21:24 - 2024/12/31

چرا خشم و بخشش دشمن نیستند؟

[ad_1] منبع: Pixabay/Mohamed_hassan خشم و بخشش اغلب به عنوان رقیب اصلی در مقابل یکدیگر قرار می گیرند. در تحقیقاتم برای کتابم، شما نیازی به بخشش ندارید: بازیابی تروما با شرایط خودتان، کشف کردم که در این مسابقه بخشش به عنوان قهرمان بازی می ...

چرا خشم و بخشش دشمن نیستند؟

[ad_1]

پیکسابای/محمد_حسن

منبع: Pixabay/Mohamed_hassan

خشم و بخشش اغلب به عنوان رقیب اصلی در مقابل یکدیگر قرار می گیرند. در تحقیقاتم برای کتابم، شما نیازی به بخشش ندارید: بازیابی تروما با شرایط خودتان، کشف کردم که در این مسابقه بخشش به عنوان قهرمان بازی می شود در حالی که خشم به عنوان شخصیت شرور. با این حال، این مخالفت چندان منطقی نیست.

عصبانیت یک شرور نیست

ما در جامعه‌ای زندگی می‌کنیم که ترس از خشم دارد، جایی که مردم از خشم شما و همچنین خشم خود می‌ترسند. از کودکی به ما آموخته اند که از خشم خود اجتناب کنیم، محدود کنیم و درونی کنیم. ما اغلب عباراتی مانند «آرام باش»، «دلیلی برای عصبانی شدن وجود ندارد»، «تو بیش از حد واکنش نشان می‌دهی» و «چرا اینقدر عصبانی هستی» می‌شنویم. – همه اینها نشان می دهد که عصبانیت مشکلی وحشتناک دارد. در این محیطی که برای خود ایجاد کرده ایم، از تجربه، ابراز، پردازش یا ادغام خشم خود احساس امنیت نمی کنیم. این یک احساس انگ شده است، به همین دلیل است که شرور کامل را می سازد. این به سادگی یک احساس است.

خشم خوب یا بد یا درست یا غلط نیست. این یک احساس است، نه بهتر و نه بدتر از هر احساس دیگری. به همین ترتیب، خوشبختی خوب یا بد نیست; این یک احساس است همه احساسات پتانسیل مشکل ساز شدن را دارند. هر احساسی که به نظر می رسد طاقت فرسا است یا نمی توانید آن را پردازش کنید، می تواند باعث ناراحتی روانی شود، حتی یک احساس مثبت ظاهراً مانند شادی. تصور کنید که همیشه احساس خوشبختی می کنید و نمی توانید چیز دیگری را احساس کنید. ممکن است برای برقراری ارتباط با افراد دیگری که همیشه خوشحال نیستند مشکل داشته باشید و ممکن است روابط شما آسیب ببیند. به هر حال، اگر دوستی با احساس ناراحتی در مورد چیزی نزد شما بیاید، چگونه می توانید او را درک کنید؟ شما همچنین ممکن است متوجه یکنواختی در زندگی روزمره خود شوید و شادی شما شروع به کهنه شدن کند.

بنابراین، احساسات مانند هر چیز دیگری هستند: سالم ترین آنها در اعتدال. آنها خودشان – حتی عصبانیت – مشکل نیستند. این نحوه تجربه، بیان و پردازش آنها است که بر کیفیت زندگی شما تأثیر می گذارد. (ii) خشم یک احساس ارزشمند است که نباید از آن ترسید یا انگ زد، بلکه باید آن را در آغوش گرفت.

بخشش یک قهرمان نیست

آخرین باری که چیزی در مورد بخشش شنیدید کی بود؟ چنین اتفاقاتی معمولاً نادر است. ممکن است به شما گفته شود که بخشش 100% مثبت است و اگر فردی با اخلاق هستید، همیشه باید ببخشید. شاید شنیده باشید که بخشش همیشه مفید خواهد بود و هرگز به شما آسیبی نمی رساند. اما چنین پیام‌هایی گمراه‌کننده هستند: بخشش نوشدارویی نیست، همیشه نتایج مثبتی به همراه ندارد و می‌تواند مضر باشد.

بخشیدن مجرمان می‌تواند با به خطر انداختن احساس امنیت، تقویت نقش‌های مخرب جنسیتی یا نابرابری‌های اجتماعی، جلوگیری از نیاز شما به احساس، ابراز و پردازش خشم و ترویج شرم به شما آسیب برساند. متأسفانه، برخی افراد عمداً از بخشش به عنوان سلاحی برای آسیب رساندن، ساکت کردن، یا پلیس کردن شما استفاده می‌کنند – یا برای تمرکز و اولویت دادن به منافع یا نیازهای مجرمان به جای منافع شما، تحت پوشش فضیلت اخلاقی. (iii) آیا بخشش یک شرور است؟ نه. بخشش می تواند بسیار مفید باشد، نه برای همه یا در هر شرایطی. بنابراین، ناعادلانه است که بخشش را در حد استاندارد غیرممکن قهرمان بودن نگه داریم.

خشم و بخشش متضاد نیستند

بسیاری از مردم خشم را با نابخشودنی یکی می دانند. آنها می گویند که اگر از مجرم خود عصبانی هستید، آنها را نبخشیده اید و اگر از آنها عصبانی نیستید، آنها را بخشیده اید. این یک ساده سازی بیش از حد است. خشم با بخشش رابطه همبستگی دارد: کسی که می بخشد احتمالا کمتر احساس عصبانیت می کند. با این حال، از بین بردن خشم باعث بخشش نمی شود و زمانی که عصبانیت را متوقف کنید، بخشش به طور خودکار حاصل نمی شود. وقتی می‌بخشید، خشم شما ممکن است بدون اینکه کاملاً از بین برود، کاهش می‌یابد – یا ممکن است از مجرم خود عصبانی نباشید و همچنان تصمیم بگیرید که او را نبخشید. بنابراین احساس خشم مخالف بخشش نیست و بالعکس.

این مناظره برنده ای ندارد زیرا بخشش و عصبانیت در تضاد نیستند. تنها درک نادرست ما از آنهاست که رقابت کاذب آنها را ایجاد کرده است. بهتر است اذعان کنیم که هر دو ارزش دارند، هیچ کدام کامل نیستند و نیازی نیست یکی را بر دیگری انتخاب کنیم. به هر حال و هر زمان که لازم باشد، می توانیم به هر دوی آنها اجازه ظهور بدهیم. آنها ممکن است با هم ظاهر شوند، و ما می توانیم هر دو را همزمان احساس کنیم. ممکن است یکی قوی‌تر از دیگری باشد، یا ممکن است یکی از آن‌ها بیشتر بچسبد، زیرا دیگری دیگر مورد نیاز نیست. ما نیازی به این باور نداریم که یکی خوب است و دیگری بد یا اینکه یکی درست است و دیگری اشتباه است. (IV) ما می توانیم برای هر دو به یک اندازه ارزش قائل شویم.

[ad_2]

مطالب مرتبط

برنجستان