آیا تا به حال متوجه شده اید که چگونه همیشه همان افرادی هستند که به نظر می رسد سریع زیر پوست شما قرار می گیرند؟ شاید این مادر شما باشد. همسرتان بچه های شما رئیس یا همکاران شما. دامادهای شما
برخی از غریبه ها چیزی بی ادبانه می گویند – شما به راحتی آن را از بین می برید ، نه بزرگ. اما اگر خواهر یا والدین شما همان نظر را می دهند؟ اکنون شما روزها وسواس دارید و به شما اجازه می دهد تا حداکثر شما را تحریک کند.
در دو مقاله اول این سریال (“چگونه می توان غیر قابل قبول” و “چرا ما سخت گیر هستیم که به راحتی تخلف کنیم”) ، ما به این فکر کردیم که چرا خیلی سریع به جرم می گیریم – و چگونه از درام دیگران جدا شویم. امروز ، بیایید آن را یک قدم عمیق تر برداریم:
چرا ما به افراد خاص اجازه می دهیم بیش از دیگران به ما توهین کنند؟ و چگونه ما اینقدر قدرت را بر صلح خود متوقف می کنیم؟
چرا سخنان بعضی از افراد خیلی بیشتر می شود
حقیقت؟ ما بیشتر از افرادی که بیشترین عاطفی را به آنها داده ایم ، ناراحت هستیم:
ما به آنچه فکر می کنند اهمیت می دهیم. ما زمان ، اعتماد ، عشق ، امید و تأیید را سرمایه گذاری کرده ایم و همچنین برای آنها باز شده است. نظرات آنها بیش از بیشتر اهمیت دارد. دکتر استیون استوسنی ، روانشناس و نویسنده می گوید: “هرچه ارزش بیشتری در رابطه داشته باشید ، در برابر انتقاد آن شخص آسیب پذیر تر خواهید بود.” ممکن است بخواهید چند بار دوباره بخوانید.
ما سیم کشی می کنیم تا با افراد خاصی نزدیکی بخواهیم. اما این نزدیکی باعث می شود که سخنان آنها سخت تر شود و بدتر شود. در این فرآیند ، گاهی اوقات ما یک مگافون قدرت را به آنها می دهیم – بدون تحقق آن.
دکتر گای وینچ ، روانشناس بالینی ، اینگونه بیان می کند: “وقتی به مردم اجازه می دهیم که بدون اجاره در ذهن خود زندگی کنند ، مدتها پس از پایان تعامل ، آنها را بر احساسات خود تأثیر می گذاریم.” اگر سه روز در مورد آن نظر بی ادب یا توهین آمیز جویدید ، حدس بزنید که چه؟ آنها با اجازه شما فضای آزاد را در ذهن شما گرفته اند. و شما صاحبخانه هستید ، اما آنها مسئول هستند!
چگونه می توان اسکواش فکر و هواپیماربایان صلح را اخراج کرد
اگر خسته شده اید که به افراد خاصی اجازه دهید ذهن شما را خراب کند ، این خبر خوب است: می توانید قدرت خود را پس بگیرید – حتی اگر آنها هرگز جلوی جابجایی و زنگین ها را بگیرند. در اینجا 4 قدم وجود دارد که می توانید بردارید و چه چیزی را به خودتان بگویید تا از چنگال دردناک آنها جدا شوید و زندگی خود را به عقب برگردانید:
مرحله 1: ضبط فکر
این را به خودتان بگویید: “توقف خوب ، من دقیقاً می بینم چه کسی الان روی میز من نشسته است. من شما را می بینم ، مخالفت مادر. من شما را می بینم ، انتقادات رئیس. من شما را می بینم ، نظر snide خواهر. شما خیلی طولانی در اینجا اردو زده اید. نه بیشتر!
“من دیگر شما را نادیده نمی گیرم. اما من به شما اجازه نمی دهم که در اینجا بدون اجاره در ذهنم بمانید.”
مرحله 2: بازرسی فکر کنید
در اینجا چگونه می توان خود را از طریق این تله قدیمی و آشنا صحبت کرد: “چرا من اجازه دادم که اینقدر به من توهین کند؟ چرا سخنان آنها سخت تر از یک غریبه است؟
“من فکر می کنم به این دلیل است که من واقعاً می خواهم تأیید آنها را داشته باشم. یا شاید به این دلیل که انتظار داشتم آنها را پشتیبانی کنند – زمان برای من بیدار شدن و بو کردن حقیقت.
“این فقط مربوط به آنچه آنها گفتند یا فکر می کنند نیست. این مربوط به آنچه فکر می کنم از آنها به آنها احتیاج دارم است. سخنان آنها به دلیل اینکه آنها چیزی را که من قبلاً آرزو می کردم لمس کردند ، گرفتار شد. و من به آنها اجازه می دهم که مرا کنترل کنند!”
جدی گرفتن کنجکاو – نه داوری – یک سپر را برای محافظت از ذهن شما قرار می دهد.
مرحله 3: تنظیم مجدد فکر
در اینجا چه چیزی باید بگوییم که شروع به تغییر داستان در ذهن خود کنید: “نگه دارید. فقط به این دلیل که آنها گفتند که این درست نمی کند. نظر آنها نمی تواند من را تعریف کند. آنها نمی خواهند حرف آخر را در مورد واقعی من بدست آورند.
“من بیش از حد کافی هستم. من شایسته هستم. من قوی هستم. حتی اگر آنها نتوانند آن را ببینند یا آن را بگویند.
هر وقت به آن نوع حقیقت جسورانه صحبت می کنید ، گرفتن عاطفی جرم را تضعیف می کنید.
مرحله 4: معکوس فکر
آخرین قدم ، این را بگویید تا جرم را به آزادی بچرخانید: “شما می دانید چه چیزی؟ من ترجیح می دهم از حق آزاد باشم. نیازی به اثبات چیزی ندارم. من نیازی به دفاع از خودم ندارم. من تصمیم می گیرم که این کار را انجام دهم – نه به این دلیل که آنها درست هستند ، بلکه به این دلیل که من از داشتن دقیقه دیگر خودداری می کنم.”
یک مثال در اینجا آورده شده است: بیایید بگوییم خواهر شما چشمانش را می چرخاند و می گوید ، “خوب ، اینجا ما دوباره می رویم … شما همیشه ملکه درام در خانواده بوده اید.” این یک ضربه کلاسیک دردناک است: منفعل و پرخاشگر و به معنای شرم شما است.
در اینجا نحوه بازگشت یک بازگشت کلاس در زندگی واقعی آمده است (شما به خودتان یا مستقیماً به او می گویید): “من دیگر به آن چیزها گوش نمی دهم. اگر می خواهید بدون جیب صحبت کنید ، من اینجا هستم ؛ فقط به من اطلاع دهید.” حالا شما فقط واکنش نشان نمی دهید. شما در حال تنظیم مجدد قدرت پویا و جنجال در احترام و عزت هستید.
“سخنان آنها به من زنجیر می شد. اما سرانجام من زنجیر را برش می دهم. من آزاد می شوم.” آیا نمی توانید با آن نوع بازگشت ، آزادی را احساس کنید؟ این همان چیزی است که آزادی به نظر می رسد.
خط پایین: از این همه قدرت دست بردارید
وقتی اجازه می دهید جرائم بچسبند ، به دیگران کنترل می کنید که مطمئناً لیاقت آن را ندارند. اما وقتی خود را از طریق این 4 شیفت ذهنیت ساده صحبت می کنید ، آنها را از ایجاد هرج و مرج در دنیای خود بیرون می کشید. سپس اجازه می دهید صلح دوباره وارد شود. این انتخاب شماست – نه آنها.
به یاد داشته باشید: هرچه برای مردم برای توهین به مردم سخت تر باشد ، کمتر نبردهای شما باید از طریق آن بجنگید. و خوشحال تر خواهید شد.
مراحل عمل به طور خلاصه
- با صدای بلند بگویید که در میز ذهن شما نشسته است.
- صحبت کنید که چرا نظر آنها بیشتر می شود.
- برای مقابله با دروغ های آنها حقیقت صحبت کنید.
- آن را به بیانیه آزادی بپیوندید-و در صورت لزوم ، یک بازگشت غیر دفاعی را بگویید که آنها را مستقیم می کند.
شما صاحبخانه هستید. شما تصمیم می گیرید که چه کسی وارد حرکت می شود. انتخاب شما. نه مال آنها