شروع می کنم.” برای سیسرو ، SAPIENCE TRUE شامل آماده سازی خود برای هرگونه اتفاقات است تا هرگز با کمال تعجب از آن استفاده نشود یا پیشی نگیرد. و درست است که خرد ، درک علل و ارتباطات ، برای همیشه با بینش و دوراندیشی همراه بوده است.

راهی برای دیدن

به طور خلاصه ، خرد به اندازه روشی برای دیدن یا راه های دیدن به اندازه یک نوع دانش نیست. وقتی چند قدم به عقب بردیم ، مثل وقتی که زیر دوش می ایستیم یا به تعطیلات می رویم ، شروع به دیدن تصویر بزرگتر می کنیم. در مجالس مشترک ، “خرد” دو مخالف دارد: “احمقانه” و “حماقت” ، که هر دو از لاتین مشتق می شوند فولیس (زنگ ، کیف) ، و به ترتیب ، عدم و از دست دادن چشم انداز را درگیر می کند.

در پرورش یک دیدگاه وسیع تر ، البته به دانش کمک می کند ، اما همچنین به هوشمندی ، بازتاب ، ذهن باز و بی علاقه کمک می کند-به همین دلیل ما اغلب به دنبال مشاوره “مستقل” هستیم.

مهمتر از همه ، این به شجاعت کمک می کند ، زیرا دیدگاه از نظر بالا ، هرچند که می تواند هیجان انگیز باشد و در نهایت آزاد کننده باشد ، در ابتدا وحشتناک است … مهم نیست زیرا این امر با آنقدر مغایرت دارد که به ما آموخته شده است که فکر کنیم.

به گفته ارسطو ، شجاعت اولین ویژگی های انسانی است ، زیرا این یکی است که همه دیگران را تحت تأثیر قرار می دهد.

[ad_2]

مطالب مرتبط

برنجستان