09:19 - 2024/10/05

چگونه روان درمانی می تواند به استرس انتخابات کمک کند

[ad_1] بسیاری از ما که عمیقاً از آینده سیاسی نامشخص این کشور (یا سایر عوامل استرس‌زای اجتماعی مانند بحران زیست‌محیطی) ناراحت هستیم، نمی‌دانیم از کجا باید از رنج خود رهایی پیدا کنیم. برخی روی پذیرش یا تنظیم عاطفی کار می کنند یا به دارو تکی...

چگونه روان درمانی می تواند به استرس انتخابات کمک کند

[ad_1]

بسیاری از ما که عمیقاً از آینده سیاسی نامشخص این کشور (یا سایر عوامل استرس‌زای اجتماعی مانند بحران زیست‌محیطی) ناراحت هستیم، نمی‌دانیم از کجا باید از رنج خود رهایی پیدا کنیم. برخی روی پذیرش یا تنظیم عاطفی کار می کنند یا به دارو تکیه می کنند. دیگران ممکن است گفتار درمانی را در تغییر الگوهای افکار منفی مفید بدانند. اما اگر این رویکردها فقط تا حدی موفق باشند، یا صرفاً علائم سطحی را برطرف کنند، چه؟

روان درمانی خود را به عنوان درمانی معرفی می کند که عمیق تر به علل اصلی مبارزات روانی ما می رسد، اما آیا واقعاً برای مقابله با عوامل استرس زای سیاسی و اجتماعی مناسب است؟

تاریخچه روانکاوی به عنوان غیرسیاسی

مردم تمایل دارند روان‌درمانی را به عنوان درمانی برای مشکلات شخصی و درگیری‌های درونی بدانند – و دلیل خوبی هم دارد. هنگامی که فروید برای اولین بار این رشته را ایجاد کرد، به جای جامعه به طور گسترده بر خانواده هسته ای تمرکز کرد و نگرانی او با اضطراب ناشی از درگیری بین انگیزه های ناخودآگاه ما و نیروهای سرکوب کننده بود که بیان آنها را ممنوع می کند. از نظر فروید، پریشانی روانی ناشی از یک بحران درونی در مورد اینکه چه کسی هستیم و چه کسی می خواهیم باشیم، به وجود آمد.

امروزه، به پیروی از فروید، ما هنوز تمایل داریم که اضطراب را به عنوان یک وضعیت درونی، اغلب پایدار و آزادانه، بر خلاف استرس، که به عنوان واکنشی به رویدادهای بیرونی درک می شود، تعریف کنیم. اضطرابی که می‌توانیم با نگاه کردن به درون روی آن کار کنیم، اما به جز یافتن مکانیسم‌های مقابله‌ای برای مقابله با آن‌ها، در مورد رویدادهایی که خارج از کنترل ما هستند، چه کاری انجام می‌دهیم؟

اگر مشکل بیرون از ماست، روان درمانی چگونه می تواند کمک کند؟

اول، مهم است که توجه داشته باشیم که روان درمانی از زمان فروید تغییرات زیادی کرده است، و یکی از تغییرات قابل توجه به سمت پذیرش این موضوع بوده است که عوامل اجتماعی در رشد روانی و سلامت روان بسیار مهم هستند.

با این حال، حتی فروید که در هر دو جنگ جهانی زندگی کرد، مجبور شد در نظریه‌های خود جایی برای تأثیرات رویدادهای سیاسی آسیب‌زا باز کند. او پس از ملاقات با سربازانی که از کابوس های مکرر میدان نبرد رنج می بردند، تئوری های خود را در مورد رویاها تغییر داد و در مقاله پیشگامانه خود، سوگواری و مالیخولیا، که ایده های خود را در مورد افسردگی بیان می کرد، فهرست تلفات خود را که می تواند منجر به این بیماری شود، شامل موارد سیاسی-اجتماعی می شد. بحران هایی مانند از دست دادن آزادی یا آرمان های دیگر.

یقیناً، فروید تهدیدات علیه آزادی‌های دموکراتیک یا سلامت کره زمین را دلایل قابل قبولی برای درد روانی می‌دانست.

رویکردهای روانکاوانه معاصر به استرس اجتماعی

روان درمانگران معاصر امروز از این هم فراتر رفته اند. آنها تمایل دارند که عقاید فروید را از دریچه نسبیت اجتماعی، محصول فرهنگ و عصر او ببینند، و اکنون خصوصی و اجتماعی را به طور جدایی ناپذیر پیوند می خورند. به عبارت دیگر، نه تنها همه ما توسط هنجارها و شرایط اجتماعی شکل می گیریم، بلکه تجربه ما از رویدادهای اجتماعی و سیاسی نیز بر اساس آنچه که هستیم شکل می گیرد.

چگونه اندیشیدن به امر سیاسی به عنوان شخصی بر درمان تأثیر می گذارد

در کار با افرادی که با عوامل استرس زای خارجی سر و کار دارند، به عنوان مثال، در طول کووید، و اکنون در فصل انتخابات، من همیشه روش های منحصر به فردی را در نظر می گیرم که در آن شرایط همه ما به طور جداگانه برای ما ایجاد می شود. حتی اگر رویدادهای دردناک یا وحشتناک بیرون از ما باشد، دردها و وحشت‌هایی که در ما ایجاد می‌کنند با تاریخچه‌ها، ترس‌ها و خیال‌پردازی‌های شخصی ما تعریف می‌شوند. در نهایت، آنها به ناخودآگاه، که در مرکز بسیاری از نظریه ها و عمل های روانکاوی قرار دارد، باز خواهند گشت.

برای ارائه چند نمونه از بحران کووید: بیماری که توسط والدینی بیمار بزرگ شده بود، در طول همه‌گیری همه‌گیر احساس ناتوانی و گرفتار شدن می‌کرد. دیگری که با اضطراب اجتماعی سر و کار داشت، در انزوا تا حدی احساس آرامش می کرد، و سومی که عموماً مضطرب بود، در مواجهه با یک بحران بیرونی که با دید فاجعه بار او از واقعیت همسو بود، در واقع آرامتر شد.

اکنون، در روزهای منتهی به انتخابات، مشاهده می‌کنم که چگونه یک بیمار بزرگ شده توسط پدری سلطه‌گر از چشم‌انداز پیروزی ترامپ کاملاً وحشت زده می‌شود – گویی این نتیجه اعتقاد ناخودآگاه او را تأیید می‌کند که او هرگز واقعاً آزاد نخواهد شد. بیمار دیگری که جدایی سخت ایدئولوژیک و شخصی از خانواده بسیار مذهبی خود را تحمل کرد، ترس از یک جنگ داخلی را فراگرفته است – جنگی که بازتاب شکاف درونی خود او و درد ناشی از رفتن علیه عزیزانش است.

در کار با چنین بیمارانی، من انتظار ندارم که آنها را به طور کامل از نگرانی هایشان در مورد سرنوشت عینی ملت یا جهان خلاص کنم، اما هدفم این است که به آنها کمک کنم حقایق را از تجربه گاه تحریف شده یا اغراق آمیز آنها در فانتزی جدا کنند. . اگر با هم نتوانیم واقعیت را دلپذیرتر کنیم، احتمالاً می‌توانیم آن را از یک کابوس به یک خبر بد تبدیل کنیم.

[ad_2]

مطالب مرتبط

برنجستان