دو صندلی ساحلی آبی در نزدیکی آب
منبع: عکس Aaron Burden on Unsplash
مکالمات، کتابها، مقالات و منابع دیگری در مورد نحوه شروع کار، نحوه گذر از فراز و نشیبهای مختلف شغلی، چگونگی جستجوی فرصتهای جدید، و چگونگی ارتقاء مهارت و مهارت برای آماده شدن برای آنچه در آینده است وجود دارد. افق اگر چیزی است که چند سال گذشته به ما آموخته است، این است که زندگی غیرقابل پیشبینی است، تغییر میتواند از مکانهای غیرمنتظرهای به وجود بیاید، و همه ما باید در زمان رسیدن برای آن آماده باشیم.
اما زمانی فرا می رسد، چه با انتخاب یا به زور، کار شما به پایان خواهد رسید. در واقع، طبق سرشماری ایالات متحده (2019) تا سال 2030، تمام اعضای نسل به اصطلاح “بیبی بومر” 65 ساله خواهند شد. و در حالی که این دیگر سن تعیین کننده ای برای بازنشستگی نیست، نشان دهنده یک تغییر جمعیتی بزرگ برای جمعیت است. مهمتر از آن، ممکن است یک تغییر واقعی برای شما باشد. از آنجایی که همه ما طولانیتر زندگی میکنیم، و در واقع، بیشتر کار میکنیم، چگونه برای پایان هویت خود به عنوان یک حرفهای آماده میشوید (یا شاید فقط هویت خود را به عنوان یک حرفه نقش فعلی) می تواند دشوارتر از نحوه شروع شما باشد. و از اهمیت کمتری برخوردار نیست.
چالش پایان ها
پایان هرگز آسان نیست. حتی زمانی که آن چیزی میخواهد، پایانها یک قطع ارتباط فیزیکی و عاطفی را با چیزی شناخته شده و آشنا تحمیل میکنند که میتواند باعث ایجاد احساس اضطراب، استرس و عدم هدف شود. پایان نیاز به تغییر در طرز فکر و گاهی در مهارت با آمادگی یا راهنمایی اندک دارد. به هر حال، جهت گیری برای زندگی پس از کار وجود ندارد.
نویسنده و استراتژیست تغییر سازمانی ویلیام بریجز (2019) مدلی را برای تشریح آنچه برای افراد در هنگام تجربه نوعی رویداد تغییر رخ می دهد ایجاد کرد. ابتدا باید از پایان، آنچه آشنا و شناخته شده بود، رها شد. سپس فرد دچار اندکی سقوط آزاد می شود، چیزی که او آن را منطقه خنثی می نامد، جایی که ممکن است قوانین یا ساختارهای قابل شناسایی وجود نداشته باشد. و در نهایت، باید به آغازی جدید پیوست. هر یک از ما این سه مرحله را زمانی که تغییر را تجربه می کنیم، پشت سر می گذاریم، اما آن را با سرعت های متفاوت و با احساسات و تجربیات بسیار فردی انجام می دهیم.
شما ممکن است خود را از آنچه پشت سر می گذارید جدا کنید و آن شروع جدید را به سرعت و با خوشحالی بیابید، در حالی که من ممکن است برای مدتی به آن پایان بچسبم، نگران این هستم که وقتی رها کنم چه اتفاقی می افتد. اما در نهایت، هر یک از ما باید رها کنیم تا به جلو برویم. رها کردن نقش حرفه ای برای قدم گذاشتن در ناشناخته های بعدی به معنای جرأت تغییر مفهوم هویت است.
کار ما به عنوان هویت ما
برای مدت طولانی، کار یکی از روشهای خلق هویت بوده است، همانطور که در پست اخیر به تفصیل توضیح داده شده است Inside Higher Ed نویسنده و استاد استیون مینتز (2024). نقشهای حرفهای ما به ما کمک میکند تا ما را تعریف کنیم، به ما جامعه ببخشیم، و به ما کمک میکند تا بفهمیم در کجای جهان و جامعه قرار داریم. در عین حال، زمانی که دیگر امکان هویت یا نقش دیگری را غیر از آن چیزی که در حال حاضر داریم نمی بینیم، یا زمانی که چنان در هویت کاری خود گرفتار می شویم که شروع به تأثیر بر ارزش شخصی ما می کند، این تعاریف می توانند محدود کننده شوند. مورگان، 2021). در نتیجه، برای حرکت موفقیت آمیز از زندگی حرفه ای خود به چیز دیگری نیاز به تعریف مجدد و سست شدن این پیوندها دارد.
همانطور که بوردیا، رید و بوردیا (2020) خاطرنشان کردند، بیشتر بررسیهای انتقال از کار به بازنشستگی بر روی سؤالات «چه چیزی» متمرکز شدهاند، یا چه چیزی مشارکت و مشارکت در کار و بازنشستگی را پیشبینی میکند. اما نیاز به تمرکز بر روی سؤالات “چگونه” نیز وجود دارد: “بازنشستگان چگونه با از دست دادن موقعیت و معنای ناشی از کار کنار می آیند؟ چگونه آنها از منابع شخصی و زمینه ای برای پاسخ به یک تغییر عمده زندگی مانند بازنشستگی استفاده می کنند؟ زیرا در نهایت، حرکت از نقش کاری به سمت بازنشستگی، رها کردن یک هویت برای انتقال به هویت جدید است. و این فرآیند نه یکنواخت است و نه لزوماً آسان.
چگونه اکنون آماده شویم
آماده شدن برای پایان کار نیاز به برنامه ریزی، قصد و تأمل در مورد موضوعاتی از جمله امور مالی، تصمیمات بهداشتی و رفاهی و موارد دیگر دارد. صرف زمان برای تصمیم گیری در مورد اینکه چه کسی می خواهید باشید، چه در حال حاضر و چه در آن آینده نامشخص، و اینکه چگونه در این لحظه گذار حرکت کنید، اهمیت کمتری ندارد. در اینجا پنج راه وجود دارد که می توانید همین الان شروع کنید.
چرایی خود را شناسایی کنید چرا هر روز سر کار حاضر می شوید؟ چه چیزی شما را هدایت می کند؟ آن موارد غیرقابل مذاکره که شما محکم نگه دارید چیست؟ اینها در نهایت سؤالات ارزشی هستند. دلیل شما چیست و چقدر به خوبی از آن ارزش ها استفاده می کنید؟ برای هماهنگی بیشتر با چرایی خود چه تغییراتی باید انجام دهید؟
آنچه به شما غذا می دهد و آنچه که نیست را بررسی کنید. هیچ یک از ما کنترل کاملی بر زندگی روزمره خود نداریم و همیشه افراد یا پروژه هایی وجود خواهند داشت که انرژی را از ما می گیرند. اما به نقطهای رسیدهاید که میتوانید خود را با چیزهایی که شما را پر میکنند هماهنگ کنید. فهرستی از چیزهایی که به شما غذا می دهند تهیه کنید. چند وقت یکبار آنها را انجام می دهید؟ چگونه می توانید آنها را بیشتر انجام دهید؟ برای انجام بیشتر آنها باید چه چیزی را رها کنید؟
چه چیزی را باید پشت سر بگذارید؟ چه یک سال دیگر باشد چه پانزده سال دیگر، در مقطعی با زندگی کاری خود خداحافظی می کنید و به چیز دیگری سلام می کنید. چه چیزی را باید پشت سر بگذارید تا آن انتقال تا حد امکان مؤثر باشد؟ آیا این تکه ای از هویت شماست؟ آیا ایمنی و امنیت این است که بدانیم هر روز چگونه درگیر خواهید شد؟ آیا این جامعه ای است که شما ساخته اید؟ در مورد از دست دادن این جنبه های زندگی خود چه احساسی دارید؟
درگذشت خود را بنویسید این امر مرضی به نظر می رسد زیرا اینطور است، اما همچنین یک تمرین بازتابی و بینایی عالی است. اگر قرار باشد در هفته آینده فوت کنید، در مورد تأثیر و دستاوردهای شما چه نوشته می شود؟ میراث شما چه خواهد بود؟ اکنون، آن ها را به اظهارات آرزویی تبدیل کنید. برای تحقق این میراث چه باید کرد؟
عمیقاً در روابط کاوش کنید. در نهایت، چون امیدوارم برای مدت طولانی زندگی کنید، شروع به ایجاد و تعمیق آن روابط مهمی کنید که شما را حفظ کند، و برای سالهای آینده به زندگیتان معنا و هدف میدهد. یک سیستم حمایتی سالم کلید زندگی طولانی، سالم و شاد است. اکنون برای سرمایه گذاری روی آن روابط چه کاری باید انجام دهید تا در آینده به سرمایه گذاری روی شما ادامه دهند؟