[ad_1]

هر مأمور اظهار نظر در مورد ذوب دیپلماتیک اخیراً تلویزیونی در کاخ سفید با دیدگاه خود در مورد آنچه رئیس جمهور اوکراین “اشتباه کرد” آغاز می شود. او باید کت و شلوار پوشیده بود. او نباید در برابر درخواست های میزبان خود به عقب رانده می شد. او باید قدردانی بیشتری نشان می داد. خود سوء استفاده کنندگان اغلب قربانی را به عنوان مجرم قرار می دهند. “ببینید چه کاری مرا انجام دادید” یکی از نمونه های بسیاری از سوء استفاده کننده است که توضیح می دهد قربانی وی مقصر است. این یک هدف واضح است و به متجاوز این امکان را می دهد که در حالی که هرگونه فشار احتمالی را با گاز گرفتن قربانی با این پیام تضعیف می کند ، احساس خوبی در مورد خود داشته باشد ، “شما خودتان باید مقصر مجازات خود باشید.”
اما چرا دیگران – از رهگذران وحشت زده تا قاضی دادگاه گرفته تا مددکاران اجتماعی با تجربه و حتی ارزیابی کننده های روانشناختی متخصص – این کار را انجام می دهند؟ دو مبارز به تازگی شیوه های تعبیه شده در مورد سرزنش قربانیان را در معرض دید خود قرار داده اند ، به ویژه در موارد کنترل اجباری شرکای مرد به سمت یک شریک زن. شارلوت پرورمن ، وکیل انگلستان ، تصمیمات قضات را برای رد برخی از اتهامات سوءاستفاده صرفاً “چیزهای بسیاری از یک ردیف زناشویی” به چالش کشیده است. اتهامات سوء استفاده غیر جسمی ، به ویژه توسط زنان ، به عنوان “چیزهای عادی” در جلسات رسمی ثبت نام می کند. روانشناس دانشگاهی اما کاتز (2) استدلال کرده است که آنها کنترل اجباری ، دادگاه خانواده و خانواده “یک مسابقه ساخته شده در جهنم” را تشکیل می دهند. دیگری. قربانی. در نتیجه ، قربانیان با فرایندی با هدف کمک به آنها ، در معرض خطر و گازسوز قرار می گیرند.
مسئله دیگری وجود دارد که زیربنای گرایش گسترده ای برای تمرکز بر “اشتباهات” قربانی است. این شامل الگوهای فکری است که به طور معمول تطبیقی هستند. ما از اشتباهات خود می آموزیم. وقتی چیزی پیش می رود ، ما در مورد آنچه اشتباه کردیم تأمل می کنیم تا بتوانیم در آینده از نتیجه مشابه جلوگیری کنیم. اجاق گاز داغ است ، بنابراین ما آن را لمس نمی کنیم. ما قدرت خود را برای جلوگیری از آسیب می بینیم. این الگوی – پیروی از دنباله علیت از نتیجه بد برای اقدام قابل اجتناب از شخص – همچنین می تواند در مورد رفتارهای بین فردی اعمال شود. “فقط لبخند بزنید ، دوست باشید و دوست خواهید شد” ، ما ممکن است به یک کودک خجالتی توصیه کنیم. ما هشدار می دهیم: “با معلم صحبت نکنید و یا بازداشت خواهید شد.” ما می آموزیم که بر محیط بین فردی خود تأثیر داریم. این الگوی تفکر – رفتار خود ما می تواند محیط را ایمن تر کند – برای بقا بسیار مهم است و ما به راحتی آن را رها نمی کنیم. اما گاهی اوقات ، این الگوی احساس ما را از چقدر قدرت ما و دیگران – نشان می دهد.
وقتی کتابی در مورد مادران دشوار نوشتم (3) ، اغلب از من سؤال می شد ، “چگونه می توانم مادرم را کمتر دشوار کنم؟” پاسخ این سوال این است که “شما نمی توانید”. افراد دشوار دشوار هستند زیرا آنها به بدهی معقول و منطقی پاسخ نمی دهند. غالباً “مدیریت آنها”-نگه داشتن محیط بین فردی ایمن-به معنای دوم حدس زدن و سپس پیروی از خواسته های خود در حالی که نیازهای خود را قربانی می کنید. گاهی اوقات ، گزینه – از بهترین گزینه – برای جلوگیری از یک شخص دشوار وجود دارد. اما ما همیشه نمی توانیم این کار را انجام دهیم. کودک به راحتی نمی تواند والدین را ترک کند. قربانی سوءاستفاده خانگی می تواند با گذشت زمان ، یک شریک سوءاستفاده را ترک کند ، اما یک دم رابطه طولانی وجود دارد ، به ویژه هنگامی که شریک سوءاستفاده والدین فرزندان شما است. فکر کردن در مورد کارهایی که می توانید برای جلوگیری از عصبانیت سختگیرانه والدین یا سرماخوردگی والدین یا تحقیر معمولاً انجام دهید ، معمولاً یک احمق است. این منجر به مارپیچ خودآزمایی و ترمیم می شود: “چرا من چیز اشتباهی گفتم؟” و “اگر فقط من کاری نکرده بودم تا او را ناراحت کنم.”
یک چالش خاص که افراد دشوار مطرح می کنند این است که اگرچه آنها به طور قابل پیش بینی دشوار هستند ، پیش بینی اینکه چه چیزی عصبانیت یا سوءاستفاده را نادیده می گیرد ، دشوار است. افراد دشوار پاسخ های خود را توضیح می دهند (“شما به من بی احترامی می کنید” ، یا “شما غیر منطقی/احمق/احمقانه هستید”) ، اما آنچه به عنوان بی احترامی یا احمقانه یا احمقانه حساب می شود ممکن است قضاوت شخص دیگری غیرممکن باشد. علاوه بر این ، آنچه که آنها توهین آمیز می دانند از روز به روز متفاوت است. تلاش برای پرش از طریق حلقه های نامنظم یک فرد متجاوز ، شما را ملزم می کند که در حالت مداوم هشدار بالا باشید. این مانند قدم زدن در میدان مین است.
ما سیمی نیستیم که از صرفه جویی در خود خودداری کنیم ، بنابراین ما به الگوهای متداول فکری می پردازیم (“چگونه می توان از این رفتار افتضاح جلوگیری کرد؟”) حتی وقتی آنها ما را گمراه می کنند. وقتی شاهد کسی هستیم که به طور علنی تحقیرآمیز و محاصره شده است ، با این همه چیز در معرض خطر است ، ما می خواهیم بپرسیم ، “چگونه می توانستند از این امر اجتناب کنند؟” این طور نیست که ما نتوانیم ببینیم که آنها بدرفتاری می شوند. این واضح است اما از آنجا که واضح است ، و از آنجا که ما همچنین می دانیم که افراد دشوار دشوار خواهند بود ، ذهن ما روی آنچه می تواند تغییر کند کار می کند. می بینیم که شخص دشوار در حال تغییر نیست. فقط فرد معقول تر ، کسی که از سوءاستفاده رنج می برد ، می تواند کاری متفاوت انجام دهد. بنابراین قربانی معقول تر به عنوان تمرکز خطا به پایان می رسد. این اکتشافی به طور کلی مفید – تمرکز بر چگونگی تصحیح آنچه فکر می کنیم می توانیم تغییر کنیم – به عمل معمول مقصر مقصر بودن قربانی و گاز گرفتن آنها با پیام می پردازد ، “این به خاطر شما اتفاق افتاد.”
[ad_2]