به گزارش پایگاه خبری تحلیلی اندیشه قرن؛ سختترین بخش، خود بحران نیست. آنچه برگه ترخیص بیمارستان هرگز به شما نمیگوید
- بیشتر افرادی که پس از یک بحران سلامت روان از اورژانس مرخص میشوند، راهنمای عملی و مشخصی برای روزهای بعد دریافت نمیکنند.
- فاصله میان آنچه پزشکان درباره درمان میدانند و آنچه برای بهبودی واقعی لازم است، بسیار بیشتر از تصور عموم است.
- پیش از نخستین ویزیت بعدی، دستکم یک فرد مشخص با شماره تماس مستقیم داشته باشید که از وضعیت شما آگاه باشد و در صورت وخیمتر شدن شرایط بتوانید با او ارتباط بگیرید.
هیچ راهنمای واقعی و جامعی برای زندگی پس از ترخیص از اورژانس، آن هم بعد از یک بحران سلامت روان، وجود ندارد. من بیش از دو دهه در سوی دیگر میز ترخیص بیمارستان فعالیت کردهام و به همین دلیل میدانم چرا چنین راهنمایی در اختیار بیماران قرار نمیگیرد؛ زیرا اساساً چیزی برای ارائه وجود نداشت.
برگههای ترخیص معمولاً شامل چند صفحه دستورالعمل ساده، تعدادی شماره تماس برای پیگیری درمان و شاید نسخهای برای تهیه دارو از داروخانه هستند. همچنین از بیمار خواسته میشود خودش برای تعیین وقت ویزیت بعدی اقدام کند.
اورژانس برای چه کاری طراحی شده است؟
بخش اورژانس در مدیریت مشکلات حاد و شرایط بحرانی عملکرد بسیار خوبی دارد. پزشکان سالها آموزش میبینند تا بتوانند جان بیماران را در شرایط اضطراری نجات دهند. اما مأموریت اورژانس معمولاً پس از تثبیت وضعیت بیمار پایان مییابد و برنامه مشخصی برای آنچه پس از ترخیص رخ میدهد وجود ندارد.
از همان لحظهای که بیمار بیمارستان را ترک میکند، مسیر واقعی بهبودی آغاز میشود؛ مسیری که ۲۴ ساعت نخست، دو هفته اول و ماههای بعد از آن اهمیت حیاتی دارند. دقیقاً در همین بازه زمانی است که بسیاری از بیماران، خانوادهها و اطرافیانشان با سردرگمی روبهرو میشوند.
سالها شاهد این وضعیت بودم. بیماران پس از ترخیص، دوباره به همان محیطی بازمیگشتند که گاهی خود یکی از عوامل شکلگیری بحران بود. من امیدوار بودم ارجاعها مؤثر باشند و بیماران پیگیری درمان را ادامه دهند، اما در عمل باید سریعاً به سراغ بیمار بعدی میرفتم.
وقتی خودم بیمار شدم
افسردگی من با آژیر آمبولانس یا یک حادثه ناگهانی آغاز نشد. همهچیز بهآرامی اتفاق افتاد؛ احساسی شبیه محو شدن تدریجی هیجان، شادی و حتی هویت شخصی.
از آنجا که همچنان سر کار میرفتم، وظایفم را انجام میدادم و تصمیمهای مهم میگرفتم، بهراحتی این تغییرات را برای خودم توجیه میکردم.
تمام نشانههای افسردگی بالینی را میشناختم و اگر این علائم را در بیمار دیگری میدیدم، ظرف چند دقیقه تشخیص میدادم. اما درباره خودم، همه آن نشانهها را نادیده گرفتم؛ تا زمانی که دیگر نتوانستم.
روزی پس از پایان یک شیفت کاری طولانی، داخل پارکینگ بیمارستان نشسته بودم و توان روشن کردن خودرو را نداشتم. نه به خاطر اتفاقی خاص، بلکه چون کاملاً فرسوده شده بودم و دیگر انرژی ادامه دادن نداشتم. حتی فکر رفتن به خانه و وانمود کردن به اینکه همهچیز عادی است، برایم غیرقابل تحمل شده بود.
همان لحظه بود که حرف بیمارانم را واقعاً درک کردم.
فهمیدم دانستن مشکل، با توانایی حل آن دو موضوع کاملاً متفاوت هستند. فاصله میان این دو، همان جایی است که بسیاری از افراد زمین میخورند و به کمک دیگران نیاز پیدا میکنند.
۴۸ ساعت نخست؛ مهمترین مرحله بهبودی
اگر خودتان بیمار هستید یا از فردی که دچار بحران سلامت روان شده مراقبت میکنید، در همان زمان ترخیص حتماً نام یک فرد مشخص و شماره تماس مستقیم او را برای ۴۸ ساعت آینده دریافت کنید.
این فرد باید از جزئیات وضعیت شما اطلاع داشته باشد و اگر پیش از نخستین ویزیت شرایط بدتر شد، بتوانید مستقیماً با او تماس بگیرید.
این شخص میتواند یکی از اعضای خانواده باشد که در جریان وضعیت قرار گرفته، پرستار مرکز خدمات درمانی، پزشک مراقبتهای اولیه یا هر فرد مسئول دیگری باشد که از شرایط شما آگاه است.
برگه ترخیص فقط اطلاعات اولیه را ارائه میدهد، اما آنچه واقعاً به آن نیاز دارید، فردی است که در زمانی که درمانگاهها تعطیل هستند، مطب پزشکان بسته است یا سامانههای تلفنی فقط پاسخگوی خودکار دارند، بتواند راهنمای شما باشد.
فاصله میان تثبیت وضعیت و بهبودی واقعی
واقعیت این است که ترخیص از اورژانس به معنای پایان بحران نیست؛ بلکه آغاز مرحلهای است که بیشترین حمایت را میطلبد. بهبود سلامت روان فرایندی تدریجی است و بدون شبکه حمایتی، پیگیری درمان و ارتباط مستمر با متخصصان، بسیاری از بیماران در همین فاصله آسیبپذیر باقی میمانند.
به همین دلیل، لازم است نظام درمانی علاوه بر کنترل بحران، برای روزها و هفتههای پس از ترخیص نیز برنامهای روشن و قابل اجرا در اختیار بیماران و خانوادههای آنان قرار دهد.
پرسشی که نویسنده در پایان مطرح میکند این است:
«اگر چنین تجربهای داشتهاید، سختترین بخش هفته اول پس از ترخیص چه بود؛ بخشی که هیچکس شما را برای مواجهه با آن آماده نکرده بود؟»
پایان/*
.