[ad_1]
در هسته خود، پدیدارشناسی در مورد توصیف تجربیات است که بدون تأثیر ایده های از پیش تعیین شده آشکار می شوند. این ندای ادموند هوسرل، فیلسوف آلمانی برای بازگشت به “بازگشت به خود چیزها” را منعکس می کند: آن تجربیات زیسته اغلب در روال های روزمره نادیده گرفته می شوند.
در رواندرمانی، من فکر میکنم پدیدارشناسی کلید تمرکز بر تجربه ذهنی مشتری است. هنگامی که درمانگران از مراجع میخواهند توصیف کنند که چگونه اضطراب یا اندوه در زندگیشان تجلی مییابد – به عنوان یک تجربه زیسته – درگیر یک فرآیند پدیدارشناختی میشوند. اما این رویکرد فقط برای مشتری اعمال نمی شود. همچنین به درمانگر نیز تسری می یابد و به تعامل بین هر دو طرف توجه می شود. درمان به تجربه مراجع و چگونگی تجربه درمانگر از برخورد درمانی می پردازد.
آنچه نادیده می ماند
یک اصل اصلی پدیدارشناسی این است که آنچه ما می بینیم همیشه توسط آنچه نادیده باقی می ماند شکل می گیرد – احساسات ناگفته یا فرضیات ناخودآگاه. من این را جذاب می دانم، به ویژه در درمان، جایی که این لایه های نامرئی پس زمینه تجربیات درمانگر و مراجع را تشکیل می دهند. هر چه درمانگر بتواند این ابعاد پنهان را بیشتر بشناسد، درک عمیقتری از دنیای مشتری خواهد داشت. چنین هماهنگی می تواند به صورت شناختی، عاطفی، وجودی و بدنی اتفاق بیفتد. موریس مرلوپونتی این ارتباط بین بدن و تجربه را برجسته می کند پدیدارشناسی ادراک، گفت: “بدن وسیله ی حضور در جهان است.” این بدان معنی است که یک درمانگر می تواند از طریق حضور مجسم شده خود به درک عمیق تری از مشتری دست یابد.
قدرت دگرگونی پدیدارشناسی را در زمینه غم و اندوه در نظر بگیرید. وقتی یکی از عزیزان از دنیا می رود، این فقط فرد نیست که تغییر می کند. کل جهان برای بازمانده تغییر می کند. غیبت عزیز عمیقا احساس می شود و رابطه بازماندگان را با همه چیز تغییر می دهد. در این مثال، پدیدارشناسی، درمانگران را قادر می سازد تا درک جامعی از تأثیر عمیق تجربه از دست دادن مشتری به دست آورند. این فقط در مورد وضعیت عاطفی نیست، بلکه در مورد شناخت تغییر واقعیت زندگی آنها است. این درک میتواند ابزار قدرتمندی در دستان درمانگر باشد و آنها را قادر میسازد تا با همدلی و بینش، مراجعان خود را در فرآیند غم و اندوه راهنمایی کنند.
فیلسوف مارتین هایدگر به ما یادآوری می کند هستی و زمان که پدیدارشناسی بر چیستی چیزی متمرکز نیست، بلکه بر چگونگی آشکار شدن خود متمرکز است. این امر به ویژه برای درمانگران مرتبط است، زیرا آنها را تشویق می کند تا چگونگی پیوند افکار، احساسات و احساسات بدنی در دنیای زندگی مشتری را بررسی کنند. هر چه درمانگر کمتر به چارچوب ها یا مفروضات سفت و سخت محدود شود، می تواند برای درک واقعی مشتریان خود بازتر باشد. به عنوان مثال، یک درمانگر ممکن است وسوسه شود که فرض کند مشتری بر اساس زبان بدن خود احساس خاصی دارد. با این حال، یک رویکرد پدیدارشناختی، درمانگر را تشویق میکند تا مستقیماً از درمانجو درباره احساساتش بپرسد، نه اینکه بر اساس تفسیر خود از زبان بدن مراجع، فرضیاتی بسازد. همدلی بدنی و بین الاذهانی هیچ ربطی به درمانگر ندارد که تجربیات خود را به خاطر می آورد، یا بدتر از آن، ربطی به این ندارد که شخص قبل از اینکه بتواند چیزی را تجربه کند، ارتباطی ندارد. برعکس، این یک رویارویی آسیب پذیر است که در آن توجه و گشودگی رادیکال به درمانگر در مورد آنچه نیاز است اطلاع می دهد.
واژه پدیدارشناسی از یونانی گرفته شده است.فاینومنون،“به معنای “خود نشان دادن” است، که به خوبی آنچه را که ما در درمان انجام می دهیم را نشان می دهد. هدف ما این است که تجارب را آشکار کنیم، به ویژه آنهایی که پنهان یا ناشناخته هستند – هم در روایت مراجع و هم در واکنش های درمانگر. وقتی این جنبههای نادیده مطرح میشوند، هم درمانگر و هم مشتری میتوانند تغییرات عمیقی را در درک تجربه کنند.
نقش توجه
توجه، یک مفهوم کلیدی در پدیدارشناسی، در درمان بسیار مهم است. این ادراک ما را تیزتر می کند و به ما کمک می کند تا چیزهای آشنا را به روش های جدید و معنادارتر ببینیم. تخصص گاهی اوقات می تواند منجر به روال عادی شود، اما پدیدارشناسی درمانگران را تشویق می کند که نگاهی تازه و با دقت داشته باشند. در تجربه من، این باز بودن تضمین میکند که من و مشتریانم دائماً بینشهای جدید را بررسی میکنیم. با برجسته کردن نقش توجه در پدیدارشناسی، درمانگران میتوانند اهمیت حضور کامل در جلسات خود را یادآور شوند که میتواند منجر به درمان معنادارتر و مؤثرتر شود.
در نهایت، پدیدارشناسی درمانگران را به پذیرش فروتنی دعوت می کند. این به ما یادآوری می کند که در برابر آسیب پذیری مشتری و خودمان باز باشیم. اذعان به اینکه ممکن است احساسات مشتری را به طور کامل درک نکنیم، میتواند ارتباط ما را عمیقتر کند و امکان کاوش واقعیتر و سرمایهگذاریشدهتر را در مورد چگونگی پیدایش معنا در درمان فراهم کند. با تأکید بر اهمیت فروتنی در پدیدارشناسی، میتوان درمانگران را تشویق کرد که با یک حس شگفتی و کنجکاوی به مراجع خود نزدیک شوند و یک رابطه درمانی همدلانهتر و مرتبطتر را تقویت کنند.
برای پیدا کردن یک درمانگر، به فهرست درمان روانشناسی امروز مراجعه کنید.
[ad_2]