21:26 - 2024/12/29

پسران و مدرسه: قطع ارتباط

[ad_1] بسیاری از پسران در مدرسه روزهای سختی را می گذرانند. در مقایسه با دختران، آنها تمایل به کسب نمرات کمتر، دریافت جوایز تحصیلی کمتر و انجام تکالیف کمتری دارند. آنها ممکن است بیشتر به مشکل برسند و به احتمال زیاد در کلاس های ویژه قرار بگ...

پسران و مدرسه: قطع ارتباط

[ad_1]

بسیاری از پسران در مدرسه روزهای سختی را می گذرانند. در مقایسه با دختران، آنها تمایل به کسب نمرات کمتر، دریافت جوایز تحصیلی کمتر و انجام تکالیف کمتری دارند. آنها ممکن است بیشتر به مشکل برسند و به احتمال زیاد در کلاس های ویژه قرار بگیرند و نمره ای به عقب بروند. افراد کمتری آرزوی رفتن به کالج را دارند، تعداد کمتری ثبت نام می کنند و تعداد بیشتری قبل از فارغ التحصیلی ترک تحصیل می کنند.

مشکل همان طور که ضریب هوشی و تست های استاندارد نشان می دهد، موضوع هوشمندی نیست و به پسران طبقه پایین یا اقلیت محدود نمی شود. به نظر می رسد مشکل این است که پسرها با همان میزان تلاش در مدرسه شرکت نمی کنند.

در دهه های اخیر، این شکاف فزاینده بین مدارک تحصیلی پسران و دختران به یک موضوع عمومی و موضوع بحث سیاست گذاری تبدیل شده است. کتاب‌های زیادی درباره «بحران پسر» با عناوینی مانند چرا پسرها شکست می خورند، پسران سرگردان، و مشکل با پسران. آنها از کار مربیان، روانشناسان، اقتصاددانان و دیگرانی استفاده می کنند که سعی کرده اند بفهمند که چه اتفاقی می افتد و چرا. مطالعات آکادمیک بر عوامل مختلف کمک کننده، از کاهش مشاغل تاریخی مردانه تا تغییر در سیاست های خاص مدرسه تاکید می کنند.

در مطالعه من، یکی از نکات قابل توجه از این ادبیات، تأثیر راهبرد آموزشی معرفی مهارت های سوادآموزی به کودکان در سنین کوچکتر و کوچکتر است. برخی این استراتژی را به استانداردهای پاسخگویی برای معلمان نسبت می دهند، مانند قانون فدرال بدون فرزند باقی نمانده و برنامه Race to the Top. این مداخلات تأثیر «آموزشی» مراقبت اولیه و مهدکودک داشته است. برخی دیگر به افزایش سرمایه‌گذاری والدین برای دادن یک «نقاط علمی» به فرزندان خردسال خود اشاره می‌کنند. شهود این است که «زودتر، بهتر است»، هم در آماده‌سازی بچه‌ها برای برنامه درسی دانشگاهی و هم برای دنیایی که به سرعت در حال تغییر و رقابت است.

اما برای کودکان، به ویژه پسران، تمرکز بر مطالعه زودهنگام تقریباً به طور قطع اشتباه است.

منبع:pressfoto/Freepik

منبع:pressfoto/Freepik

مهدکودک کلاس اول جدید است

با شروع در اواخر دهه 1990، مهدکودک دستخوش تغییرات بسیار اساسی شد. باسوک و همکارانش با استفاده از مقایسه کلاس‌های درسی مهدکودک در سال‌های 1998 و 2010، انتظارات تحصیلی بسیار متفاوتی پیدا کردند. در سال 2010، معلمان مهدکودک مدارس دولتی به مراتب بیشتر از قبل بر این باور بودند که آموزش آکادمیک باید قبل از مهدکودک آغاز شود و بیشتر کودکان با دانستن نحوه خواندن، کلاس های درس خود را ترک می کنند. آنها زمان بیشتری را به سوادآموزی پیشرفته و محتوای ریاضی اختصاص دادند، “با افزایش بسیار زیادی در زمان صرف شده برای موضوعات “چالش‌آمیز” که قبلاً خارج از محدوده مهدکودک در نظر گرفته می‌شد. آموزش های بیشتر توسط معلم، استفاده بیشتر از کتاب های درسی، کتاب های کار، و کاربرگ ها، و “افزایش چشمگیر” در استفاده از آزمون های استاندارد وجود داشت.

علیرغم درصد بسیار بالاتری از کودکان در مهدکودک تمام روز، این مطالعه همچنین نشان داد که توجه به سواد و ریاضی باعث از بین رفتن سایر موضوعات شده است. معلمان در سال 2010 زمان بسیار کمتری را صرف هنر، موسیقی، علم و فعالیت‌های منتخب کودکان کردند. آنها همچنین احتمال کمتری داشتند که کلاس را به مراکز فعالیت (مناطق هنری، مناطق بازی نمایشی و غیره) تقسیم کنند که نشان دهنده کاهش فرصت های یادگیری عملی و اکتشافی است. و اگرچه زمان استراحت و PE کاهش پیدا نکرد، تغییر به تمام روز به این معنی بود که تعداد ساعات مدرسه به مراتب بیشتر بود.1 در یک روز معمولی، بچه ها زمان کمتری برای بازی رایگان دارند.

اینکه آیا تغییر به سمت آموزش سوادآموزی و محتوای آکادمیک از نظر رشدی مناسب یا مفید برای یادگیری بلندمدت دانش‌آموز است، موضوع بحث است. اما بحثی در مورد تقاضاهای اضافی که این کار برای کودکان 4 یا 5 ساله ایجاد می کند وجود ندارد. علاوه بر وظیفه شناختی خود خواندن، آنها باید بی حرکت بنشینند، گوش کنند، بیشتر تمرکز کنند، دستورالعمل های بیشتری را دنبال کنند، مهارت های حرکتی ظریف بیشتری را توسعه دهند و از آنها استفاده کنند، و حتی در آزمون ها شرکت کنند. و آنها باید با استقلال کمتر، کاوش رایگان و تجربه عملی یاد بگیرند.

اگرچه ناخواسته، یک فرآیند مرتب سازی در اینجا وجود دارد. در واقع، به جای نشان دادن مزایای خواندن زودهنگام و ریاضی، مطالعات نشان می دهد که این قرار گرفتن در معرض یک پیش بینی قوی برای عملکرد مدرسه بعدی است، ممکن است صرفاً مرتب سازی و پیامدهای پایدار آن را تأیید کند. فشار تحصیلی به سمت پایین قطعا به هر پسری آسیب نمی رساند، اما به نظر می رسد که بسیاری از افراد را برای شکست آماده می کند.

مرتب سازی آموزشی

شواهد قابل توجهی وجود دارد که نشان می‌دهد، به‌ویژه پسران اغلب از نظر رشدی برای خواندن اولیه آماده نیستند.2 خواسته های جدید تحصیلی و الزامات رفتاری می تواند برای آنها بسیار ناامید کننده باشد، انگیزه آنها را تضعیف کند و منجر به برچسب ناتوانی یادگیری آنها شود. آنها با مهارت های خواندن کمتری نسبت به دختران شروع می کنند و در حال حاضر در مهدکودک پسران نسبت به دختران بیشتر احتمال دارد که نگرش منفی نسبت به مدرسه داشته باشند و نمرات پایین تری بگیرند.3

پسرها می توانند در یک مارپیچ رو به پایین و خودتقویت کننده گرفتار شوند. مشکل ممکن است در واقع از خانه شروع شود. برخی از مطالعات، فعالیت‌های آموزشی بیشتری را توسط والدین – خواندن، بازی‌های اکشن، و آموزش حروف و اعداد – با دختران، از سنین بسیار پایین گزارش می‌کنند. این تفاوت ها در سرمایه گذاری های زمانی به طور بالقوه پایه ای برای برتری دختران با مهارت های بدست آمده توسط آزمون های شناختی در سنین 4 تا 5 سالگی است.4

این تفاوت آموزشی احتمالاً تفاوت چندانی ایجاد نمی کرد اگر آموزش اولیه اینقدر بر توانایی های شناختی تأکید نمی کرد. همانطور که هست، آموزش والدین ممکن است به مهارت ها و ویژگی های تحصیلی، اجتماعی و رفتاری که در پیش دبستانی و مهدکودک پاداش داده می شود بیافزاید و مبنای مهمی برای مرتب سازی بعدی باشد.

به عنوان مثال، دنیس کندرون، جامعه شناس، با گسترش تحقیقات قبلی، با استفاده از نمونه بزرگی از نمونه، نشان داد که چگونه معلمان کلاس اول به طور متوسط، مهارت های تحصیلی دانش آموزان پسر را نسبت به دانش آموزان دختر کمتر ارزیابی می کنند، و پسران دارای مهارت های اجتماعی و رفتاری ضعیف تری هستند. نسبت به دختران در سراسر هیئت مدیره. این ارزیابی‌های معلمان، به نوبه خود، نقش کلیدی در تمرین رایج جداسازی کودکان به گروه‌های مهارت‌محور مختلف برای آموزش خواندن دارند. در تکالیف، دختران معمولاً جایگاه های بالاتری دریافت می کنند.5

همانطور که مطالعات دیگر نشان می‌دهند، این قرارگیری‌های اولیه، تأثیر منفی بر خودارزیابی دانش‌آموزان با قرارگیری گروهی پایین دارد و با کاهش سطح تلاش همراه است. تحقیقات دیگر نشان داده است که چه میزان از عوامل رفتاری کمتر سازگار پسران در نمرات آنها وجود دارد. معلمان از همان اوایل مهدکودک به نگرش های مثبت و رفتار خوب با نمرات بالاتر پاداش می دهند. در یک مطالعه، محققان دریافتند که معلمان به پسران نمره کمتری نسبت به دختران می دهند، حتی زمانی که نمرات آزمون آنها قابل مقایسه بود. آنها نشان دادند که این ناهماهنگی به دلیل فقدان نسبی «مهارت‌های غیرشناختی» پسرها، مانند توجه، اشتیاق به یادگیری و توانایی برای یک جا نشستن است.6

همانطور که کاندرون و بسیاری از محققان دیگر اشاره کرده اند، این تجربیات منفی اولیه اغلب بر عملکرد مدرسه پسران، از نظر مشکلات رفتاری، نمرات پایین تر و آرزوهای دانشگاه، تأثیر پایداری دارد.

خواسته های نامناسب

نکته مهم این است که این مطالعات آموزش بیشتر والدین را به ترجیح دختران نسبت نمی دهند. آنها برداشت ها و اقدامات معلمان نسبت به پسران را نوعی سوگیری نمی دانند. مشکل نقص عمدی نیست. مدارس انتظار آمادگی شناختی و رفتاری برای کار تحصیلی را دارند که بسیاری از پسران از نظر رشدی آمادگی ملاقات با آن را ندارند (و البته بسیاری از دختران نیز). و هنگامی که مرتب سازی شروع می شود، آنها در یک حلقه بازخورد گرفتار می شوند که اغلب منجر به کم کاری مزمن می شود. زودتر بهتر نیست می تواند مضر باشد.

[ad_2]

مطالب مرتبط

برنجستان