12:11 - 2024/09/11

چگونه ابتدا به نیازهای خود فکر کنید

[ad_1] منبع: Gustavo Fring/Unsplash اگر شما از آن دسته افرادی هستید که می توانید ماسک اکسیژن خود را، به معنای واقعی و مجازی، قبل از دیگران قرار دهید، بیشتر بخوانید. تو خوبی اما اگر شما، مانند بسیاری از زنان، آنقدر عادت دارید که ابتدا به ن...

چگونه ابتدا به نیازهای خود فکر کنید

[ad_1]

منبع: Gustavo Fring/Unsplash

منبع: Gustavo Fring/Unsplash

اگر شما از آن دسته افرادی هستید که می توانید ماسک اکسیژن خود را، به معنای واقعی و مجازی، قبل از دیگران قرار دهید، بیشتر بخوانید. تو خوبی اما اگر شما، مانند بسیاری از زنان، آنقدر عادت دارید که ابتدا به نیازهای دیگران رسیدگی کنید که وقتی به شما توصیه می‌شود «مرزها را تعیین کنید» و «فقط نه بگویید» به درخواست‌ها یا «اول با خودتان مهربان باشید»، جای خالی خود را ترسیم کنید. “شاید بخواهید به پشت این کلمات قصار نگاه کنید تا بفهمید چگونه می توانید به آنجا برسید. چرا اینقدر سخت است که خودتان را در اولویت قرار دهید؟ چه راه هایی برای عبور از این موانع وجود دارد؟

سد راه 1: من ظرفیت بیشتری نسبت به دیگران دارم.

از آنجایی که زنان اغلب نقش مراقب و پرورش دهنده را بر عهده می گیرند، به طور صریح یا ضمنی این پیام را دریافت می کنند که ظرفیت آنها بسیار زیاد است، اگر نگوییم بی حد و حصر، و می توانند به عهده بگیرند. یک چیز دیگر در حالی که دیگران محدودیت‌هایی مانند مریض شدن، خستگی یا نیاز به مراقبت یا توجه ویژه دارند – به جرأت می‌توانم بگویم، انسانی. آنها حتی ممکن است یاد بگیرند که به ظرفیت خود افتخار کنند و هویت خود را به آن پیوند دهند – ابرزن. با گذشت زمان، این توانایی آنها (بله، دوباره آن کلمه) را از بین می برد تا به نیازهای خود فکر کنند و خود را انسانی ببینند، با نیازهای عادی انسانی. نیازی به گفتن نیست که این خودانگاره می‌تواند برای بدن، ذهن و روح مضر باشد و انسانیت کامل خود را انکار کند. پس چگونه این را معکوس کنیم؟

منبع: Mizuno Kozuki/Unsplash

منبع: Mizuno Kozuki/Unsplash

وقتی کسی نیازهای خود را ابراز می کند و شما احساس می کنید که می خواهید پاسخ دهید، به خودتان بگویید – به معنای واقعی کلمه بگویید. “من مشکلات خودم را دارم.“برو، بگو. “من نیازهای خودم را دارم.” ممکن است هنوز فکر کنید که آیا می خواهید به دوست یا همسایه خود کمک کنید، اما حداقل نیازهای خود را در این معادله قرار داده اید. آیا واقعاً می خواهید آن متن را همین الان انتخاب کنید؟ با من بگو: “من مشکلات خودم را دارم.” (اگر مشکلی ندارید، این بخش را رد کنید، اما من مشکوکم که دارید.)

اکنون، به جای اینکه به ظرفیت عظیم خود برای حضور در کنار دیگران فکر کنید، این عضله را که در اثر استفاده بیش از حد آنقدر ساخته اید که شبیه بدنسازان تحریف شده است، به ظرفیت آتروفی خود برای رسیدگی به خودتان فکر کنید. آن عضله تا جایی منقبض شده است که به سختی می توانید نوک Q را بلند کنید. پس با خودت بگو:من باید ظرفیتم را برای مراقبت از خودم تقویت کنم.“عضله سازی نیاز به تکرار دارد، پس تکالیف خود را طوری انجام دهید که انگار به باشگاه می روید. این عضله را بسازید.

سد راه 2: اگر نیازهای خودم را نپذیرم، به نظر نمی رسد که نیازهایم زیاد باشد.

این مثال خوبی برای انکار انسانیت خودتان است. آن را است دیدن خود به عنوان یک کل، با تمام آسیب پذیری ها و ترس ها، و بخش هایی که ممکن است چندان زیبا نباشند، ترسناک است. اما در آغوش گرفتن خود را به طور کامل رهایی بخش است، مانند بازدم و اجازه دادن به آن فقط وجود داشته باشد. ممکن است با خود بگویید:پسر، امروز حالم بد استبلندتر بگو. این خیلی بد نبود، نه؟ از دیدگاه عصب روانشناسی، وقتی احساسات منفی را بیان می کنید، احساسات خامی که در آمیگدال مغز، محل ترس و پرخاشگری ایجاد می شود، کمتر می شود. شدید، و قشر مغز، لایه بیرونی متفکر مغز، کنترل می شود، و واکنش آمیگدال را کاهش می دهد “برای رام کردنش نام ببر” استراتژی، من به عنوان یک والدین از این برای آرام کردن نگرانی‌ها و ترس‌هایم استفاده می‌کنم و آن را به دانش‌آموزانم نیز آموزش می‌دهم.

منبع: Evie Martinez/Unsplash

منبع: Evie Martinez/Unsplash

به طور متناقض، بیان صریح بخش های کمتر قابل قبول خود به شما کمک می کند تا آنها را بخشی از انسان بودن ببینید. در آن مرحله، شما واقعاً به عباراتی مانند “با خود مهربان باشید” نیاز ندارید. دیدن خود از این منظر به جای اتخاذ یک حس کاذب از توانمندسازی (مثلاً “من سوپرزن هستم”) طبیعتاً شفقت بیشتری را برای خود برمی انگیزد و به شما کمک می کند نیازهای خود را بشناسید و به آنها پاسخ دهید.

مانع 3: اگر به نیازهای دیگران پاسخ ندهم، همه چیز از بین می رود.

تشبیه عضلانی را به خاطر بسپارید: همانطور که عضله شما برای پاسخگویی به نیازهای دیگران بیش از حد توسعه یافته است، ماهیچه ابراز نیازهای دیگران نیز به طور کامل، اگر نه بیش از حد، توسعه یافته است. این به این معنی است که اگر شما برای پاسخگویی در آنجا نباشید، آنها تمایل و مهارت لازم را خواهند داشت تا در جای دیگری برای کمک جستجو کنند. بچه ها چطور؟ بله، شما باید در کنار فرزندانتان باشید، اما از نظر رشد نیز برای آنها خوب است که استقلال و عضلات حل مسئله خود را بسازند. (بسیار خوب، این استعاره کافی است، اما دریفت من را متوجه شدید.) چیزها نکن به طور کلی از هم می پاشند

و اگر این کار را انجام دهند، فقط کمی، اشکالی ندارد. کمی آشفتگی می‌تواند آرامش و فرصت‌های جدیدی را به ارمغان بیاورد، که یکی از آنها ممکن است دیدگاهی جدید و رهایی‌بخش به انسانیت کامل شما باشد.

[ad_2]

مطالب مرتبط

برنجستان