02:21 - 2025/04/23

چرا قرار است تفکر عالی مغز شما را آزار دهد

[ad_1] هرکسی که ابتدا گفت مغز مانند عضله است به حقیقت نزدیکتر از آنچه احتمالاً می دانستند بود. یک ساعت کشتی را با یک معمای متقاطع ، مقابله با یک شبکه سودوکو یا محاسبه منطقه در زیر پارابولا بگذرانید و آن را دست اول احساس خواهید کرد: مغز شم...

چرا قرار است تفکر عالی مغز شما را آزار دهد

[ad_1]

هرکسی که ابتدا گفت مغز مانند عضله است به حقیقت نزدیکتر از آنچه احتمالاً می دانستند بود.

یک ساعت کشتی را با یک معمای متقاطع ، مقابله با یک شبکه سودوکو یا محاسبه منطقه در زیر پارابولا بگذرانید و آن را دست اول احساس خواهید کرد: مغز شما منبع غیرقابل توصیف افکار عالی و عملکرد اوج نیست.

مغز محدودیت های خود را دارد.

یکی از بزرگترین تعقیب و گریزهایی که یک شخص کنجکاو می تواند انجام دهد ، یادگیری چگونگی فشار آن محدودیت ها دورتر ، بدون شکستن آنها است.

کسانی که سعی کرده اند ممکن است این تفکر خوب را پیدا کرده اند-نوع روشنگری و سنگین و سنگین-فقط سخت نیست. این می تواند احساسات را به طرز حیرت انگیزی نزدیک به خستگی جسمی ، حتی درد به وجود آورد.

اینجاست که قیاس مغز به عنوان عضله واقعاً جمع می شود.

در سال 2022 ، ماتیاس پسیگلون و همکارانش در انستیتوی مغز پاریس تحقیقاتی را منتشر کردند که نشان می دهد کار شناختی شدید به سادگی مغز را به شکلی مبهم خسته نمی کند. از نظر جسمی محیط شیمیایی موجود در آن را تغییر می دهد.

مطالعه آنها ، منتشر شده در زیست شناسی فعلی، دریافت که پس از چند ساعت کار ذهنی سخت ، شرکت کنندگان سطح گلوتامات (یک انتقال دهنده عصبی تحریک آمیز) را در قشر جلوی مغز جانبی ، که منطقه مغز مسئول تفکر مرتبه بالاتر است ، افزایش داده اند.

گلوتامات برای ارتباطات عصبی ضروری است ، اما بیش از حد از آن می تواند برای سلولهای عصبی سمی باشد. در واقع ، تلاش ذهنی پایدار نوعی “باقیمانده متابولیک” را ایجاد می کند ، برخلاف اسید لاکتیک که در عضلات بیش از حد جمع می شود.

مغز ، با سنجش این ، سیگنال های خستگی را برای تشویق شما به متوقف کردن قبل از شروع آسیب ها می فرستد.

هرکسی که تا به حال سعی کرده است از طریق یک پایان نامه متراکم در کتابخانه کار کند ، یا کسی که از ملاقات با یک دانش آموز دکتری در اواسط دکتری لذت می برد ، ظاهر این شکل خاص از فرسودگی شناختی را می داند و می تواند همه چیز را به خوبی خراب کند.

این قیاس همچنین چیزی امیدوارکننده به ما می آموزد: دقیقاً مانند عضلات ، مغز ما می تواند برای رسیدگی به بلند کردن فزاینده سنگین آموزش دیده باشد.

درس اول به طور شهودی دنبال می شود. برای بهبود عملکرد شناختی ، شما باید دقیقاً مانند عضلات ، چالش مترقی را اعمال کنید.

بلند کردن همان وزن بارها و بارها ، سه سر شما را نمی سازد. و فکر کردن در مورد همان ایده ها ، حل همان مشکلات آسان ، یا بازخوانی اطلاعات آشنا ، ذهن شما را نیز افزایش نمی دهد.

تفکر خوب نیاز به یک شیب ثابت چالش ، مشکلات جدید برای حل ، مفاهیم جدید برای کشتی گیری و الگوهای جدید برای نقشه برداری دارد.

مطالعات در پیری شناختی ، مانند آزمایش فعال (Ball et al. ، 2002) نشان داده است که بزرگسالان مسن که درگیر فعالیت های شناختی مداوم و به تدریج به چالش کشیده می شوند ، عملکرد ذهنی واضح تری را بیشتر از کسانی که انجام نمی دهند ، حفظ می کنند ، در بعضی مواقع تا جایی که تأثیر می تواند به مقابله با زوال عقل کمک کند.

یکی دیگر از متاآنالیز (والنزوئلا و ساچدف ، 2006) نشان داد که تعامل شناختی مادام العمر ، نه فقط هر فعالیت ذهنی ، بلکه از نظر ذهنی فعالیت ، با خطر کمتری از زوال عقل همراه است.

به نظر می رسد مغز به کسانی که آن را در شیب نگه می دارند ، پاداش می دهد.

به یک معنا ، تفکر خوب باید مغز خود را آزار دهید.

رشد آن را می طلبد. همینطور حفظ سود حاصل شده است. درست مثل عضلات.

سوال واقعی این است: چگونه می توانید بدون اینکه به فرسودگی شغلی بپردازید ، چالش را زنده نگه دارید؟

یک پاسخ این است که به طور گسترده جهان را کشف کنید.

ساده ترین راه برای تحمل مغز شما این است که آن را از جدید بودن و تشخیص الگوی محروم کنید. محیط های جدید ، ایده های جدید و ترکیب های جدید دانش قدیمی ؛ همه اینها معادل شناختی زمین جدید را برای صعود ارائه می دهند.

و حتی اگر نمی توانید از نظر جسمی سفر کنید ، هنوز هم می توانید کاوش کنید. در خارج از تخصص خود بخوانید و درگیر تخلف معرفت شناختی تولید شوید.

یادگیری خود را ، رشته های مخلوط ، زمینه های juxtapose را در هم آمیخته ، متابولیسم فکری خود را حدس بزنید. هرگز کنجکاو نشوید.

و به طور مهم ، یافته های Pessiglione را به خاطر بسپارید: محدودیت های بیوشیمیایی واقعی برای تفکر پایدار وجود دارد.

وقتی مغز شما به شما می گوید خسته است ، تنبل نیست. این از خودش محافظت می کند.

استراحت ، رفتن به پیاده روی های طولانی ، یا حتی منطقه بندی در مقابل یک نمایش مورد علاقه Netflix ، اقدامات ربودن فکری نیست.

آنها بهبودی فعال هستند. آنها به شما امکان می دهند فردا به آسیاب برگردید ، کمی واضح تر و کمی قوی تر.

مغز شگفتی استقامت است ، اما بی حد و حصر نیست. آن را دراز کنید ، آن را به چالش بکشید ، آن را فشار دهید تا سخت تر و عمیق تر فکر کند.

بلکه اجازه دهید نفس بکشد.

زیرا در پایان ، هدف فقط فکر بیشتر یا طولانی تر نیست.

فکر بهتر است

[ad_2]

مطالب مرتبط

برنجستان