وقتی در مورد شکستن یا طلاق صحبت می کنیم ، اغلب به ضررهای آشکار – شخص ، رابطه ، خانه مشترک می پردازیم. اما برای بسیاری ، دردناک ترین قسمت فقط عدم وجود شریک زندگی نیست. این از دست دادن ناگهانی هویت ، ایمنی عاطفی و آینده ای است که آنها معتقد بودند مطمئن است.
مشتری ها غالباً به ما می گویند ، “من حتی نمی دانم که من بدون آنها هستم” ، یا “احساس می کنم یک شبح را ناراحت می کنم – کسی که هنوز زنده است ، اما دیگر با من نیست.” این تجربیات نه تنها متداول هستند بلکه عمیقاً انسانی هستند. بیایید باز کنیم که چرا شکستگی ها حتی در صورت لزوم می توانند احساس ویرانگر کنند.
1. غم و اندوه آینده ای که هرگز اتفاق نخواهد افتاد
شکست ها فقط به یک رابطه خاتمه نمی یابد ، آنها به یک داستان پایان می دهند – یکی از آنها که شما به طور فعال می نوشتید ، گاهی اوقات برای سالها. شاید این رویای بزرگ کردن کودکان در کنار هم ، رشد پیر در کنار هم یا صرف یکشنبه ها برای تغذیه اردک در پارک باشد. هنگامی که رابطه به پایان می رسد ، این دیدگاه ها از بین می روند و در جای آنها عدم اطمینان ، اندوه و اغلب تنهایی عمیق است.
این ضرر مبهم – عزاداری چیزی که می توانست باشدنامگذاری می تواند سخت تر از یک ملموس باشد ، اما به روش های لطیف و دردناک ماندگار است.
2. از دست دادن “ما” که هویت شما را شکل داده است
در مشارکتهای بلند مدت ، احساس خود ما با رابطه درگیر می شود. شما فقط نبودید شما– شما بخشی از یک بودید مابشر شما شریک زندگی ، محرمانه ، همکار ، دوست مسافرتی یا لنگر عاطفی بودید. هنگامی که رابطه به پایان می رسد ، می تواند احساس کند که از ابتدا شروع می کنید ، مجبور به مجدداً هویتی هستید که اکنون احساس ناآشنایی می کند.
این امر به ویژه در طلاق ها دشوار است ، جایی که هویت های حقوقی و اجتماعی نیز تغییر می کند. کلمات “همسر” ، “شوهر” یا “همسر” ناگهان از بین می روند.
3 خلاء عاطفی
شکستن یک خلاء عاطفی عمیق ایجاد می کند. خواه این رابطه سالم باشد و چه در تلاش باشد ، اما هنوز هم به عنوان یک لنگر عاطفی عمل می کرد. شما شخصی داشتید که پیروزی ها و آسیب پذیری ها را با او به اشتراک بگذارید – کسی که به خانه می آید.
بدون آن ، سکوت می تواند ناشنوا باشد. اصرار به ارسال پیام به آنها هنگامی که اتفاق خنده دار رخ می دهد یا در طی یک روز سخت به وجود می آید ، فقط به این دلیل که رابطه به پایان رسید ، ناپدید نمی شود. این کشش می تواند یکی از سخت ترین قسمت های بهبودی باشد.
4. گناه ، شرم و اسطوره شکست
حتی هنگامی که یک شکست متقابل یا ضروری است ، اغلب وزن گناه یا شرم را تحمل می کند. مردم تعجب می کنند ، آیا من به اندازه کافی تلاش کردم؟ آیا باید بیشتر بمانم؟ تقصیر من بود؟
از نظر فرهنگی ، ما اغلب روابط طولانی را با موفقیت و پایان با شکست برابر می کنیم. اما این تفکر باینری ظرافت را از دست می دهد. روابط می توانند معنی دار ، دوست داشتنی و تحول آور باشند – و هنوز هم به پایان می رسند. گاهی اوقات دوست داشتنی ترین عمل رها کردن است.
5. تدارکات درهم و برهم رها کردن
سرانجام ، اندوه عملی وجود دارد: بیرون رفتن. تقسیم اموال امور مالی اصلاح شده. پیمایش برنامه های همکار. این مراحل فقط قانونی یا لجستیکی نیستند-آنها نقاط درد عاطفی در روند اجازه هستند. و هر کار ، هر تصمیم ، می تواند زخم را مجدداً بازگشایی کند.
بنابراین بهبودی از کجا آغاز می شود؟
روند بهبودی مربوط به “عبور از آن” نیست. این در مورد تغییر مکان مجدد به یک زندگی جدید است – جایی که شما دوباره شخصیت اصلی هستید.
این ممکن است به معنای کشف مجدد احساسات ، بازسازی اعتماد به نفس ، اتصال مجدد با دوستان یا ایجاد روال های جدید باشد که تنها شما هستند. این همچنین به معنای صبور بودن با خود است ، زیرا بهبودی خطی نیست.
شکست می تواند ما را باز کند. اما در آن باز بودن نیز یک دعوت است: برای رشد ، کشف مجدد و عشق دوباره – با خود شروع کنید.