[ad_1]
این امری عادی است که ناظران سیاسی دو قطبیسازی را که صحنه سیاسی ما را اینجا در ایالات متحده تحت تأثیر قرار میدهد، محکوم کنند. من خودم را در میان تعدادی از کسانی که از دشمنی متقابل ما ابراز تاسف می کنند، قرار می دهم.
دلایل بیگانگی ما از یکدیگر در مورد سیاست معمولاً به چیزهایی مانند دنیای آنلاین، چرخه اخبار 24 ساعته، تلفن های همراه ما، اطلاعات نادرست، پول در سیاست، جمهوری خواهان، دموکرات ها، فاکس نیوز و … نسبت داده می شود. نیویورک تایمز– علت خود را انتخاب کنید و شروع به سرزنش کنید. بسیاری از اینها به خودی خود برای توضیح هیولایی که ما آزاد کرده ایم کافی به نظر نمی رسند، بنابراین شاید این نوعی کیف گرفتن از همه آنها باشد.
اکنون مطالعهای وجود دارد که کمی راز را روشن میکند، اگر یکی باشد، یا حداقل دلیل دیگری به ما میدهد تا از آن سوی حصار سیاسی با بیاعتمادی و نفرت به یکدیگر نگاه کنیم: ما همدیگر را نمی فهمیم
موضوعی که محققان در مورد آن پرسیدند، خواه مهاجرت، نژاد، مجازات اعدام، هزینه های نظامی یا سقط جنین باشد، معلوم می شود که در حالی که دیدگاه افرادی مانند خود را درک می کنیم، دیدگاه های طرف مقابل را به شدت تحریف می کنیم. به عنوان مثال، جمهوری خواهان بر این باورند که کمتر از یک سوم دموکرات ها دگرباشان جنسی هستند، در حالی که تعداد واقعی 6 درصد است. و دموکرات ها معتقدند که بیش از یک سوم جمهوری خواهان سالانه بیش از یک چهارم میلیون دلار درآمد دارند، در حالی که رقم واقعی 2 درصد است.
به عبارت دیگر ما دیدگاه های تحریف شده ای نسبت به یکدیگر داریم. ما چهرههای مخالفی را در ذهن خود ایجاد میکنیم و انواع نظرات را به آنها نسبت میدهیم، و تصویری از فردی ایجاد میکنیم که دوست نداشتن آن آسان است – زیرا آنها هر چیزی را که ما دوست نداریم، باور دارند، بلکه بیشتر از آن.
این تیم ارتباطی رونالد ریگان بود که به طرز درخشانی تمرین تجسم دشمن را با برداشت از اخبار و تشخیص اینکه این شخص که برای عموم مردم دوست نداشتند، نماینده یک قبیله کامل از آنها است، آغاز کردند. اینگونه بود که «ملکههای رفاه» را به دست آوردیم که از طریق کلاهبرداری، رانندگی با اتومبیلهای شیک، و زندگی در بالای گراز، از سیستم مبالغ هنگفتی پول میپرداختند. متنفر بودن از یک نماد واضح مانند آن بسیار آسان تر از یک آمار بود.
و به این ترتیب سیاست هویت مدرن متولد شد. این امر به جایی رسیده است که نامزد معاون رئیس جمهور یک حزب بارها (و به دروغ) مردم در ایالت خود را متهم کرده است که مهاجر غیرقانونی هستند، در حالی که نیستند، و به خوردن حیوانات خانگی همسایگان خود، در حالی که آنها این کار را نکرده اند. . این تاکتیک مستقیماً از درک نادرست “مخالفان” شما ناشی می شود – در این مورد، با این فرض که چون فردی رنگ دیگری دارد و از جای دیگری آمده است، لزوماً قانون شکن و تمرین کننده عادات نفرت انگیز هستند.
سیاست، در هسته خود، وعده ای ضمنی برای جدی گرفتن قدرت و عمل با احساس مسئولیت دارد. برای بازگشت به آن وضعیت، شاید همه ما باید یک نفس عمیق بکشیم و متعهد شویم که سعی کنیم یکدیگر را بهتر درک کنیم.
[ad_2]