اغلب به ما گفته می شود که سازش راز یک رابطه سالم است. این کلمه ای است که در هر کمی از توصیه های رابطه ، از زوج های درمانی گرفته تا نان تست های عروسی ریخته شده است. و در حالی که سازش ضروری است ، نحوه درک و تمرین بیشتر مردم در جایی است که همه چیز می تواند از بین برود.
غالباً ، آنچه که به عنوان “سازش” شناخته می شود ، در واقع چیز دیگری است-ایثار که باعث نارضایتی آرام می شود ، و به عنوان انصاف یا اجتناب از درگیری که به عنوان بلوغ پوشیده شده است ، پنهان می شود.
هنگامی که سازش احساس می شود احساس می کند که یک نفر همیشه خم می شود ، کوچک می شود یا تسلیم می شود ، در حالی که دیگری محکم می ماند ، این ابزاری برای اتصال متوقف می شود و شروع به تبدیل شدن به منبع قطع می کند.
بنابراین اگر مشکل این نباشد که ما نیاز به سازش بیشتر نداریم – اما این که ما باید دوباره به معنای سازش بدانیم؟
در اینجا سه مورد از رایج ترین تصورات در مورد سازش ، و چگونگی تغییر ذهنیت شما در اطراف آنها می تواند یک رابطه کاربردی تر و تحقق بخش ایجاد کند.
1. سازش در مورد رقیق کردن نیازهای یکدیگر نیست-این در مورد قدرت ایجاد همزمان است
بسیاری از زوج ها در دام درمان سازش مانند تفریق قرار می گیرند: “شما عاشق اجتماعات بزرگ اجتماعی هستید ، من شبهای آرام را ترجیح می دهم – بنابراین بیایید برای ماندن در خانه با یک دوست حل و فصل کنیم.” روی سطح ، عادلانه به نظر می رسد. اما با گذشت زمان ، این رویکرد “ملاقات در وسط” می تواند هر دو نفر را احساس کند که فقط برای حفظ صلح ، شادی خود را کم کرده اند.
تحقیقات مسیری متفاوت را ارائه می دهد. یک مطالعه 2021 که به بررسی تصمیم گیری های مشترک مصرف کننده می پردازد ، نشان داد که افراد هنگام انتخاب ، واقعاً احساس قدرت بیشتری می کنند با شریک زندگی آنها از زمانی که آنها را به تنهایی انجام می دهند – حتی اگر از نظر فنی کنترل فردی را رها کنند. این امر به این دلیل است که قدرت واقعی در یک رابطه فقط مربوط به گفتن نهایی نیست. این در مورد تأثیر و احساس داشتن شریک زندگی تان به طور فعال در این روند است.
این بدان معنی است که سازش نباید احساس کند که دنیای شما را کوچک می کند. در عوض ، این می تواند فرصتی برای گسترش آن باشد. در اینجا چگونه می توانید آن را مشترک و رقابتی نکنید:
- با مهمترین چیزی که مهم است شروع کنید. به جای پیش فرض به وسط ، بپرسید: “واقعاً به هر یک از ما در حال حاضر به چه چیزی احتیاج داریم؟” سپس برنامه هایی بسازید که هر دو را منعکس کند – مانند جفت کردن یک شب با یک روز شارژ.
- GIVE را نامگذاری کنید و بگیرید. تجارت را با صدای بلند روشن کنید: “من با شما به این رویداد می آیم و آخر هفته آینده ، بیایید در آن بمانیم.” این به سازش به یک انتخاب آگاهانه و مشترک تبدیل می شود – نه قربانی ساکت.
- تعریف مجدد به عنوان تأثیر. به جای دیدن آن به عنوان از دست دادن کنترل ، بپرسید ، “چگونه می توانیم این را با هم شکل دهیم تا هر دو نیاز ما منعکس شود؟” وقتی هر دو صدا نتیجه را راهنمایی می کنند ، همه احساس قدرت بیشتری می کنند.
هنگامی که سازش به عنوان همبستگی رفتار می شود ، هر دو شریک احساس قدرت ، دیده و در رابطه می کنند.
2. همیشه 50/50 نیست (و اشکالی ندارد)
این ایده که هر دو شریک باید در هر لحظه به طور مساوی کمک کنند ، اما اینطور نیست که روابط واقعی چگونه کار می کند. زندگی ناهموار است. اگر یک شریک زندگی در حال ناراحتی ، استرس یا بیماری باشد ، دیگری ممکن است به طور طبیعی وزن عاطفی یا عملی را بیشتر کند. یک ذهنیت سفت و سخت 50/50 می تواند سخاوت را به نارضایتی تبدیل کند و باعث می شود به جای یک انتخاب دوست داشتنی ، احساس بار را به بار آورد.
تحقیقات از این رویکرد سیال پشتیبانی می کند. یک مطالعه منتشر شده در مجله روابط اجتماعی و شخصی دریافت که فداکاری های مکرر و قابل کنترل – به ویژه هنگامی که آنها احساس سختی نمی کردند – با رضایت بیشتر روابط مرتبط بودند. اما این ظرافت است: تأثیر مثبت ایثار به سبک دلبستگی شخص بستگی دارد. افرادی که با ایمن تر ارتباط برقرار می کردند (کم اضطراب یا اجتناب) رضایت بیشتری در ارائه و دریافت پیدا کردند ، حتی اگر تعادل کاملاً برابر نباشد.
این به ما می گوید که این مربوط به این نیست که چه کسی چه کسی را داده است – این مربوط به روح پشت است. روابط نه بر انصاف ریاضی ، بلکه در مورد انعطاف پذیری عاطفی رشد می کند – دانستن اینکه گاهی اوقات ، یک نفر بیشتر می دهد و با اعتماد به نفس که در نهایت مراقبت در هر دو روش جریان خواهد یافت.
برای پذیرش این جریان ،
- وقتی نازک کشیدید صحبت کنید. اگر بیشتر حمل کرده اید ، چنین بگویید: “من اخیراً کارهای زیادی انجام داده ام – آیا می توانید با X کمک کنید؟” سؤال های شفاف از فرسودگی و ایجاد مراقبت های متقابل جلوگیری می کند.
- فداکاری را انتخاب کنید ، از آن ناراحت نشوید. قبل از گفتن بله ، با خودتان وارد شوید: آیا این مانند عشق یا تعهد است؟ سالم ترین هدیه از انتخاب ناشی می شود ، نه فشار.
- به چیزهای کوچک توجه کنید. فداکاری همیشه بزرگ نیست. حرکات کوچک و روزانه ای را که برای یکدیگر ایجاد می کنید قدردانی کنید – آنها به همان اندازه اهمیت دارند. چنین سپاسگزاری تعادل و مقاومت در برابر روابط را به همراه می آورد.
3. اگر مجبور هستید شریک زندگی خود را متقاعد کنید ، سازش نیست
یک تصور غلط رایج در مورد سازش این است که به معنای ترغیب شریک زندگی خود برای موافقت با شما است. اما اگر خود را به نظر می رسد ، گناهکار و یا ظرافت دستکاری می کنید تا راه خود را بدست آورید-مانند گفتن ، “اگر واقعاً مرا دوست داشتید ، این کار را می کردید”-به خطر نمی افتد ، اجبار می کنید.
تحقیقات در مورد اجبار نشان می دهد که مسئله واقعی فقط فشاری نیست که به شخص دیگر وارد شود ، بلکه این نشان دهنده تمایل به آسیب رساندن به نتیجه است. در زمینه روابط ، استفاده از تهدیدهای عاطفی یا دستکاری برای به دست آوردن راه خود همکاری نیست – این در مورد کنترل وضعیت برای پاسخگویی به نیازهای شما ، صرف نظر از احساسات شریک زندگی شما است.
از طرف دیگر ، سازش واقعی متقابل و اخلاقی است. این در مورد یافتن راه حلی است که هر دو شریک نسبت به نتیجه احساس خوبی دارند. اجبار این امر را با مجبور کردن یک شخص به انطباق تضعیف می کند ، و اغلب باعث می شود که آنها احساس ناراحتی یا ناشناخته کنند. اگر یک شریک زندگی از احساس دستکاری یا ناراضی شدن دور شود ، شما به سادگی مسئله واقعی مورد نظر را به تأخیر می اندازید.
نسخه ای از این پست نیز در Forbes.com ظاهر می شود.