19:23 - 2025/03/20

چرا دیگر نمی توانیم با هم صحبت کنیم؟

[ad_1] آمریکا از هر زمان دیگری از نظر سیاسی تقسیم شده است. به نظر می رسد هر مکالمه ، هر تعامل و هر پست رسانه های اجتماعی نبرد دیگری در جنگ بی پایان از اختلافات ایدئولوژیک است. ما در عصری زندگی می کنیم که هویت سیاسی به عنوان مهم و مهم در د...

چرا دیگر نمی توانیم با هم صحبت کنیم؟

[ad_1]

آمریکا از هر زمان دیگری از نظر سیاسی تقسیم شده است. به نظر می رسد هر مکالمه ، هر تعامل و هر پست رسانه های اجتماعی نبرد دیگری در جنگ بی پایان از اختلافات ایدئولوژیک است. ما در عصری زندگی می کنیم که هویت سیاسی به عنوان مهم و مهم در دوستی ، جوامع و حتی روابط خانوادگی تبدیل شده است. اما اگر من به شما بگویم که کلید بهبودی این بخش ها بیشتر بحث ، مصرف اخبار بیشتر یا تلاش های بیشتر برای ترغیب نیست؟ اگر راه حل مشکلات سیاسی ما باشد چه می شود هدف؟

در گذشته ، من تفاوت بین هدف بزرگ وت هدف کوچک Pبشر Big-P Purpose هدف گرا است-این مربوط به جاه طلبی های در مقیاس بزرگ است که ما برای خودمان تعیین کردیم ، مأموریت هایی که زندگی خود را به آن اختصاص می دهیم. از طرف دیگر ، هدف کوچک P ، فرآیند گرا است. این در مورد فعالیت های روزانه است که ما را روشن می کند ، آنقدر عمیق ما را درگیر می کند که زمان را از دست می دهیم. این در این لحظات است – وقتی واقعاً در چیزی که دوستش داریم جذب می شویم – که احساس می کنیم بیشتر زنده هستیم. اما هدف فقط تحقق شخصی را به همراه نمی آورد. این ما را به دیگران متصل می کند. و این ارتباط کلید اصلی ترمیم شکستگی ها در جامعه ما است.

وقتی درگیر فعالیتهایی هستیم که باعث شادی ما می شود ، طبیعتاً به دنبال دیگران هستیم که اشتیاق خود را به اشتراک می گذارند. اینها جوامع هدف داخلی با جوامع سنتی مبتنی بر هویت متفاوت هستند. آنها مبتنی بر عوامل خارجی مانند نژاد ، جغرافیا یا وابستگی سیاسی نیستند. درعوض ، آنها در مورد احساسات مشترک شکل می گیرند – هابیان ، تعقیب خلاق ، حرفه ها یا علایق فکری. این جوامع به فضایی تبدیل می شوند که افراد با پیشینه های بسیار متفاوت و سیستم های اعتقادی با هم جمع می شوند و با عشق مشترک به آنچه انجام می دهند ، متحد می شوند.

و وقتی این اتفاق می افتد ، اتفاق قابل توجهی رخ می دهد.

قدرت اتصال بیش از تقسیم

بگذارید یک داستان شخصی به اشتراک بگذارم.

من همیشه به امور مالی شخصی علاقه مند بوده ام. این چیزی است که مرا هیجان زده می کند ، و این باعث می شود احساس درگیر و تحقق کنم. به همین دلیل ، من به جوامع مختلف نویسندگان امور مالی شخصی ، پادکسترها و وبلاگ نویسان پیوسته ام. چند ماه پیش ، من در یک کنفرانس شرکت کردم که در آن با بسیاری از دوستان از این محافل ارتباط برقرار کردم. یک شب ، خودم را پیدا کردم که از یک همکار نزدیک نشسته ام ، کسی که عمیقاً به آن احترام می گذارم و تحسین می کنم.

با افزایش این گفتگو ، ما شروع به بحث در مورد انتخابات آینده ریاست جمهوری کردیم. طولی نکشید که متوجه شدیم که ما نگه داشته ایم کاملاً دیدگاه های سیاسی مخالف.

حال ، اگر این تعامل با یک غریبه در رسانه های اجتماعی بود – کسی که موضع سیاسی من با آن مخالفم – احتمالاً آنها را به طور کامل رد می کردم. شاید ما چند دقیقه قبل از دور شدن استدلال می کردیم ، هر دو احساس می کردیم بیشتر در اعتقادات خودمان می شویم. اما ، زیرا این کسی بود که من قبلاً پیوند محکمی با آنها به اشتراک گذاشتم – کسی که با او کار کرده بودم ، با آنها خندید و از آن یاد گرفتم – گوش فرابشر

من به جای خاموش کردن مکالمه ، تکیه دادم. سؤالاتی را پرسیدم که شاید هرگز از یک غریبه سؤال نکرده باشم. من واقعاً در مورد دیدگاه او کنجکاو بودم چرا او اعتقاداتی را که انجام داد ، نگه داشت. و از آنجا که او به من نیز احترام گذاشت ، او همین کار را کرد. آنچه در پی آن بود یکی از روشن ترین بحث های سیاسی من تا به حال بوده است.

من با درک عمیق تر از دیدگاه مخالف از آن گفتگو دور شدم – یکی که قبلاً آنرا رد کرده بودم. من لزوماً نظر خود را تغییر ندادم ، اما قدردانی بیشتری از پیچیدگی های موضوعات مورد نظر ایجاد کردم. مهمتر از همه ، فهمیدم که این تجربه در دنیای امروز چقدر نادر و ارزشمند است.

چرا ما در گفتمان سیاسی ناکام هستیم

فضای سیاسی امروز ما فقط تقسیم نشده است – سمیبشر و یکی از بزرگترین دلایل این امر این است که ما یکدیگر را به عنوان بخشی از همان جامعه نمی بینیم. در عوض ، ما مخالفان سیاسی را می بینیم دیگریبشر

وقتی با افرادی روبرو می شویم که با ما مخالف هستند ، با کنجکاوی به آنها نزدیک نمی شویم – ما با ظن یا حتی خصومت به آنها نزدیک می شویم. ما فرض می کنیم که اعتقادات آنها ناشی از جهل ، اهداف بد یا برخی از شکست های اخلاقی عمیق است. و به همین دلیل ، ما صحبت نمی کنیم با یکدیگر – ما صحبت می کنیم گذشته یکدیگر

نتیجه؟ ما بیشتر به حباب های ایدئولوژیک خود عقب نشینی می کنیم و در حالی که از طرف دیگر شیطنت می کنیم ، دیدگاه های خودمان را تقویت می کنیم. ما بیشتر متقاعد می شویم که ما درست است و آنها اشتباه هستند و هر امیدی به گفتگوی تولیدی ناپدید می شود.

اما چه می شود اگر به جای درگیر شدن با دیگران صرفاً بر اساس سیاست ، ابتدا از طریق چیزی عمیق تر به هم وصل شویم – چیزی که ما را هیجان زده و الهام می بخشد؟

روابط ضروری می خواند

چگونه هدف می تواند اختلافات سیاسی را بهبود بخشد

هنگامی که ما به جای ایدئولوژی مشترک ، روابط را بر اساس هدف مشترک ایجاد می کنیم ، اتفاق قدرتمندی رخ می دهد. ما شروع به دیدن یکدیگر می کنیم انسان اول ، به جای برچسب های سیاسی. ما پیوندی را تشکیل می دهیم که باعث می شود ما مایل به گوش دادن ، مشارکت در بحث های معنی دار و به چالش کشیدن فرضیات خودمان باشیم.

و این فقط در مورد روابط شخصی صدق نمی کند بلکه در کل جامعه صدق می کند.

تصور کنید اگر به جای تقسیم به جناح های سیاسی سفت هدف کوچک Pبشر تصور کنید که اگر بیشتر ما به طور مرتب به فعالیتهایی که باعث شادی و تحقق ما می شود و با انجام این کار با مردم از همه جنبه های زندگی در ارتباط است. این جوامع فضایی را فراهم می کنند که مکالمات دشوار ممکن است رخ دهد از نظر ارگان– نه از طریق مباحث اجباری یا استدلال های مقابله ای بلکه از طریق نوع اعتماد و احترام متقابل که فقط از ارتباط واقعی انسانی ناشی می شود.

اینگونه است که ما تقسیم می کنیم. نه با استدلال بلندتر. نه با استفاده از اخبار بیشتر. نه با تقویت اتاق های اکو خودمان. اما با ایجاد روابط پیرامون چیزی بزرگتر از سیاست.

مسیر به جلو

اگر واقعاً بخواهیم اختلال عملکرد سیاسی آمریکا را برطرف کنیم ، به تعداد بیشتری از اندیشه ها ، قطعات بیشتر فکر یا بحث های تلویزیونی بیشتر احتیاج نداریم. ما به جوامع قوی تری احتیاج داریم. ما به مکانهایی احتیاج داریم که مردم بتوانند با هم جمع شوند – نه فقط برای بحث در مورد مسائل سیاسی ، بلکه برای به اشتراک گذاشتن احساسات ، همکاری و ایجاد با هم.

بهترین راه برای رسیدن به آنجا؟ خودت را دنبال کن هدف کوچک Pبشر فعالیتهایی را که شما را روشن می کند ، پیدا کنید ، که باعث می شود شما زنده شوید. به دنبال دیگران باشید که این علایق را به اشتراک می گذارند و در آن فضاها روابط برقرار می کنند. زیرا وقتی این کار را می کنیم ، شرایط را برای انواع مکالمات ایجاد می کنیم در واقع ذهن را تغییر دهید – نه از طریق مسابقات فریاد ، بلکه از طریق اعتماد ، احترام و ارتباط انسانی.

هدف فقط کلید تحقق شخصی نیست. این کلید شفابخشی تقسیمات سیاسی ما است. و در دنیایی که احساس شکستگی بیشتری از همیشه می کند ، این ممکن است مهمترین کاری باشد که می توانیم انجام دهیم.

[ad_2]

مطالب مرتبط

برنجستان