آیا تا به حال در وضعیت جدیدی که احساس آشنایی می کند ، ناراحت ، ناامید یا مضطرب شده اید؟ یا شاید شما یک واکنش شدید را تجربه کرده اید و بعد از آن تعجب کرده اید ، چرا من اینگونه واکنش نشان دادم؟
من به عنوان یک روان درمانی روانپزشکی ، من به افراد کمک می کنم تا این لحظات را شناسایی و پردازش کنند ، که اغلب سیگنال های موضوعات اساسی از گذشته هستند که در حال حاضر دوباره پخش می شوند. در روانشناسی درمانی ، ما این مداحی های عاطفی یا “ارواح” را که ما را تحت تعقیب قرار می دهد ، شناسایی و بهبود می دهیم.
همانطور که ویلیام فاکنر نوشت ، “گذشته هرگز مرده نیست. حتی گذشته نیست.”
هنگامی که احساس اضطراب یا آسیب پذیر می کنیم ، زخم های قدیمی ظاهر می شوند. این موضوعات اساسی اغلب به عنوان اضطراب ، واکنش پذیری ، دفاع ، خاموش کردن ، کابوس ها و حتی اجتناب از صمیمیت یا شادی ظاهر می شود. وقتی چیزی در لحظه کنونی شبیه پویایی قبلی باشد ، می توانیم ناآگاهانه به اسکریپت های عاطفی قدیمی بکشیم.
روانشناسی درمانی به ما کمک می کند تا با احساسات خود در تماس باشیم ، “چرا” این الگوهای ریشه دار را درک کنیم و برای غلبه بر آنها اقدام کنیم. در حالی که این دفاع ها یا الگوهای قدیمی ممکن است برای محافظت از ما یا کمک به ما در زنده ماندن در اوایل زندگی کمک کرده باشد ، آنها همچنین می توانند رشد فعلی ما را مسدود کنند.
یک مطالعه جدید نشان می دهد که روان درمانی روانشناختی کوتاه مدت به همان اندازه به عنوان درمان رفتاری شناختی (CBT) برای درمان افسردگی مؤثر است. کارآزمایی کنترل شده تصادفی از 100 شرکت کننده 16 جلسه CBT (با 3 جلسه تقویت کننده ماهانه) را با 28 جلسه درمان روانگردان کوتاه مدت مقایسه کرد و دریافت که درمان روانگردان به همان اندازه CBT برای کاهش علائم افسردگی مؤثر است. روانشناسی درمانی به طور منحصر به فرد به افراد کمک می کند تا از علت اصلی روابط مکرر ، حرفه یا مسائل خانوادگی خود برخوردار شوند.
گذشته هرگز مرده نیست
روانکاوی هانس لووالد یک بار گفت که کار درمانی به ما کمک می کند تا ارواح را که ما را به اجداد تعقیب می کنند ، تغییر دهیم.
گذشته هرگز مرده نیست ، به خصوص وقتی صحبت از زندگی عاطفی درونی ما می شود. در دوران کودکی ، می آموزیم که در متن روابط خود چه کسی هستیم. ما پاسخ های دیگران را به ما – به ویژه در مورد مراقبان – به عنوان پیام های مربوط به ارزش ، ایمنی و جایگاه ما در جهان تفسیر می کنیم. اگر این روابط اولیه متناقض ، غفلت ، انتقادی یا در آن بود ، ما این تجربیات عاطفی فرآوری نشده را در بزرگسالی ، جایی که تکرار می شوند ، حمل می کنیم.
این زخم های قدیمی با گذشت زمان از بین نمی روند. آنها اغلب در زیر سطح باقی می مانند. به عنوان مثال ، اگر هنگام بیان نیازهای خود به عنوان یک کودک احساس عزل می کنید ، ممکن است یاد گرفته باشید که آنها را پنهان کنید و بعداً ممکن است در درخواست کمک به عنوان یک بزرگسال مشکل داشته باشید. این استقلال که شما ایجاد کرده اید ممکن است یک قدرت باشد ، اما همچنین می تواند منجر به فرسودگی ، نارضایتی و قطع ارتباط دیگران شود.
انتقال: ماشین زمان عاطفی
در روانشناسی درمانی ، انتقال مفهومی است که ما ناخودآگاه احساسات ، انتظارات و الگوهای رابطه ای را از چهره های اولیه زندگی خود بر روی افراد در زندگی فعلی خود هدایت می کنیم. به عنوان مثال ، شما ممکن است انتقاد یک دوست را با همان شرم یا ترس و وحشت که در اطراف یک والدین بسیار مهم احساس می کنید ، تجربه کنید. یا ممکن است شما از درگیری جلوگیری کنید زیرا در اوایل یاد گرفتید که ابراز خشم به معنای طرد یا مجازات است.
این انتقال انرژی عاطفی از گذشته به حال برای همه ما اتفاق می افتد. مشکل این نیست که ما این واکنش ها را داریم ، بلکه این که ما اغلب از آنها آگاه نیستیم و نمی فهمیم چرا ما آنها را داریم. ما فکر می کنیم که به اینجا و اکنون واکنش نشان می دهیم ، هنگامی که در واقع ما به یک دستگاه زمان عاطفی کشیده می شویم که تکرار می شود.
اما هنگامی که ما درک کردیم که این احساسات از کجا و چرا سرچشمه می گیرد ، ما یک حس قدرتمند از نمایندگی به دست می آوریم. ما می توانیم شروع به جدا شدن کنیم پس از اکنون
چند زخم می تواند ما را عقب نگه دارد
به عنوان مثال ، شما ممکن است احساس ناراحتی در یک گروه در محل کار کنید ، به خصوص هنگامی که افراد سالخورده بیشتری حضور دارند. هیچ کس نمی گوید یا کاری کاملاً منفی انجام نمی دهد ، اما احساس می کنید خودآگاه و قادر به احساس این هستید که می توانید در بحث مشارکت کنید ، حتی اگر چیزهای زیادی دارید که می توانید بگویید. ممکن است افراد دیگر متوجه این موضوع نشوند ، اما ، برای شما ، این ناراحتی واقعی و آشنا است. این می تواند نشان دهنده تجربیات اولیه در خانواده یا گروه های همسالان شما هنگام نادیده گرفتن ، اخراج یا حتی مورد آزار و اذیت باشد.
نکته آخر این است که زخم های قدیمی می توانند به زندگی فعلی شما بپردازند. ما گذشته عاطفی را در زمینه های جدید قرار می دهیم ، غالباً بدون تحقق آن.
تغییر با آگاهی آغاز می شود
آگاهی اولین قدم در آن تحول است. ممکن است از خود بپرسید:
- وقتی احساس تحریک می کنم ، آیا احساسات احساس آشنایی می کنند – مانند الگویی که قبلاً احساس کرده ام ، شاید حتی سالها؟
- آیا من به روش هایی که با تجربیات گذشته شکل می گیرند ، با افراد ارتباط دارم؟
- آیا من در الگوهای قدیمی گیر کرده ام که مرا عقب نگه می دارند؟
- آیا هر بار که این الگوی را تکرار می کنم به نتیجه دیگری امیدوار هستم؟
این پاسخ ها سرنخ های عاطفی را ارائه می دهد.
روانشناسی درمانی فضایی را برای بررسی منبع این الگوهای قدیمی ، درک نحوه شکل گیری آنها و ایجاد روشهای جدید برای ارتباط – هم با دیگران و هم برای خودتان ایجاد می کند. این در مورد سرزنش گذشته یا گیر افتادن در آن نیست. روان درمانی روانگردان در مورد درک چگونگی زندگی گذشته در ما است ، به طوری که دیگر ما را کنترل نمی کند.
بازنویسی روایت های جدید ما
آگاهی و پردازش در روان درمانی روانگردان ، درهای تغییر پایدار را باز می کند – می تواند پاسخ های شما را نرم کند ، روابط شما را عمیق تر کند و امکان برقراری ارتباط صادقانه تر را فراهم کند. درمان همچنین به ما این امکان را می دهد که در صندلی راننده زندگی خود باشیم و متفاوت را انتخاب کنیم. ما محکوم به تکرار گذشته نیستیم – ما فقط باید “چرا” را درک کنیم.
زخمهای قدیمی می توانند ما را بیش از آنچه که متوجه می شویم ، تحت تعقیب قرار دهند ، برداشت های ما را ببندند و احساسات ما را ربوده کنند. اما هنگامی که ما با ارواح گذشته خود روبرو می شویم ، می توانیم از واکنش خودداری کنیم و با وضوح و آزادی حرکت به جلو پاسخ دهیم.
Marlynn Wei ، MD ، PLLC کپی رایت 2025