مدتی برگشت ، من برای اوتیسم ارزیابی شدم. من به عنوان یک پزشک ، من همیشه سوء ظن خود را داشته ام ، اما می خواستم نظر شخص دیگری را برای ارزیابی بهتر بدست آورم. من به بسیاری از مردم نگفته ام. من اکثراً در زمینه های خاص فقط خود بیان می کنم ، یا وقتی سؤالاتی را که “چگونه شما می آیید” یا “چرا نمی توانید” دریافت می کنم که فقط با به اشتراک گذاشتن این اطلاعات می توان به آنها پاسخ داد. وقتی من آن را به اشتراک می گذارم ، بیشتر مردم چشم نمی زنند. من فکر می کنم بیشتر کسانی که من را می شناسند تعجب نمی کنند.
اما هر چند وقت یکبار ، “شما به نظر نمی رسد/به نظر نمی رسد/عمل می کنید.” من معمولاً این افراد را می خندم زیرا برای من مهم نیست- تشخیص فقط برای تأیید من و به من کمک می کند تا درک کنم که بسیاری از چیزهایی که من با آنها دست و پنجه نرم کرده ام (مشکلات حسی شدید و مبارزات با درک و پیمایش در بسیاری از موقعیت های اجتماعی) فقط “در ذهن من” نبودند.
یک عمر سوالات بی پاسخ
وقتی حدود 3 یا 4 ساله بودم ، مادرم به دلیل ناراحتی شدید من از صدای موسیقی پخش می شود که من را “گروگان توسط یک تجارت تلویزیونی” نگه می دارد. من چنان واکنشهای شدیدی نسبت به چیزهایی داشتم که بسیاری دیگر به سادگی خفیف تحریک کننده بودند یا حتی قادر به نادیده گرفتن بودند. تا زمانی که می توانم به خاطر بسپارم ، صداها یا بافت های خاصی مرا به جایی که احساس ناراحتی جسمی می کنم ، آزار داده است. به عنوان یک نوجوان ، والدین و والدین دوستان من را “حساس” می نامند و می گویند من خیلی شکایت کردم. من به سرعت یاد گرفتم که افراد دیگر این “مسائل” را که هر روز با آنها سر و کار داشتم ، ندارند.
در دبستان ، یک معلم به مادرم پیشنهاد کرد که من آزمایش را انجام می دهم. من همیشه در کلاس های با استعداد و با استعداد بودم که هفته ها جلوتر از همسالانم کتاب و تکالیف را تمام می کردم. اما من نتوانستم دستورالعمل های اساسی را دنبال کنم یا برخی از نشانه های اجتماعی را درک کنم. این اوایل دهه 90 بود ، و کلماتی مانند “اوتیسم” و “ADHD” توسط اکثر خانواده های طبقه متوسط از این ننگ و اشتیاق اجتناب شدند. اما بعضی اوقات تعجب می کنم که آیا این اعتبارسنجی می تواند به من کمک کند تا خودم را درک کنم و همچنین به دیگران کمک کنم تا مرا درک کنند.
از آنجا که من در مدرسه بسیار مفصل و عالی بودم ، بیشتر بزرگسالان احتمالاً فکر نمی کردند که رفتارهای من چیزی غیر از مشکلات رفتاری باشد. به عنوان یک دختر ، علائم من از تحریک بیش از حد ، سطح زیاد تحریک پذیری و ناراحتی در موقعیت های اجتماعی اغلب به عنوان دشوار برچسب خورده بود. یادم است که وقتی همکلاسی ها بینی آبریزش داشتند ، اتاق را ترک کردم زیرا صدای خرخر کردن من را به یک ذوب شدن کامل می فرستد. متأسفانه ، والدین من ، که اغلب در استرس و اختلال عملکرد خودشان گره خورده اند ، فکر می کردند که من فقط “دشوار” هستم و مجازات می شوم.
اعتبار سنجی یک تشخیص
جاده اعتبارسنجی برای من طولانی بود. من بیش از 30 سال را صرف بهانه ای برای چیزهایی کردم که در پشت سرم می دانستم که برای دوستان و همکارانم معمولی نیست.
“من فقط اضطراب اجتماعی دارم.” من به عنوان بهانه ای گفتم وقتی دیگران متوجه شدند که من در ملاء عام مشکلی صحبت نمی کنم اما در شرایط درگیری استرس شدید داشتم.
شما فقط به راحتی پریشان هستید ، من هر بار که نمی توانم صحبت کنم ، قادر به برقراری تماس چشمی نیستم یا حتی قادر به عبور از خیابان نیستم به دلیل اضافه بار حسی شدید ، به خودم می گفتم.
هر کس بافت ، صداها و پارچه هایی خاص دارد که باعث می شود آنها لک ها را هدایت کنند و باعث درد جسمی شوند، من بارها و بارها به خودم اطمینان دادم … درست است؟
“من فقط یک خانم گربه هستم ،” وقتی از من سؤال شد که چرا چنین ارتباط محکمی با حیوانات دارم اما برای دوست داشتن با انسان تلاش می کنم ، شوخی می کنم.
و این رفتارهای عجیب و غریب ، دستانم را جلوی صورتم تکان می دهد ، در طول روز با صدای بلند و صدای بلند صدای و کلمات دیگر را تکرار می کند ، و چیزهای دیگری که من تمام تلاش خود را کردم تا خودم را حفظ کنم ، فکر می کنم ، فقط “عجیب و غریب” من است.
اما همانطور که به بزرگسالی ادامه دادم ، فهمیدم که بیش از چند مورد از این “چیزها” وجود دارد که ماسک سخت تر می شوند. نقاب زدن به من احساس کرده بود که من فقط یک فرد دشوار و عصبانی هستم و توضیح این که چرا دائماً تحریک پذیر و غرق می شوم ، سخت تر می شود.
سرانجام ، من شجاعت یک ارزیابی را مطرح کردم- ارزیابی ای که در نهایت یکی از معتبرترین رویدادهای زندگی من بود.
چرا تشخیص اهمیت دارد؟
بسیاری از افراد مبتلا به اوتیسم احساس می کنند که یک تشخیص رسمی به اندازه تجربه زندگی مهم نیست ، به خصوص که مسیر تشخیص اغلب طولانی ، استرس زا و گران است. با این وجود ، بسیاری از آنها احساس اعتبار می کنند وقتی که “Whys” را در پشت بسیاری از رفتارها و احساساتی که در غیر این صورت غیر قابل توضیح بوده اند ، درک می کنند. این به احتمال زیاد به همین دلیل تشخیص بیشتر اوتیسم و سایر متخصصان عصبی وجود دارد: به دلیل شناخت گسترده در مورد چگونگی وجود این Conditons و تشخیص های موجود در تجربیات مختلف زندگی.
اکنون ما درک گسترده ای از چگونگی تجلی عصبی ، به ویژه در زنان و گروه های حاشیه نشین داریم. زنان غالباً علائم خود را به عنوان دستکاری یا پرخاشگر دیده می شوند. و با توجه به نحوه اجتماعی شدن زنان ، ما همچنین تمایل داریم که کمتر از یکنواخت و یک روش مستقیم صحبت کردن نسبت به آنهایی که ممکن است مردان باشد ، داشته باشیم.
تشخیص من یکی از بهترین و تأیید کننده ترین مواردی بود که برای من اتفاق افتاده است. نباید از آن ترسید یا درمان شود.