تضعیف شدن توسط شخصی که فکر میکردید میتوانید به آن اعتماد کنید، میتواند احساس رفاه و آرامش شما را از بین ببرد. شاید به یکی از دوستانتان اعتماد کرده باشید که از نظر مالی مشکل دارید و به سختی می توانید غذا را روی میز بگذارید. به نظر می رسد افراد دیگر در حلقه اجتماعی شما خوب هستند، بنابراین شما ترجیح نمی دهید این به دانش عمومی تبدیل شود.
با این حال، در حالی که در یک ناهار گروهی بیرون هستید، دوست شما به شما پیشنهاد میدهد که هزینه غذای شما را بپردازد، زیرا «در نهایت، شما در حال حاضر به سختی میتوانید این هزینه را بپردازید». شرم و خشم بر شما جاری می شود و حتی چند روز بعد نمی توانید این احساسات را از خود دور کنید.
روابط خوب بر پایه اعتماد بنا میشوند و وقتی چنین اتفاقی میافتد، نمیدانید چگونه از آن عبور خواهید کرد. با این حال، طبق تحقیقات جدید، راهی وجود دارد.
تضعیف اجتماعی و اثرات آن بر شما
Sandra Costa و همکارانش (2024) از Instituto Universitário de Lisboa (ISCTE) مطالعه خود را در مورد تضعیف اجتماعی به عنوان شکلی از بدرفتاری در محل کار، که به گفته آنها یک اتفاق رایج است، تعریف کردند. اگرچه قلدری، توهین، و پرخاشگری منابع آشکارتر بدرفتاری هستند، تضعیف اجتماعی در زیر رادار با طبل مداوم و پایدار قرار دارد. همكاري كه شما را از لحاظ فيزيكي تهديد ميكند، احتمالاً مورد سرزنش قرار ميگيرد، اما كساني كه درگير شكلهاي ظريفتري از بدرفتاري ميشوند، ميتوانند به راحتي از آن خلاص شوند.
نویسندگان ISCTE اشاره میکنند که اشکال تضعیف اجتماعی شامل انتشار شایعات، پنهان کردن اطلاعات، کنار گذاشتن یا منزوی کردن یک همکار، ادعای اعتبار برای کار آنها، یا شرکت در اقدامات خرابکارانه است. پیامدهای منفی بر روی کارگران آسیبدیده شامل «احساس ناامنی و آسیبپذیری در محل کار» است و میتواند منجر به «کاهش بهرهوری، افزایش نرخ گردش مالی، و مشارکت در رفتارهای غیرمولد در محل کار» شود (مانند سرقت لوازم اداری، تکمیل آهسته پروژهها) (ص. 2). تضعیف اجتماعی نیز می تواند افراد را بیمار کند.
با این حال، راه هایی برای دور زدن این رفتار نفرت انگیز وجود دارد. نظریه ای در روانشناسی سازمانی معروف به مدل تقاضای شغلی-منابع (JD-R) پیشنهاد می کند که افراد منابعی دارند که می توانند از آنها برای کمک به خنثی کردن اثرات منفی مشکلات در کار مانند استرس استفاده کنند.
نویسندگان پیشنهاد میکنند که دو منبعی که مردم میتوانند از آنها استفاده کنند، بخشش و انتقام است. نویسندگان استدلال میکنند که هر دوی این استراتژیها «احساس کنترل خود را بر محیط کارشان به افراد میدهد و باعث میشود بهتر بتوانند با خواستههای شغلی کنار بیایند» (ص. 3).
انتقام یا بخشش؟ کدام بهترین کار می کند؟
مدل کلی که تیم تحقیقاتی پرتغالی بررسی کرد، پیشنهاد میکند که تضعیف میتواند به احساسات عاطفه منفی منجر شود که به نوبه خود میتواند شکایات جسمی (بدنی) ایجاد کند. انتقام و بخشش به عنوان دو مکانیسم مقابله ای عمل می کنند که می توانند عاطفه منفی را خنثی کنند و در نتیجه احتمال بروز علائم فیزیکی را در کارگران کاهش دهند. نویسندگان با استفاده از دانشجویان مقطع کارشناسی در کلاس مدیریت به عنوان استخدامکننده برای شرکتکنندگان در مطالعه، مدل خود را بر روی نمونهای متشکل از 229 کارمند (میانگین سنی 36 سال) که نظرسنجیها را سه بار در یک دوره یک ماهه تکمیل کردند، آزمایش کردند.
اقدامات تضعیف شامل مواردی مانند “همکارانم با من رفتار بی صدا انجام دادند.” موارد بخشش شامل «احساسات منفی که نسبت به آنها داشتم را رها میکردم» و موارد انتقامجویی بر اساس افکار یا شناختها، مانند «ای کاش اتفاق بدی برایشان میافتاد» تنظیم میشد.
موارد تأثیر منفی شامل رتبه بندی احساساتی مانند ترس، عصبی، تحریک پذیر، خصمانه، ناراحت و پریشان بود. در نهایت، شکایات جسمی شامل مشکلات خواب، سردرد، کمردرد، خستگی و کمبود انرژی بود. از آنجایی که این مطالعه از طرحی با تأخیر استفاده میکرد، تضعیف کردن در زمان یک میتواند به عنوان پیشبینیکننده پیامدهای منفی در زمان دوم، یک ماه بعد استفاده شود.
با این مقیاسها که اکنون تعریف شدهاند، میتوانید به این فکر کنید که چه احساسی دارید وقتی کسی درگیر تضعیف به سمت شما است، مانند آن دوست در ناهار. با این حال، بیشتر در مورد این مطالعه، سعی کنید زمانی را تداعی کنید که در محل کار هدف بدرفتاری قرار گرفته اید (یا هستید؟) و واکنش های خود را تصور کنید.
با عطف به نتایج، همانطور که نویسندگان پیش بینی کردند، کارگرانی که سطوح بالاتری از تضعیف را گزارش کردند، سطوح بالاتری از عاطفه منفی داشتند که در نهایت به شکایات جسمی بیشتری تبدیل شد. تنها راهبردی که در جهت نفی اثر تضعیف بود، بخشش بود.
چرا بخشش اینقدر موثر بود؟ کاستا و همکاران پیشنهاد می کند که این استراتژی کار می کند زیرا به شما امکان می دهد بر “افکار و احساسات ناتوان کننده ناشی از آسیب بین فردی” غلبه کنید (ص. 17). انتقام آن پیامدهای منفی را خنثی نمیکند، بلکه تنها به بزرگنمایی یا تشدید احساسات بد کمک میکند. نویسندگان پیشنهاد میکنند که زمانی که مردم میخواهند روابط مثبتی با افرادی که دوست دارند حفظ کنند، بخشش بیشتر از انتقام است.
تبدیل از انتقام به بخشش
اکنون، با فکر کردن به زمان (یا زمانهایی) که با شما بدرفتاری شده است، شاید افکار انتقامجویی در ذهن شما جاری شود. شما تعجب می کنید که چگونه ممکن است کسی را ببخشید که اینقدر بی رحمانه و علنا به شما ظلم کرده است. سپس از خود بپرسید که آیا این فانتزیها واقعاً حال شما را بهتر میکنند؟
در عوض سعی کنید به زمانی فکر کنید که کسی را بخشیده اید، شاید در موقعیتی مشابه با آن برخورد ناخوشایند ناهار. به جای اینکه ویتریول ذهن شما را تسخیر کند، راهی برای احساس آنچه نویسندگان «فرایند تحولآفرین» مینامند، یافتید، فرآیندی که میتواند «ارتباط سازنده را تقویت کند، پرخاشگری را کاهش دهد و احساس نزدیکی را تقویت کند» (ص 12).
بخشش به عنوان جایگزینی برای انتقام یک مزیت اضافه دارد. وقتی درگیر افکار انتقام جویانه می شوید، در یک شیار نشخوار کننده گیر می کنید که در آن مدام سناریوهای مضر را تکرار می کنید. حرکت از آنجا به هر نوع آشتی بسیار دشوارتر است. با توجه به تحقیقات ISCTE، بهتر است راهی برای ترمیم آسیب ناشی از بدرفتاری پیدا کنیم.
برای جمع بندی، تصور عواقب وخیم برای تضعیف کننده به جای پیمودن مسیر به سوی بخشش بسیار آسان است. با این حال، مانند بسیاری از موقعیتهای زندگی، این بخشش است که شما را به مسیر رسیدن به موفقیت سوق میدهد.