22:33 - 2024/10/08

وقتی فرزند شما می میرد، شما مجموع اجزای خود هستید

[ad_1] منبع: تصویرسازی مورا کندریک بخشی از شما می داند که باید به زندگی خود ادامه دهید، در حالی که بخشی دیگر هرگز نمی خواهد از رختخواب بلند شود. بخشی از شما احساس می‌کند هر کاری که ممکن است انجام داده‌اید تا فرزندتان را نجات دهید، در حالی...

وقتی فرزند شما می میرد، شما مجموع اجزای خود هستید

[ad_1]

تصویر توسط مائورا کندریک

منبع: تصویرسازی مورا کندریک

بخشی از شما می داند که باید به زندگی خود ادامه دهید، در حالی که بخشی دیگر هرگز نمی خواهد از رختخواب بلند شود.

بخشی از شما احساس می‌کند هر کاری که ممکن است انجام داده‌اید تا فرزندتان را نجات دهید، در حالی که بخشی دیگر شما را به خاطر اینکه به اندازه کافی انجام نداده‌اید به سر کار می‌اندازد.

بخشی از شما معتقد است که شما بهترین پدر و مادری بوده اید که یک فرزند می تواند داشته باشد، در حالی که بخشی دیگر این سوال را مطرح می کند که چگونه می توانید بهترین والدین باشید، زمانی که نتوانستید فرزندتان را زنده نگه دارید.

بخشی از شما واقعیت از دست دادن خود را می پذیرد، در حالی که بخشی دیگر در ناباوری گم می شود.

یک بخش از شما تصدیق می کند که عشق هرگز نمی میرد و غم و اندوه یک عمر ادامه دارد، در حالی که بخشی دیگر متعجب است که چگونه می توانید به این شکل به زندگی ادامه دهید.

بخشی از شما می‌داند که تحمل بدترین اتفاقی که ممکن است برای پدر و مادرتان بیفتد، شما را به فردی قوی‌تر تبدیل می‌کند، در حالی که بخشی دیگر می‌پرسد چگونه می‌توانید قوی‌تر باشید وقتی تکه‌ای از شما گم شده است و هرگز نمی‌توانید آن را جایگزین کنید.

بخشی از شما با رویارویی با چیزی که شما را بیشتر می ترساند شروع به پردازش غم و اندوه خود کرده است، در حالی که بخشی دیگر به سادگی آن را نادیده می گیرد.

بخشی از شما مدام گریه نمی کند و کمی احساس بهتری دارد، در حالی که بخشی دیگر از غم و اندوه شدیدی رنج می برد که هرگز از بین نمی رود.

بخشی از شما اجازه نمی دهد فقدان شما را تعریف کند، در حالی که بخشی دیگر مانند پوستر والدین داغدیده ای است که بی نهایت ترحم می کنند.

بخشی از شما به آرامی انکار، گناه، خشم و ترس را رها می کند، در حالی که بخشی دیگر در اقیانوسی از غم و اندوه غرق می شود.

بخشی از شما توانسته است دوباره شادی را تجربه کند، هر چند کوتاه مدت، در حالی که بخشی دیگر به شدت نسبت به آن احساس گناه می کند.

بخشی از شما تبدیل به یک جنگجو شده است، در حالی که بخشی دیگر خسته و آماده تسلیم شدن است.

بخشی از شما امیدوار است که از فقدان غم انگیز خود جان سالم به در ببرد، در حالی که بخشی دیگر مطمئن است که هیچ کس تا به حال عمق دردی که شما در آن زندگی می کنید را تجربه نکرده است.

بخشی از وجود شما مطمئن است که دیگر هیچ چیز نمی تواند به شما صدمه بزند، در حالی که بخشی دیگر یک زخم باز است که هرگز خوب نمی شود.

بخشی از شما در ایمانتان آرامش زیادی می‌یابد، در حالی که بخشی دیگر خدا را به خاطر از بین بردن ارزشمندترین هدیه‌ای که تا به حال به شما داده است، پند می‌دهد.

بخشی از شما دوباره به خودتان تبدیل می شود، در حالی که بخشی دیگر احساس می کند که بهترین بخش از وجود شما برای همیشه از بین رفته است.

بخشی از شما با پرسیدن سوالات بی پاسخ از شکنجه خود دست کشیده اید، در حالی که بخشی دیگر تمام شب را بیدار می ماند تا بیهوده به آنها پاسخ دهد.

بخشی از شما باید برای فرزندان دیگرتان قوی باشد، در حالی که بخشی دیگر مخفیانه از زندگی آنها می ترسد.

بخشی از شما با اندوه شما تغییر کرده و تکامل یافته است، در حالی که بخشی دیگر می ترسد که اگر بیش از حد تغییر کنید، ارتباط با فرزندتان را از دست خواهید داد.

بخشی از شما احساس می کند که آنچه احساس می کنید دقیقاً همان چیزی است که باید احساس کنید و در آینده احساس متفاوتی خواهید داشت، در حالی که بخشی دیگر آینده را بی معنی می بیند.

بخشی از شما متوجه می‌شوید که فریب دادن این همه احساسات پیچیده و متناقض فقط بخشی از روند سوگواری است – که می‌توانید همزمان افکار متضاد را در خود نگه دارید – در حالی که بخشی دیگر، پس از سروصدا کردن، با اکراه موافقت می‌کند.

بخشی از شما می پذیرد که کل بزرگتر از مجموع اجزای آن است، در حالی که بخشی دیگر هنوز در تعجب است که چگونه دوباره کامل شود.

[ad_2]

مطالب مرتبط

برنجستان