درمانگران سخت تلاش می کنند تا پیوندی برقرار کنند تا بیماران در افشای و کشف خصوصی ترین احساسات، خاطرات، اشتباهات و تجربیات خود – که گاهی شرم آور یا دردناک هستند – احساس امنیت و اطمینان کنند. اما چه اتفاقی میافتد وقتی از آنها خواسته میشود که یادداشتهای درمانی خود را در دعاوی بازداشت ارائه کنند؟ این ایده در تضاد با کل فرضیه درمان است: اگر بیماران ممکن است در دادگاه علیه آنها از افشای خود استفاده کنند، چگونه می توانند درگیر شوند؟ آیا آن یادداشت ها ممتاز نیستند؟
این قانون برای طیف وسیعی از متخصصان پزشکی و سلامت روان از جمله روانپزشکان، روانشناسان، درمانگران، مددکاران اجتماعی و سایر مشاوران امتیازاتی ایجاد می کند. با این حال، مانند سایر امتیازات قانونی، امتیاز درمانگر-بیمار مطلق نیست و می توان آن را نادیده گرفت. این اغلب زمانی اتفاق می افتد که کودکان درگیر هستند. به عنوان مثال، در دادگاه های حمایت از کودکان در نیویورک، قانون بسیاری از امتیازات، از جمله امتیازات برای پزشکان، روانشناسان، مددکاران اجتماعی و مشاوران تجاوز جنسی را باطل می کند. تعیین اینکه آیا کودک مورد آزار و اذیت قرار گرفته یا مورد بی توجهی قرار گرفته است مهمتر از حفظ حریم خصوصی درمانی است.
نگرانی برای رفاه کودکان نیز در رسیدگی به حضانت از اهمیت بالایی برخوردار است. با این حال، دادگاه ها این اختیار را دارند که در تصمیم گیری در مورد اینکه آیا اتاق درمان مورد تهاجم قرار می گیرد یا خیر، رویکردی تا حدودی ظریف اتخاذ کنند. در یک اختلاف حضانت، والدین به نظر می رسد که از امتیاز درمانگر-بیمار چشم پوشی کرده اند. دادگاهها حکم دادهاند که صرفاً «با اعتراض به حضانت»، والدین «بهزیستی روانی و عاطفی» خود را در معرض خطر قرار میدهند و به قضات این امکان را میدهند که بر اساس مورد به مورد تصمیم بگیرند که آیا یادداشتهای درمانی ممکن است احضار شوند و به طور بالقوه در مدارک محاکمه قرار گیرند. .
این بدان معنا نیست که قضات مشتاق به افشای محتوای درمان اصحاب دعوا هستند – بسیار برعکس. نیاز به افشای حقیقت هنگام تعیین حضانت کودک باید در مقابل آسیبی که چنین مواجهه ای ممکن است ایجاد کند متعادل شود.
در 25 سالی که وکیل خانواده بودم، دیده ام که قضات به طور معمول والدین را تشویق می کنند که تحت درمان قرار گیرند، به ویژه در طول رسیدگی به حضانت. دادگاه ها می خواهند ببینند که والدین ضعف ها و محدودیت های خود را درک کرده و آماده رسیدگی به آنها هستند. آنها می خواهند ببینند که والدین حمایتی را که لایق و نیاز دارند دریافت می کنند. مراجعین بارها از من پرسیدهاند که آیا باید از درمان دوری کنند، زیرا ممکن است آنها را “بیمار”، “ضعیف” یا “آسیب دیده” نشان دهد. برعکس این موضوع صادق است. تعهد مداوم به درمان معمولاً به خوبی بر والدین در دادگاه منعکس می شود. در شرکت من، ما به طور معمول درمان را به مشتریانی که طلاق و حضانت دشواری را پشت سر می گذارند، توصیه می کنیم.
حتی والدینی که دارای یک بیماری روانی جدی مانند اسکیزوفرنی هستند، اگر از دارو پیروی کنند و خود را به مراقبت از خود اختصاص دهند، ممکن است آنچه را که از کسری بودجه می ترسند به یک دارایی در دعوای حضانت تبدیل کند. قضات می دانند که درمان مهم است و به طرفین دعوی کمک می کند تا به جلو حرکت کنند و آنها مشتاق نیستند که آن را ناامید کنند.
اگرچه ممکن است امتیاز درمانگر-بیمار در یک پرونده حضانت از نظر فنی لغو شود، قاضی همچنان میتواند درخواست افشای یادداشتهای درمانی را رد کند. برای مثال، در نیویورک، والدینی که به دنبال افشای یادداشت های درمانی والدین دیگر هستند، باید قاضی را متقاعد کنند که چرا این یادداشت ها ضروری هستند. اظهارات کلی کافی نخواهد بود. آیا موضوع روانی یا عاطفی خاصی وجود دارد که یادداشت ها ممکن است آن را روشن کنند؟ آیا شواهد دیگری می توانند به این موضوع بپردازند؟ این امکان وجود دارد که درخواست افشای یادداشت ها رد شود.
گاهی اوقات یک قاضی اجازه می دهد یادداشت های درمانی “در دوربین” تولید شود، به این معنی که یادداشت ها فقط به قاضی داده می شود. قاضی یادداشت ها را بررسی می کند و تصمیم می گیرد که آیا آنها به اندازه کافی مهم هستند که در دادگاه افشا شوند، با توجه به آسیب احتمالی که ممکن است افشا شود.
اگر یک درمانگر احضاریه ای دریافت کند، مطمئناً ارزش آن را دارد که بپرسیم آیا می توان برای محافظت از یادداشت ها به مصالحه دست یافت. شاید درمانگر بتواند به جای آن مشاهدات کلی ارائه دهد. آیا می توان یادداشت ها را فقط برای بررسی قاضی تهیه کرد؟ در برخی موارد، قاضی ممکن است احضاریه را به طور کامل لغو کند یا آن را به گونه ای اصلاح کند که گسترده تر باشد.
همچنین ممکن است قضات تصمیم بگیرند که به جای ارائه یادداشت، درمانگر در دادگاه شهادت دهد. درمانگر ممکن است برداشت ها و اطلاعات کلی را ارائه دهد: آیا والدین به طور مداوم در درمان شرکت می کنند؟ آیا آنها از درمان مناسب برای رسیدگی به مسائل والدین استفاده می کنند؟ آیا آنها آماده پیشنهادهایی برای رسیدگی به لحظات سخت والدین هستند؟ آیا آنها روی کاهش خشم یا رنجش نسبت به والدین دیگر کار کرده اند؟ چنین موضوعاتی را میتوان بدون افشای ویژگیهای خودافشایی بیمار یا یادداشتهای جلسه در شهادت پوشش داد. در نهایت، این به قاضی در هر مورد بستگی دارد که چه چیزی مجاز است.
من هرگز یک متخصص سلامت روان بالینی را ندیده ام که بخواهد در دادگاه شهادت دهد، اما مشاوران باید بدانند که ممکن است در موقعیت منحصر به فردی برای حمایت از بیماران خود باشند. شاید هیچ کس والدین را به خوبی درمانگر خود نشناسد و نتواند با اقتدار نقاط قوت والدین را برجسته کند. درمانگر می تواند نقاط ضعف را زمینه سازی کند و بینش و تلاش صادقانه والدین را برای رفع آنها تایید کند.
قبل از اینکه حتی در مورد افشای یادداشت های درمانی بحث شود، یک پرونده حضانت باید خیلی دور ادامه یابد. در نیویورک، اکثر دادگاهها تا آستانه محاکمه، افشای یادداشتهای درمانی را بررسی نمیکنند و ممکن است آنها را برای مدتی در دوربین نگه دارند. در تجربه من، تولید یادداشت های درمانی نادر است.
معمولاً ممکن است از یک درمانگر خواسته شود که در مراحل اولیه با یک ارزیاب بازداشتگاه پزشکی قانونی صحبت کند. معمولاً این شامل یک تماس تلفنی 15 تا 30 دقیقهای با متخصص بهداشت روانی است که دادگاه تعیین کرده است. باز هم، محتوا متمایل به برداشتهای کلی است و درمانگر میتواند از نقاط قوت بیمار خود دفاع کند و زمینههای رشد را مشخص کند. گزارش تلاش های صادقانه در درمان می تواند تأثیر مثبتی بگذارد.
برای درمانگرانی که کودکان را درمان می کنند، به ویژه کودکی که در مرکز اختلافات والدین قرار دارد، حساسیت ها در مورد افشای اعتماد درمانی حتی بیشتر است. دادگاه ها و وکلا به طور کلی سعی می کنند از دخالت درمانگر فعلی کودک خودداری کنند، زیرا درمان اغلب فضایی ارزشمند و امن است. هیچکس نمیخواهد که رسیدگی برای تعیین «بهترین مصلحت کودک» بیش از آنچه لازم است باعث آسیب شود.
درمانگر کودکی که احضاریه دریافت می کند باید ابتدا تعیین کند که آیا کودک وکیل یا قیم دارد و آیا آنها با احضاریه موافقت کرده اند یا خیر. در غیر این صورت، وکیل یا قیم ممکن است از افشای اطلاعات دفاع کند. اگر کودک فاقد نمایندگی باشد، درمانگر ممکن است پیشنهاد کند که یکی را تعیین کند.
وقتی وکیل کودک با احضاریه مخالفت می کند، دادگاه احتمالاً آن را باطل می کند. اگر دادگاه دلایل قانعکنندهای برای نظر درمانگر کودک بیابد، ممکن است به شیوهای ضعیف، مانند مشاهدات کلی که به یک ارزیاب پزشکی قانونی منتقل میشود، اجازه افشای اطلاعات را بدهد. مثل همیشه، قاضی در مورد میزان افشا تصمیم می گیرد که شامل یادداشت، شهادت یا هر دو باشد.