[ad_1]

اولین وبلاگ من درباره یک بودایی بود. همه چیز از یک ساحل غرق آفتاب در دبی شروع شد، جایی که من به طور تصادفی به یک راهب بودایی گیج برخوردم که سعی داشت با اقیانوس سلفی بگیرد. بنابراین من پیشنهاد کمک کردم، و آن عمل کوچک مهربانی به طوفانی از تجربیات غیرمنتظره تبدیل شد. قبل از اینکه بفهمم، در جلسات مدیتیشن شرکت کردم و در کنار دوست راهب تازه یافته ام سخنرانی های شرکتی ارائه دادم. چند سال بعد، و اینجا هستم که هنوز سعی می کنم – و عمدتاً شکست می خورم – مدیتیشن کنم.
علوم اعصاب دارای تحقیقات فراوانی است که از مراقبه پشتیبانی می کند (با تشکر، Schlechta Portella و همکاران، 2021!). با مطالعات و متاآنالیزهای بیشماری fMRI (فریاد بزنید فاکس و همکاران، 2016) که مدح ذهنآگاهی را میخواند، سخت است که وقتی همان دگرگونی جادویی را تجربه نمیکنم، احساس غفلت نکنم. درعوض، من به خاطر «نگرفتن آن» احساس گناه می کنم. بنابراین، پس از تلاشهای بیشماری، تصمیم گرفتم فشار را رها کنم و راههایی برای آرام کردن، تسکین استرس، و مهمتر از همه، از بین بردن احساس گناه بیابم.
چرا برای من نیست
مدیتیشن تقریباً در همه جا وجود دارد، به ویژه مرسوم ترین تمرین آن، مراقبه ذهن آگاهی. این نوید مزایای بی شماری از جمله تحول شخصی، بهبود سلامت روان، افزایش تمرکز و کاهش استرس را می دهد. اعتراف میکنم که به هیاهو کشیده شدهام – شرکت در کارگاههای تمرکز حواس، دانلود همه برنامهها (هد اسپیس، هر کسی؟)، و گپ زدن با متخصصان مدیتیشن مانند دوست راهبم. اما حدس بزنید چی؟ من هرگز آن را لذت بخش یا مفید ندیدم. مدیتیشن نشسته اغلب به من استرس وارد می کند: زانوی من بد است و نمی توانم پاهایم را روی هم بگذارم.
با احساس گناه، تصمیم گرفتم در مورد مبارزات مدیتیشن خود صحبت کنم و متوجه شدم که تنها نیستم. بسیاری از دوستان اعتراف کردند که مدیتیشن را ضعیف یا حتی آزاردهنده میدانستند. همه نمی توانند ذن خود را در نشستن و تماشای نفس خود بیابند. با این حال، روایت غالب – به ویژه در غرب – اغلب باعث می شود کسانی که از مدیتیشن لذت نمی برند احساس کنند که یک مهارت حیاتی زندگی را از دست می دهند.
سمت تاریک مدیتیشن
این مکالمات نشان داده است که مدیتیشن همیشه تمرین آرامشبخش و آرامبخشی نیست که تبلیغ میشود. شواهد در حال ظهور نشان می دهد که گاهی اوقات می تواند اثرات منفی داشته باشد. مدیتیشن به طور خودکار همه چیز را بهبود نمی بخشد. این به سادگی آگاهی را به آنچه در حال حاضر در زیر سطح پنهان است به ارمغان می آورد. و برای برخی، این آگاهی می تواند کمی ناراحت کننده باشد.
و بیایید واقعی باشیم: مدیتیشن کار سختی است! قرار است آرامش بخش باشد، اما اغلب شبیه به یک کار طاقت فرسا است. می دانم که قرار نیست یک راه حل سریع باشد، اما به عنوان فردی که در چالش ها پیشرفت می کند، مخفیانه به حداقل چند پیروزی کوچک امیدوار بودم. پس از سالها تلاش برای هوشیار بودن – از طریق مدیتیشنهای هدایتشده و دورههای کاهش استرس مبتنی بر ذهنآگاهی (MBSR) – تقریباً غیرممکن است که بنشینم و برای 30 ثانیه یا بیشتر «فقط باشم». به جای احساس آرامش، معمولاً از نظر عاطفی خسته و ناامید می شوم.
بنابراین، من برای مدیتیشن خداحافظی کردم. دیگر مجبور نیستم ساکت بنشینم و نفسم را دنبال کنم زیرا این کار به من استرس میدهد. در عوض، من در یک سفر اکتشافی و خودیابی هستم تا راههای دیگری برای یافتن آرامش پیدا کنم که بسیار طبیعیتر و لذتبخشتر باشد.
به جای آن چه می کنم
به جای مدیتیشن، روشهای مختلفی را بررسی کردهام که به من کمک میکند استرس را مدیریت کنم و خودآگاهی را پرورش دهم. به نظر می رسد این تکنیک های مختلف برای من کار می کنند:
- ورزش کنید. هر روز (به شرط آب و هوا) به جنگل می زنم. اگر نزدیک اقیانوس باشم، شنا می کنم. ورزش به ژیمناستیک ذهنی مانند مدیتیشن نیاز ندارد. هیچ فشاری برای انجام “درست” وجود ندارد. من به سادگی در محیط اطرافم غوطه ور می شوم. اجازه دادن به ذهنم سرگردان، بی نهایت آرامش بخش تر از تلاش برای شمارش نفس هایم است. بعد از ورزش دوست دارم حرکات کششی انجام دهم و سپس بنشینم و چند دقیقه به آرام کردن تنفسم بپردازم. شاید این مدیتیشن است؟
- احساس احساسات من. بنابراین، چه مشکلی با عواطف و احساسات وجود دارد؟ من به جای اینکه مثل یک زبان شناس با این حرف بزنم، شرلوک عاطفی درونی ام را در آغوش می کشم. احساسات چه حسی دارند؟ با بازی کردن کارآگاه با احساساتم، نه تنها چیزهایی را که باعث میشود از نظر عاطفی من را تحریک کند، کشف کردهام، بلکه متوجه شدهام که هوسهایم قدرت کمتری بر من دارد. چه کسی می دانست که کنجکاوی سلاح مخفی در این مسابقه کشتی عاطفی است؟ به نظر می رسد، این در واقع “ذهن آگاهی” است اما بدون استرس نفس کشیدن با چشمان بسته.
- چرت زدن. آه، سعادت چرت زدن. بعد از ناهار به خودم اجازه دادم در یک چرت بدون گناه افراط کنم – یک سوپر سیستا! چرت زدن من را سرحال می کند و از نظر علمی ثابت شده است که خلق و خو، خلاقیت و حافظه را تقویت می کند. به علاوه، هیچ راه درست یا نادرستی برای چرت زدن وجود ندارد. اما شاید در واقع یوگا نیدرا باشد؟ با این حال، در حالی که یوگا نیدرا و مدیتیشن هر دو باعث آرامش می شوند، تفاوت قابل توجهی دارند. یوگا نیدرا شامل دراز کشیدن و هدایت شما به یک حالت عمیق خواب آگاهانه است. برای من درست مثل چرت زدن است.
نتیجه گیری
مدیتیشن فنجان چای همه نیست و این کاملاً اشکالی ندارد. در حالی که برخی در تمرین آرامش پیدا می کنند، برخی دیگر (مثل من) استرس و ناامیدی را تجربه می کنند. بهجای اینکه خودم را مجبور به چیزی کنم که طنیناندازی ندارد، روشهای جایگزین برای مدیریت استرس و پرورش ذهنآگاهی را انتخاب کردهام – راههایی که احساس واقعیتر و لذتبخشتر دارند. چه در طبیعت پرسه بزنم، چه در اقیانوس شیرجه بزنم، چه چرت شادی داشته باشم، راه های زیادی برای رسیدن به آرامش بدون نشستن روی کوسن پیدا کرده ام. در اینجا باید مسیرهای منحصر به فرد خود را به سوی صلح جشن بگیریم.
این پست در kokoro.today نیز نمایش داده می شود
[ad_2]