23:34 - 2025/04/30

چرا بحران چهارم زندگی بحران جدید میان زندگی است

[ad_1] همه ما می دانیم که وقتی کسی بحران میان زندگی را تجربه می کند ، به چه معنی است. این اصطلاح به بخشی از روانی جمعی ما تبدیل شده است ، همراه با اتومبیل های قرمز سریع ، امور ، هزینه های بیش از حد ، یک رنگ مو جدید یا سوراخ بینی در 50 سال...

چرا بحران چهارم زندگی بحران جدید میان زندگی است

[ad_1]

همه ما می دانیم که وقتی کسی بحران میان زندگی را تجربه می کند ، به چه معنی است. این اصطلاح به بخشی از روانی جمعی ما تبدیل شده است ، همراه با اتومبیل های قرمز سریع ، امور ، هزینه های بیش از حد ، یک رنگ مو جدید یا سوراخ بینی در 50 سالگی. همچنین با افرادی که چند سال از بیست سالگی خود با واقعیت وجودی روبرو هستند ، همراه است که زندگی بسیار کوتاه تر از زمانی است که فکر می کردند.

وقتی شش ساله بودم ، می خواستم وکیل شوم. در 15 سالگی ، نخست وزیر. وقتی 19 ساله بودم شغل رویایی من مشاور بود حتی اگر کاملاً مطمئن نبودم که این چیست. در 22 سالگی ، من فقط می خواستم صورتحساب خود را بپردازم و هر ماه از بیش از حد حساب خود خودداری کنم. در 23 سالگی ، خودم را به طور تمام وقت در حال اجرای پادکست بودم و در 25 سالگی هیچ سرنخی ندارم که می خواهم باشم-خواه باید همه چیز را رها کنم و به کاستاریکا بروم ، به مدرسه برگردم ، امنیت شغلی پیدا کنم ، شاید ازدواج کنم و خانواده ای را جمع کنم ، یا همه چیز را بفروشم و نامزد شوم.

من هنوز در حال حرکت به بحران چهارم زندگی خودم هستم.

آنچه بحران های میان عمر و چهارم زندگی مشترک است ، عدم اطمینان و ناامنی در اطراف ستون های اصلی زندگی ما است: شغلی ، روابط ، امور مالی ، سلامتی و آینده. آنها همچنین هر دو در محاصره یک فصل جدید قابل توجه اتفاق می افتند ، یک مرحله توسعه جدید در زندگی ما وقتی مجبور می شویم به سؤالات واقعاً نگران کننده پاسخ دهیم: من واقعاً از زندگی چه می خواهم؟ آیا من از کجا الان هستم خوشحالم؟ چه چیزی را از دست می دهم؟ آیا آن چیزهایی که من از دست می دهم واقعاً مرا خوشحال می کند؟ چه نتیجه ای یک دوره وحشت و تمایل بیش از حد برای انجام کاری شدید در زندگی ما است تا بتوانیم حس کنترل بر سرنوشت خود را دوباره برقرار کنیم.

شاید کمی چشمگیر باشد که نشان می دهد بیست و یک ساعت حق این ترس ها را دارند. برای بسیاری از ما ، بیست سالگی دوره ای است که باید احساس آزادترین و ترسناک ترین را احساس کنیم. جهان با فرصت ها به ما دعوت می شود و جوانان و اشتیاق ما این مزیت را به ما می دهد. ما در مورد آینده خوش بین هستیم در حالی که هنوز کمی دانش و تجربه زندگی در جیب پشت خود داریم تا احساس بزرگسالان کنیم. و با این حال ، ما همچنین کاملاً آماده نیستیم که این دهه در مورد راه خود را پرتاب کند. آینده احساس دلهره آور می کند ، اما حال به همان اندازه هرج و مرج و ناپایدار است. در حالی که همه به ما می گویند که از این دهه لذت ببریم ، ما از این احساس عمیقاً ناامیدکننده که کاملاً گم شده ایم ، تحت تأثیر قرار می گیریم و هیچ کس نمی تواند به ما بگوید که کجا برویم.

این ناراحتی در واقع نشانه ای است که شما در حال تبدیل شدن به نسخه جدیدی از خود هستید و خود قدیمی شما دیگر جای نمی گیرد. با این حال ، آنچه این بحران را پیچیده می کند انواع متضاد تصمیمات یا مسیرهای زندگی است که باید در نظر بگیریم. از یک طرف ، جامعه از ما انتظار دارد که از طرح سنتی فارغ التحصیلی یا تکمیل نوعی مطالعه ، پیدا کردن یک شریک خوب و ازدواج ، داشتن یک کار تمام وقت ثابت ، داشتن فرزندان ، ارتقاء ، بازنشستگی و سپس مرگ پیروی کنیم. این یک داستان خوب است ، اما من مطمئن هستم که من تنها کسی نیستم که آن را فوق العاده خفه کننده می داند. نه تنها این رویای همه نیست (حتی اگر این نوع آینده همان چیزی باشد که شما را خوشحال می کند) ، بلکه نسل ما این عارضه را در مواجهه با یکی از بزرگترین رکودها در دهه ها ، افزایش تورم ، یک بحران آب و هوا ، یک بیماری همه گیر و نابرابری افزایش می دهد. هنگامی که ما قادر به یافتن مسیر خود به روشی نیستیم که والدین یا اطرافیان خود داشته باشیم ، احساس فوریت بیشتری برای داشتن همه پاسخ ها احساس می کنیم. این فوریت دقیقاً همان چیزی است که بحران چهارم عمر را ایجاد می کند. ما نتایج را ترجیح می دهیم که بتوانیم پیش بینی کنیم یا ببینیم ، بنابراین هرج و مرج این دهه و تصمیماتی که باید اتخاذ کنیم ، به طور طبیعی ، باعث ایجاد استرس و ناراحتی روانی زیادی می شود.

و پس از آن شاید ما این کار را انجام دهیم – ما آنچه را که همه به ما گفتند باید خوشحال شویم. ما در مسیر درست هستیم. اما ما احساس ناراحتی می کنیم. این همچنین محرک بحران چهارم زندگی است. ممکن است احساس گرفتار شوید. شما در شغل تمام وقت ، روابط خود یا یک محیط غیرقابل تحقق گیر کرده اید. در حالی که احساس می کنید هر چیزی که می خواهید دیگر برآورده نمی شود وحشتناک است ، اما این بدان معنی است که شما در یک چهارراه مهم قرار دارید که می توانید همه چیز را تغییر دهید.

می توانید دوباره شروع کنید. در واقع ، ما می دانیم که بیست سالگی ما شاید بهترین زمان برای تغییر باشد. به جای سرکوب این احساسات برای بیست سال دیگر ، شما این هدیه را دارید که بتوانید در هنگام ساده ترین کار ، شروع های جدید را کشف کنید. ما هنوز با ننگ و تبعیض هایی روبرو نیستیم که ممکن است مردم هنگام تلاش برای شروع کار جدید در 50 یا یک رابطه جدید در 65 سالگی با آن روبرو شوند. شما برای تحول آماده هستید. در واقع ، من معتقدم که این دهه به آن نیاز دارد.

روکش نقره

وقتی به این نقطه بحران رسیدید ، برای حل وحشت به مکانی برای بازتاب و تنظیم مجدد ارزش مجبور می شوید. بزرگترین پادزهر برای یک بحران ، حرکت در هر جهت است که احساس معنی دار می کند. اگر در حال حاضر در این مکان هستید ، فقط روی یک چیز در مورد زندگی خود تمرکز کنید که احساس بی حسی می کند. نیازی نیست که بلافاصله کل خانه را پاره کنید ، اما منطقه ای را انتخاب کنید که در آن بتوانید کاری متفاوت انجام دهید یا رفتار خود را با یک میل ، رویا یا ارزش بیشتر تراز کنید.

  • کار و شغل. به دنبال فرصت های جدید ، نقش های رهبری یا تبلیغات در محل کار فعلی خود باشید. درخواست مشاغل جدید را در جای دیگر شروع کنید. به کسی که از شبکه تحسین می کنید ، دسترسی پیدا کنید. داوطلبانه را برای دلیلی که همیشه به سمت آن احساس می کنید شروع کنید.
  • روال یک روال تمرین جدید را امتحان کنید. یک هدف تناسب اندام جدید را تعیین کنید. در آخر هفته اولویت بندی خواب یا پیدا کردن زمان بیشتر برای دوستان را شروع کنید. نوشیدن را به مدت یک ماه متوقف کنید. ژورنال قبل از خواب به جای اینکه یک برنامه تلویزیونی یا رسانه های اجتماعی را به خود اختصاص دهد.
  • محیط تمرین داخلی را برای یک فضای بیرون مبادله کنید. فضای خود را دوباره ساز کنید. به یک محله جدید یا حتی به یک شهر جدید بروید. سفرهای آخر هفته به یک پارک ملی در نزدیکی ؛ مرتب کردن.
  • روابط با رفتن به رویدادهای اجتماعی ، به گروه جدیدی از دوستان بپردازید. منتظر بمانید تا شخص دیگری برنامه ریزی را برای برنامه ریزی ها برنامه ریزی کند. به یک ورزش جدید بپیوندید. دوباره دوستیابی را شروع کنید ، یا مدتی متوقف شوید. یک پروژه جدید Passion را با شریک زندگی خود شروع کنید.

به یاد داشته باشید: هیچ چیز تغییر نمی کند مگر اینکه این کار را انجام دهید. هنگامی که شما شروع به کار متفاوت و به چالش کشیدن آنچه که با آنها راحت شده اید ، درها شروع به باز شدن می کنند. یک روز شما در حال انتخاب آگاهانه برای درخواست مشاغل جدید در عصرهای خود هستید ، و سپس خیلی زود آماده خواهید شد تا شغلی را که از آن متنفر هستید ، ترک کنید ، دوستی های جدید را جعل کنید ، موهای خود را یک طرفه و بعد از آن هفته دیگر ، خداحافظی کنید ، از روابط قدیمی خداحافظی کنید ، رویاهای کودکی خود را کشف کنید ، یا پرواز یک طرفه را رزرو کنید زیرا امکان پذیرش و فرصت کوارتر زندگی را در آغوش گرفته اید.

احساس گم شدن اشکالی ندارد. هر کس دیگری به همان شیوه احساس می کند.

ترس و ناراحتی که احساس می کنید نشانه ای است که به آینده خود اهمیت می دهید. این چیز خوبی است! بدون هرج و مرج ، هیچ انگیزه ای برای رشد نداریم.

میلیون ها نفر به شما رسیده اند و زنده مانده اند. شما آن را کشف خواهید کرد.

[ad_2]

مطالب مرتبط

برنجستان