12:38 - 2025/02/12

چرا رسانه های اجتماعی بچه های ما را بدبخت می کنند

[ad_1] برای بسیاری از بچه ها امروز ، جهان احساس می کند که در آستانه فروپاشی است. از تغییرات آب و هوا گرفته تا ناآرامی های اجتماعی ، اضطراب در مورد آینده به سطوح بی سابقه ای ، به ویژه در بین نسل های جوان رسیده است. یک مطالعه 2021 توسط مجمع...

انتشار بی مسئولانه اخبار یعنی تغذیه تبلیغات دشمن/ دستگیری 4 مزدور که در فضای مجازی حامی رژیم کودک کش بودند+ جزییات

[ad_1]

برای بسیاری از بچه ها امروز ، جهان احساس می کند که در آستانه فروپاشی است. از تغییرات آب و هوا گرفته تا ناآرامی های اجتماعی ، اضطراب در مورد آینده به سطوح بی سابقه ای ، به ویژه در بین نسل های جوان رسیده است. یک مطالعه 2021 توسط مجمع جهانی اقتصاد نشان داد که 60 درصد از بزرگسالان جوان 18 تا 25 ساله معتقدند که جهان در مقابله با تغییرات آب و هوا ناکام است. برای کودکانی که تازه شروع به یافتن جایگاه خود در جهان می کنند ، این می تواند یک واقعیت قریب به اتفاق باشد. اما بحران فقط محیطی نیست بلکه بسیار روانشناختی است.

فرزندان ما دیگر بخشی از جوامع پرورش دهنده و منسجم نیستند که زمانی به آنها هدف و جهت می داد. درعوض ، بسیاری با آنچه من “خلاء هدف” می نامم ، دست و پنجه نرم می کنند. در عصری که همه چیز به صورت آنلاین به هم وصل می شود ، جایی که بچه ها با محتوایی که برای فروش آنها به سبک زندگی طراحی شده اند ، بمباران می شوند ، پیدا کردن حس تحقق برای آنها سخت تر شده است. و عواقب این امر در حال نشان دادن است.

کاهش وابستگی مذهبی

یک مطالعه 2023 توسط مرکز تحقیقات پیو هنگام صحبت از این از دست دادن جامعه ، روند نگران کننده ای را برجسته کرد: وابستگی مذهبی در بین جوانان در طی 20 سال گذشته به طور پیوسته در کشورهایی مانند ایالات متحده کاهش یافته است ، بیشتر و بیشتر نوجوانان و کودکان خردسال را مشخص می کنند “nones” – کسانی که از نظر مذهبی بی عاطفه هستند. این عدم ارتباط با جوامع مذهبی یا معنوی ، بسیاری از بچه ها را بدون احساس مبنی بر اینکه نسل های اولیه ممکن است به چالش های زندگی آب و هوایی اعتماد داشته باشند ، ترک می کند. در دنیایی پر از عدم اطمینان ، این ضرر به ویژه برای توسعه ذهن در جستجوی هدف قابل توجه است.

بحران سلامت روان

سلامت روانی کودکان و نوجوانان به یک نگرانی عمده تبدیل شده است و تعداد آنها شگفت آور است. براساس بررسی ملی سلامت کودکان ، شرایط سلامت روانی و رفتاری در بزرگسالان از سال 2016 به 2023 35 درصد افزایش یافته است. درصد بچه های تشخیص داده شده با اضطراب 61 درصد افزایش یافته است ، در حالی که تشخیص افسردگی 45 درصد افزایش یافته است. این افزایش چشمگیر در چالش های سلامت روان حاکی از افزایش احساس پریشانی در بین بچه ها است-و این فقط مربوط به بهزیستی فوری آنها نیست. این در مورد یک بحران گسترده تر وجودی است: آنها قرار است با زندگی خود چه کنند؟ هدف آنها در دنیایی که به طور فزاینده ای هرج و مرج به نظر می رسد چیست؟

نقش رسانه های اجتماعی در خلاء هدف

این جایی است که رسانه های اجتماعی قدم می گذارند. همانطور که بچه های ما از طریق اینستاگرام ، تیکتوک و یوتیوب می روند ، آنها توسط تأثیرگذار که نسخه سرپرستی “زندگی کامل” را تبلیغ می کنند ، بمباران می شوند. این تأثیر گذاران نه تنها محصولات بلکه سبک زندگی را می فروشند – تصاویر تجملات ، آزادی و موفقیت که در صورت دستیابی فقط بچه ها می توانند زندگی فروخته شده را تقلید کنند. این که آیا این یک تأثیرگذار در جهان است یا یک کارآفرین نوجوان که برند خود را از بین می برد ، این سازندگان محتوا نسخه ای از هدف را ارائه می دهند که اغلب برای یک جوان متوسط ​​قابل دستیابی است.

این مسئله در این واقعیت نهفته است که بیشتر این “اهداف” رسانه های اجتماعی براساس استانداردهای غیرقابل دستیابی است. محتوای مصرف بچه های شما اغلب آنها را ترغیب می کند تا در تلاش برای دستیابی به چیزهایی که دستیابی به آن بسیار دشوار است ، خواه این یک تأثیرگذار جهانی باشد ، راه اندازی یک تجارت موفق و یا زندگی در یک سبک زندگی اسراف. و اگر فرزند شما فرد مناسب با زمان مناسب ، شانس یا ژنتیک نیست ، نتیجه می تواند شکست باشد – با احساس عدم کفایت ، ناامیدی و ناامیدی.

به عنوان مثال ، تأثیرگذار رسانه های اجتماعی برای رشد و بهزیستی فرزند شما یک هدف واقعی از هدف را ارائه نمی دهند. در عوض ، آنها نسخه ای از هدف را ارائه می دهند که اغلب با تمایل به فروش چیزی هدایت می شود: یک محصول ، یک سبک زندگی یا تصویری که به نفع تأثیرگذار باشد ، نه کودک.

تجاری سازی هدف

بیایید دیگر بازیکنان اصلی در منظر رسانه های اجتماعی را فراموش نکنیم: تبلیغ کنندگان. در هر کجا که کودک شما به نظر می رسد ، تبلیغاتی وجود دارد که آنها را با جدیدترین روندها ، لباس ها ، وسایل و وسایل لوکس هدف قرار می دهد. آنچه تبلیغ کنندگان واقعاً در حال فروش هستند ، یک تصویر است – نسخه ایده آل زندگی که آنها می خواهند بچه ها باور کنند در صورت خرید محصولات خود ممکن است. این یک بازی خطرناک است. تبلیغ کنندگان و تأثیر گذاران به طور یکسان شکل می گیرند که بچه ها فکر می کنند موفقیت به نظر می رسد ، و با این کار ، آنها یک استاندارد غیرقابل دستیابی از هدف ایجاد می کنند.

وقتی بچه ها تبلیغاتی را برای آخرین کفش ورزشی یا جدیدترین تلفن مشاهده می کنند ، آنچه واقعاً به آنها گفته می شود این است که پیگیری این چیزهای مادی همان چیزی است که باعث خوشحالی ، تحقق و موفقیت آنها می شود. اما در واقعیت ، این اشیاء مادی اغلب فقط رضایت کوتاه مدت را به همراه می آورند. در حالی که بچه ها بیشتر در خرگوش رسانه های اجتماعی قرار می گیرند ، ممکن است آنها اعتقاد داشته باشند که ارزش خودشان به توانایی آنها در جمع آوری این نشانگرهای خارجی موفقیت گره خورده است. اما حقیقت این است که ، بیشتر این “اهداف” هرگز برای دستیابی به آنها منظور نشده بود – منظور آنها این بود که تأثیرگذار ، تبلیغ کنندگان و بازاریابان ثروتمند شوند.

عواقب: اضطراب و مبارزات بهداشت روانی

این همه به چه چیزی اضافه می شود؟ اضطراب هدف هرچه بچه ها بیشتر وقت خود را در رسانه های اجتماعی بگذرانند ، بیشتر در معرض این آرمان های غیرممکن موفقیت و تحقق قرار می گیرند. نتیجه؟ احساس فزاینده ای از عدم کفایت و ناامیدی. این بمباران مداوم از کمال سرپوشیده ، بچه ها را به جای الهام گرفتن ، احساس قطع و افسردگی تر می کند. آنها به جای یافتن چیزهایی که واقعاً آنها را روشن می کنند ، در تعقیب اهداف غیرقابل دستیابی که هرگز به معنای تحقق آنها در وهله اول نبود ، گیر می کنند.

این بدان معنا نیست که رسانه های اجتماعی به خودی خود مشکل هستند. هیچ چیز ذاتاً در یادگیری آنلاین یا استفاده از صفحه برای ارتباط با دیگران اشتباه نیست. این مشکل در محتوایی که توسط بچه ها مصرف می شود نهفته است: محتوا برای ایجاد درآمد برای تولید کنندگان ، نه برای غنی سازی زندگی کسانی که از آن استفاده می کنند. به جای کمک به بچه ها ، آنچه را که آنها را هیجان زده می کند و به آنها انگیزه می دهد ، رسانه های اجتماعی در حال تغذیه یک نسخه توخالی و مادی گرا از موفقیت هستند که آنها را خالی و دلسرد می کند.

نحوه شکستن چرخه

تنها راه برای پرداختن به این خلاء ، تجدید نظر در مورد میزان قرار گرفتن در معرض فرزندان ما در رسانه های اجتماعی است. در حالی که هیچ راه حل یک اندازه ای وجود ندارد ، محدود کردن زمان صفحه نمایش و سرپرستی محتوا در معرض آن قرار دارد که می تواند مسیری طولانی را برای کمک به آنها در ارتباط با خود و احساس هدف خود طی کند. بچه ها به جای اینکه از طریق تصاویر بی پایان از کمال سرسخت ، باید وقت خود را صرف توسعه احساسات خود کنند ، کشف کنند که چه چیزی باعث خوشحالی آنها می شود و با جوامع زندگی واقعی خود ارتباط معنی داری ایجاد می کند.

وقت آن است که از خود بپرسیم: ما می خواهیم بچه های ما آرزو کنند؟ زندگی تعریف شده توسط استانداردهای غیرقابل دستیابی رسانه های اجتماعی ، یا یکی از آنها که در آن فضا و زمان برای کشف هدف واقعی خود دارند؟ قدرت شکل دادن به آینده آنها در دست ماست.

[ad_2]

مطالب مرتبط

برنجستان