تعارض و ناهماهنگی در روابط اجتناب ناپذیر است. ما یک گونه اجتماعی هستیم و برای قرن ها به یکدیگر تکیه کرده ایم تا نیازهای اساسی خود را برآورده کنیم و بازخورد دریافت کنیم و در مورد جهان، دیگران و خودمان بیاموزیم. در نزدیکترین یا طولانیترین روابطمان، زمان بیشتری برای توسعه قوی داشتهایم مسیرهای عصبی– مسیرهای پیام رسان در مغز که پاسخ های سریع را تسهیل می کند. هرچه این مسیرهای عصبی بیشتر فعال شوند، آسانتر به مسیرهای ما برای پاسخگویی به مردم تبدیل می شوند. شما می توانید مسیرهای عصبی خود را مانند جریان آب در یک جریان سنگی در نظر بگیرید: سنگ ها با گذشت زمان صاف تر می شوند و به آب اجازه می دهند سریعتر حرکت کند.
البته، وقتی نوبت به واکنش ها و تعاملات ما با مردم می شود، سرعت همیشه مفید نیست. در مواقع استرس شدید و در مواجهه با سیاستهای تفرقهانگیز و دیدگاههای شدید مخالف، عبور از مسیرهای عصبی فرسوده برای ذهن آسانتر است. آنها به عنوان میانبر عمل می کنند – حتی اگر جایی که هدایت می شوند مفید یا همسو با ارزش ها نباشد.
به دلیل این مکانیسمها، برخی از نزدیکترین و طولانیترین روابط ما میتوانند شدیدترین واکنشها را در ما برانگیزند و به پشیمانی طولانی مدت کمک کنند. در بحبوحه بحث در مورد دیدگاه های سیاسی مختلف، ذهن شما ممکن است پیش فرض های سریعی داشته باشد، زود به نتیجه برسد و بدترین ها را در شخص مقابل فرض کند. بهعلاوه، زمانی که موضوع به قلب شما نزدیک است یا بحثبرانگیز است، ما بیشتر مستعد تجربه احساسات قویتر هستیم که میتوانند ما را وادار کنند تا به طور واکنشی چیزی را آشکار کنیم.
بحث در مورد مسائل سیاسی با افرادی که میشناسید دیدگاههای متفاوتی دارند و نظرات ثابتی در مورد آنها دارند، میتواند خیانت آمیز باشد، مانند راه رفتن با پای برهنه در اتاقی پر از تله موش. اما هر چقدر که بخواهیم از درگیری اجتناب کنیم، گاهی اوقات اجتناب ناپذیر است. از قضا، تعارض فرصتی را برای یادگیری عمیق تر در مورد دیدگاه دیگران ارائه می دهد. اینجاست که هوش هیجانی وارد می شود. گوش دادن انعکاسی جزء اساسی هوش هیجانی است که هدف آن درک دیدگاه دیگران است، حتی اگر با دیدگاه شما متفاوت باشد. همانطور که شما می خواهید شنیده شوید و درک شوید، طرف مقابل هم همینطور است. گوش دادن انعکاسی می تواند از شما در انجام مکالمات چالشی موثرتر حمایت کند و احتمال سوء تفاهم و تبادل گرم را کاهش دهد.
گوش دادن انعکاسی چیست؟
گوش دادن انعکاسی یک مهارت ارتباطی است که به خوبی مطالعه شده است که برای کمک به درک در طول مکالمات استفاده می شود، به شنونده خود اطلاع می دهد که کاملاً حضور دارید، یا خلاصه آنچه گفته شده است برای جلوگیری از سوء تفاهم استفاده می شود. به ویژه در پیشگیری و حل تعارض مفید است.
در گوش دادن انعکاسی چهار هدف وجود دارد:
1. در مورد آنچه گوینده در حال برقراری ارتباط است، شفافیت به دست آورید.
2. به شنونده خود اطمینان دهید که در حال گوش دادن هستید.
3. به گوینده کمک کنید تا آنچه را که می خواهد برای شما بیان کند روشن کند.
4. به گوینده کمک کنید احساس کند توسط شما درک شده است.
گوش دادن انعکاسی شامل تفسیر آنچه فکر می کنید گوینده گفته است یا پرسیدن سؤالاتی برای اطمینان از درک درست آنها. یا میتواند مستلزم به اشتراک گذاشتن احساسی باشد که فرض میکنید گوینده احساس میکند تا اگر درست میگویید بازخورد دریافت کند.
چیزی که در اینجا نمی توان بیش از حد بر آن تاکید کرد این است که گوش دادن انعکاسی مستلزم قضاوت یا توصیه ناخواسته نیست – هر دو ممکن است احساس بی اعتباری کنند و سخنران را خاموش کنند و باعث گسست در روابط شوند. در عوض، گوش دادن انعکاسی بر یادگیری بیشتر تمرکز می کند، نه بر اشتراک دیدگاه یا ارائه ورودی.
گوش دادن انعکاسی را در عمل اجرا کنید
برای موفقیت در تمرین گوش دادن بازتابی، باید:
- بیشتر از اینکه حرف بزنی گوش کن
- کاملاً حضور داشته باشید و با شنونده خود درگیر باشید.
- به احساسات و افکاری که مستقیماً بیان می شوند پاسخ دهید.
- آنچه را که گوینده گفته است بازنویسی و روشن کنید.
- از نصیحت کردن، ابراز انتقاد یا قضاوت کردن، یا گفتن آنچه احساس می کنید، باور دارید یا می خواهید بپرهیزید.
- از لحن صدای کنجکاو استفاده کنید و از لحنی که قضاوت کننده، خشن یا انتقادی به نظر می رسد اجتناب کنید.
دو تکنیک اصلی برای استفاده از گوش دادن انعکاسی، آینهسازی و بازنویسی است. آینه کاری شامل تکرار عبارات کلیدی است که از گوینده می شنوید. برای مثال، ممکن است چیزی شبیه این بگویید: «این برای شما ناامیدکننده و بیگانهکننده بوده است» یا «من واقعاً میتوانم قدردانی کنم که از این احساس میکنید که برای دیدگاههای سیاسیتان سوءتفاهم شدهاید، خسته شدهاید». وقتی از آینهسازی استفاده میکنید، به شنونده کمک میکند تا به شما نزدیکتر شود، زیرا شما با وضوح به او میگویید که در واقع توجه کامل و بیتقسیم خود را به او میدهید و میدانید منظور آنها از انتقال چیست.
روابط ضروری خوانده می شود
بازنویسیاز سوی دیگر، شامل تکرار یک نسخه خلاصه از احساسات یا افکاری است که فکر میکنید گوینده سعی در برقراری ارتباط دارد. به عنوان مثال، اگر می شنوید، “هیچ کس موقعیت من را در این همه درک نمی کند و من از فریاد زدن آن از پشت بام خسته شده ام،” ممکن است با گفتن این جمله، “احساس سوء تفاهم و ناامیدی دارید.” این مهارت گوش دادن انعکاسی مهم است زیرا گاهی اوقات فکر میکنیم که به درستی میفهمیم، اما وقتی بررسی میکنیم، بیشتر یاد میگیریم یا وضوح را به دست میآوریم. بازنویسی همچنین کمک میکند تا مفروضات ما در مورد آنچه گفته میشود یا قضاوتهایمان در مورد شخص مقابل دور بماند، زیرا خود را متعهد میدانیم که واقعاً آنچه گفته میشود بشنویم و توجهمان را حفظ کنیم، نه به تفسیرمان.
همانطور که از مثال داده شده متوجه خواهید شد (“احساس می کنید که شما دچار سوء تفاهم شده اید و ناامید شده اید”)، آنچه به عقب منعکس می شود افکار یا احساسات هستند. هنگامی که شما به عنوان شنونده و شخصی که با او صحبت می کنید تأیید کردید که در مورد آنچه گفته شده و تأثیر آن بر آنها یکسان هستید، می توانید تصمیم بگیرید که چه چیز دیگری می خواهید بیشتر بدانید.
از آنجا که گوش دادن انعکاسی می تواند اشکال مختلفی داشته باشد، نمونه هایی از هر نوع در زیر ارائه شده است تا به شما کمک کند تا از آن استفاده کنید:
آینه کاری
- چیزی که می شنوم این است که…
- شما تعجب می کنید که آیا…
- کنجکاو شده اید در مورد…
- احساس می کنید…
بازنویسی
- شما احساس X دارید زیرا…
- سخت ترین چیز این است که…
- شما احساس پارگی می کنید زیرا از یک طرف X فکر می کنید (یا احساس می کنید) و از طرف دیگر فکر می کنید (یا احساس می کنید) Y.
اکنون شما آماده هستید تا آن را امتحان کنید. تمرین این مهارت را ابتدا با یکی از عزیزان مورد اعتماد خود شروع کنید، کسی که در صورت اشتباه با شما مهربان خواهد بود. این همچنین باید کسی باشد که به شما بازخورد صادقانه و سازنده در مورد نحوه انجام کارتان بدهد. سپس، هنگامی که حداقل چند عبارت گوش دادن انعکاسی را کم کردید، از آنها در طول مکالمات چالش برانگیز و در روابط با تنش یا درگیری حل نشده استفاده کنید.
گوش دادن انعکاسی می تواند مرهمی برای اختلاف نظرهای مداوم باشد. این به ما کمک می کند سرعت خود را کاهش دهیم و روی یادگیری بیشتر در مورد دیدگاه دیگران تمرکز کنیم، در حالی که از رابطه در برابر بحث شدید دیگری محافظت می کنیم.