رهبران می توانند از خود خواری به عنوان یک ابزار رهبری استفاده کنند.
فرهنگ لغت تعریف می کند خود خواری به عنوان تواضع یا انتقاد از خود. na قبلی روانشناسی امروز پست (2022)، ما طنز را از منظر پیوسته مشاهده کردیم. در یک انتهای این زنجیره طنز به سمت کسی است. هدف، خنده جمعی “به” شخص است. کمدین کریس راک نمونه ای از حس شوخ طبعی سطح 1 است. در نقطه اوج این تداوم، طنز به سمت کسی یا موقعیتی است. هدف این است که به طور جمعی “با” گوینده بخندیم. ما در نظر داریم که جری ساینفلد اغلب در سطح 10 حس شوخ طبعی عمل می کند.
طنز تحقیر آمیز خود یک خنده جمعی “با” گوینده است. از این نظر، در سطح بالایی از طیف طنز قرار دارد. آنچه منحصر به فرد است این است که هدف سرگرمی، سخنران است.
استفاده آبراهام لینکلن از خود خواری به عنوان یک ابزار رهبری
ریچارد کارواردین (2017) اشاره کرد که آبراهام لینکلن جوان سخنران روشن و طعنه آمیزی بود که دوست داشت از حس شوخ طبعی سطح 1 استفاده کند. یک روز مورد تمسخر عمومی لینکلن، لینکلن را به دوئل دعوت کرد. آن تجربه به لینکلن ارزش این را آموخت که طنز خود را به سمت پیوستار طنز حرکت دهد.
یک مثال کلاسیک از استفاده لینکلن از تحقیر خود به عنوان ابزار رهبری زمانی است که یکی از مخالفان سیاسی او رئیس جمهور را متهم به “دوروی” بودن در مورد یک موضوع سیاسی کرد. پاسخ کلاسیک لینکلن این بود: «اگر من دو چهره داشتم، آیا به دنیا نشان میدادم؟ این یکی؟”
جان اف کندی و خود بی ارزشی
در 2 ژوئن 1961، پرزیدنت کندی یک کنفرانس خبری برگزار کرد تا دیدگاه خود را در مورد دیدار خود از رئیس جمهور فرانسه شارل دوگل ارائه دهد. نزدیک تریبون رفت و گفت: «اجازه بدهید خودم را معرفی کنم. من کسی هستم که ژاکلین کندی را به پاریس همراهی کردم.
اخیراً، باراک اوباما، رئیس جمهور سابق، سخنرانی سال 2024 خود را در کنوانسیون ملی دموکرات ها این گونه آغاز کرد: “من تنها کسی هستم که به اندازه کافی احمق است که بعد از میشل اوباما صحبت کنم.” (2024).
خود خواری و اثر پرت فال
الیوت آرونسون، روانشناس اجتماعی (1966) تحقیقی را در مورد آنچه «اثر پرت فال» نامید انجام داد: اگر فردی با موقعیت بالا مرتکب اشتباه شود، آن شخص برای دیگران دوست داشتنی تر می شود. اما اگر یک فرد متوسط یا کم موقعیت اشتباه مشابهی را مرتکب شود، آن فرد کمتر دوست داشتنی می شود. ما فرض میکنیم که اظهارات خود تحقیرآمیز افراد دارای موقعیت بالا، تأثیر مثبتی ایجاد میکند. اظهارات یکسان یا مشابه از یک فرد با وضعیت متوسط یا پایین تر، دوست داشتن آن شخص را کاهش می دهد.
نمونه اظهارات خود انحرافی
این عبارات از اینترنت گرفته شده اند و به منظور ارائه مدل هایی برای راه های خلاقانه برای به کارگیری تحقیر خود در محیط های تجاری هستند.
ممکن است در این مورد اشتباه کنم. اگر اشتباه می کنم، اولین بار نیست.
خبر خوب در مورد من این است که “آنچه می بینید همان چیزی است که به دست می آورید.” خبر بد در مورد من این است که “آنچه می بینید همان چیزی است که به دست می آورید.”
رئیسم پرسید که آیا انتقاد سازنده می پذیرم؟ در حالی که اشک هایم را پاک می کردم گفتم بله.
مردم از من می پرسند که آیا من یک پرنده زودرس هستم یا یک جغد شب؟ من هیچکدام نیستم. من یک کبوتر خسته هستم.
خلاصه و نتیجه گیری
طنز در یک پیوستار وجود دارد. تحقیر خود یک نمونه افراطی از طنز است که در آن شما و مخاطبانتان به طور جمعی به ناتوانی های واقعی یا خیالی گوینده می خندید.
اگر گوینده از جایگاه بالایی برخوردار باشد، خود بی ارزشی می تواند دوست داشتنی بودن را افزایش دهد. رؤسای جمهور لینکلن، کندی و اوباما از خود به عنوان ابزاری برای ایجاد پیوند عاطفی استفاده کرده اند. با این حال، اگر گوینده دارای وضعیت متوسط یا کمتر از حد متوسط باشد، تحقیر خود نتیجه معکوس دارد.