04:07 - 2024/11/02

چگونه بدانیم چه چیزی را بپذیریم و چه چیزی را به چالش بکشیم

[ad_1] یک بار در توری که داشتم دو زن نابینا بودند. تجارب بودن با آنها نمی توانست بدتر از این باشد. لی از این ناراحت بود که مسافران دیگر یا او را نادیده می‌گیرند – «هیچ‌کس در مورد چمدانم به من کمک نمی‌کند!» – یا آنها نسبت به او...

چگونه بدانیم چه چیزی را بپذیریم و چه چیزی را به چالش بکشیم

[ad_1]

یک بار در توری که داشتم دو زن نابینا بودند. تجارب بودن با آنها نمی توانست بدتر از این باشد. لی از این ناراحت بود که مسافران دیگر یا او را نادیده می‌گیرند – «هیچ‌کس در مورد چمدانم به من کمک نمی‌کند!» – یا آنها نسبت به او اغماض کردند – «من خودم می‌توانم در را باز کنم!» پائولا برعکس بود. او از نبود کمک یا حمایت دیگران در گروه شکایت نکرد.

می‌توانستم حدس بزنم که چرا لی همیشه عصبانی بود در حالی که پائولا از این سفر خوشحال بود. شاید آنها تجربیات زندگی متفاوتی داشته اند یا ممکن است رفتار آنها منعکس کننده شخصیت آنها باشد. آنچه این دو زن نشان دادند، هر چه ریشه داشت، تضاد بین پذیرش و تغییر بود. دو انگیزه متناقض به نمایش گذاشته شد: پذیرش خودمان آنگونه که هستیم و پذیرش به عنوان وسیله ای برای تغییر شخصی. لی سفر را همانطور که شروع کرده بود تمام کرد: شکایت، ترش و بدون تغییر. در مقابل، پائولا از تجربه خود هیجان زده بود و مشتاقانه منتظر سفر دیگری بود.

جان سی ویلیامز روانشناس و همکارانش از متون مذهبی از جمله می نویسند: «این تصور که پذیرش – خود، دیگران، شرایط و جهان در کل – می تواند نیرویی برای تغییر شخصی باشد، ریشه های عمیقی در فرهنگ شرقی و غربی دارد. مانند کتاب مقدس، سوتراهای بودایی، و باگاواد گیتا، تا آثار سکولار نوشته مارکوس اورلیوس، شکسپیر و اشتاین بک.

ارسطو در نوشتن درباره دوستی تنش بین پذیرش و تغییر را روشن می کند. او می نویسد: «کسانی که خیر دوستان خود را به خاطر دوستان می خواهند، واقعاً دوستان هستند، زیرا هر یک دیگری را برای آنچه که هست دوست دارد، نه به دلیل ویژگی اتفاقی». پذیرش یک دوست «آنچه که هست» با این نظر ارسطو تضعیف می‌شود که می‌گوید پذیرش دوست صرفاً پذیرش این نیست که آنها خودشان را نشان می‌دهند، بلکه «کسانی که در اوج زندگی (دوستی) هستند، به اعمال شرافتمندانه تحریک می‌شوند. دو نفر با هم می‌روند، زیرا با دوستان، مردان توانایی بیشتری برای فکر کردن و عمل کردن دارند.»

دوستان بالغ یکدیگر را تشویق می کنند که به عنوان افراد با فضیلت عمل کنند. یک دوست شما را نه تنها همانطور که هستید می پذیرد، بلکه به همان اندازه مهم است که شما را تشویق می کند تا به خود بزرگتر خود برسید.

برای روشن بودن، پذیرش خود به معنای تسلیم شدن در برابر شرایط نامطلوب یا ناعادلانه خارجی نیست. برای مثال، قانون آمریکایی‌های دارای معلولیت از افرادی که دارای محدودیت‌های جسمی و پزشکی، و همچنین ناتوانی‌های روانی و یادگیری هستند، محافظت می‌کند. این قانون به رسمیت می‌شناسد که محیط اجتماعی نقش بزرگی در زندگی شخصی ایفا می‌کند و جامعه موظف است برای مثال، حمل‌ونقل عمومی در دسترس معلولان و حمایت‌های قانونی در برابر تبعیض ناشی از معلولیت را فراهم کند. در مواردی که قانون اجرا نمی شود، دلیل خوبی برای دفاع از آن وجود دارد.

در عین حال، خودپذیری محدودیت‌هایی را به رسمیت می‌شناسد که همه از آن برخوردارند زیرا هیچ کس کامل نیست و کمال هرگز امکان پذیر نیست. تلاش برای یک زندگی بی عیب و نقص، به طور قطع منجر به احساس بی کفایتی می شود.

در حالی که از بین بردن موانعی که افراد را به طور ناعادلانه تحت تأثیر قرار می دهند مهم است، اما همه چیز در مورد ما نمی تواند یا نباید بهتر شود. شخصی که برای اصلاح همه چیز تلاش می کند – فردی که نمی تواند خود یا دیگران را به عنوان ناقص بپذیرد – اغلب سرسخت، بی حوصله و ناراضی است.

دانستن اینکه چه چیزی را باید تغییر دهید و چه چیزی را بپذیرید یک کار دشوار و در عین حال حیاتی است. هرکسی با ضعف های ذاتی و خود طبیعت محدود شده است. تنها چیزی که همه ما باید بپذیریم این است که زندگی ما محدود است. تولد، رشد، زوال: این چرخه طبیعی است، چرخش بی وقفه ای که ما بخشی از آن هستیم. پذیرش خود شامل اعتراف به فانی بودن ماست. با این بینش می‌توان به این خرد دست یافت که بدانیم چه چیزی را باید تغییر دهیم و چه چیزی را به حال خود رها کنیم.

[ad_2]

مطالب مرتبط

برنجستان