00:23 - 2025/04/14

وقتی خودم و بدنم را نمی شناسم

[ad_1] صبح که خودم را در آینه تشخیص ندادم چشمگیر نبود. هیچ لحظه به یاد ماندنی از مکاشفه وجود نداشت – فقط یک قطع آرام از چشمان خسته که به من خیره شده بود. این زن با خطوط کوچک روی صورت و اضافه وزن در اطراف قاب او چه کسی بود؟ طنز برای ...

وقتی خودم و بدنم را نمی شناسم

[ad_1]

صبح که خودم را در آینه تشخیص ندادم چشمگیر نبود. هیچ لحظه به یاد ماندنی از مکاشفه وجود نداشت – فقط یک قطع آرام از چشمان خسته که به من خیره شده بود. این زن با خطوط کوچک روی صورت و اضافه وزن در اطراف قاب او چه کسی بود؟

طنز برای من گم نشد. بیش از یک دهه پیش ، من مفهوم برنامه های پایداری را تهیه کردم و استرس آسیب زای ثانویه ، خستگی دلسوزی و فرسودگی را بررسی کردم. من تئوری های داخل را می دانستم. با این حال ، من به نوعی ، من در تحقیقات خود به یک مطالعه موردی تبدیل شده بودم بدون اینکه حتی متوجه آن شوم.

فرزندپروری کودک با بیماری مزمن به آرامی مرا تغییر داد. آنچه که به عنوان استرس قابل کنترل شروع شد ، بی سر و صدا راهی برای زندگی شد. تا سال 2022 ، هنگامی که یکی از فرزندانم شعله ور شد و به هشت ماه بستری در خانه نیاز داشت ، من قبلاً روی اتوپیلوت کار می کردم و فقط آنچه را که لازم بود ، انجام می دادم.

در نتیجه ، من از بدن خودم جدا شدم. فقط در گذشته نگر متوجه شدم که من به مکانیسم دفاعی برای شخصی سازی بدن خود متوسل شده ام.

جدایی نامرئی

آنچه من فهمیدم این است که ، در بعضی از مواقع ، من شروع به شخصی سازی کردم – مکانیسم دفاعی روانشناختی که با ایجاد فاصله از تجربیات قریب به اتفاق ، از ما محافظت می کند. این روش مقابله با ذهن است ، و باعث می شود که از بدن ، احساسات یا احساس خود احساس جدا کنید.

اغلب به این صورت توصیف می شود:

  • تماشای خود عمل می کند اما احساس کنترل نمی کند.
  • احساس قطع ارتباط بدن ، صدا یا اعمال شما احساس نمی کند که واقعاً به شما تعلق دارند.
  • بی حسی عاطفی یا احساس “صاف بودن” در داخل.
  • احساس غیر واقعی ، مثل اینکه وجود ندارد.

تجاوز جنسی می تواند در مواقع استرس شدید ، تروما یا فرسودگی اتفاق بیفتد و اگرچه ممکن است یک مکانیسم مقابله موقت باشد ، می تواند در برخی از اختلالات اضطرابی یا شرایط مرتبط با تروما مانند PTSD مزمن شود.

تأثیر فیزیولوژیکی حمایت مزمن

بدن مانند اسفنج ، عوارض و استرس مداوم را جذب می کند. استرس از نظر بیولوژیکی به همان روش در همه ما عمل می کند. با این وجود ، در هر یک از ما متفاوت است و به متغیرهای زیادی مانند ژنتیک ، تاریخ تروما ، حمایت مالی و اجتماعی و موارد دیگر بستگی دارد.

برخی از تأثیرات استرس مزمن می تواند به شرح زیر باشد:

  • اختلالات خواب و خستگی مزمن.
  • عملکرد ایمنی به خطر افتاده ، بیمار شدن بیشتر یا حتی ایجاد شرایط مزمن.
  • مسائل قلبی مربوط به استرس.
  • دشواری برای تمرکز ، دستیابی و حفظ اطلاعات.
  • مسائل متابولیک ، مشکلات GI و نوسان وزن.
  • چالش های شناختی (که گاهی اوقات به آن “مه شکن مغزی” گفته می شود) به عنوان مشکل در تمرکز ، حافظه و احتباس آشکار می شود.

فرزندان والدین با شرایط مزمن می توانند رابطه دو طرفه بین سلامت فیزیولوژیکی ، روانی ، عاطفی ، شناختی ، اجتماعی و مالی ایجاد کنند ، زیرا استرس مراقبتی بر سلامت والدین تأثیر می گذارد ، که به نوبه خود بر مراقبت های کلی تأثیر می گذارد و از کودک پشتیبانی می کند.

تروما فراتر از کتاب درسی

تروما همیشه در مورد خطر مستقیم نیست. درک بالینی اکنون تشخیص می دهد که شاهد رنج یک عزیز می تواند به همان اندازه آسیب زا باشد. بسیاری از والدین فرزندان بیمار مزمن ، معیارهای کامل PTSD را رعایت می کنند ، فلاش بک ها ، هیپروگی و فرسودگی را تجربه می کنند.

پدری که من یک بار با آن کار کردم آن را به شرح زیر توصیف کرد: “من هر وقت تلفن من در ساعات مدرسه زنگ می خورد ، پرش می کنم.” این واکنش سازگاری سیستم عصبی با مواقع مکرر است.

معیارهای بالینی برای تروما به رسمیت شناخته شده است که شاهد یک عزیز در پریشانی می تواند به همان اندازه که به طور مستقیم تهدید را تجربه می کند ، آسیب زا باشد. والدین کودکان با شرایط مزمن معیارهای استرس آسیب زا ثانویه یا حتی PTSD را تجربه می کنند ، تجربه می کنند:

  • افکار مزاحم و فلاش بک بدترین قسمت های فرزندشان.
  • بیش از حد برای علائم بازگشت علائم.
  • اجتناب از محرک های احتمالی.
  • بی حسی عاطفی به عنوان یک مکانیسم محافظت.

با وجود دانشی که من به دست آورده ام و سیستم های حمایتی که طی این سالها ساخته ام ، نتوانستم خودم را از اثرات استرس مزمن محافظت کنم. حتی با وجود تمام آموزش های من در زمینه پایداری و مراقبت های آگاه از تروما ، من در حالی که مراقبت از همه افراد دیگر برای مراقبت از خودم تلاش کردم.

اما من خودم را به این دلیل قضاوت نمی کنم – من تمام تلاش خود را در یک وضعیت خارق العاده و مداوم انجام دادم.
بنابراین غذای من می خواهم با شما به اشتراک بگذارم – والدین همکار من که در این جاده پیچیده قدم می زنند؟

این ساده است: شما به اندازه کافی خوب هستید

شما بهترین کاری را که می توانید انجام می دهید ، و فقط کسانی که یک مسیر مشابه را طی کرده اند می توانند واقعاً درک کنند که این چه چیزی را انجام می دهد.

کلید بازگشت به اصول است

هدف این نیست که احساس خود را تغییر دهید.

هنگامی که ما سعی می کنیم احساسات خود را نادیده بگیریم یا برطرف کنیم ، پیامی به بدن می فرستد و به ذهن می پردازد که چیزی برای ما اشتباه است – که ما نیاز به تعمیر داریم. این پیام به تنهایی می تواند پاسخ استرس را فعال کرده و ما را به سمت راست به حالت بقا سوق دهد.

طبیعی است که بخواهیم مثبت باشیم. هیچکدام از ما نمی خواهیم ترس ، غم یا درد را احساس کنیم. اما ناراحتی بخشی از انسان بودن است – این یک شکست شخصی نیست.

کار در مورد از بین بردن درد نیست.

این در مورد گسترش ظرفیت ما برای نشستن با آن است.

یک قاعده ملایم از دلسوزی

به خود یادآوری کنید:

من همیشه بهترین کاری را که می توانم انجام می دهم.

در لحظه های تروما ، مکانیسم های بقا به دست می گیرند. در آن زمان نمی توانستید متفاوت پاسخ دهید – و این خوب است.

هنگامی که سعی می کنید احساس خود را تغییر دهید یا انتقاد کنید ، سیستم شما قرارداد می کند.

وقتی اجازه می دهید و قبول می کنید ، سیستم شما گسترش می یابد.

می توانید بگویید: “خوب است که این را احساس کنیم.” یا “من این را دوست ندارم ، اما خوب است که من انجام می دهم.”

این گفتگوی ساده به تسکین سیستم عصبی شما کمک می کند. هرچه بیشتر تمرین کنید ، سهولت بیشتری می توانید دسترسی پیدا کنید – حتی در لحظه های دشوار.

ETI تمرین خود دلسوزی را ساده کرد

به وضعیتی در زندگی خود فکر کنید که ناراحت کننده است.

  1. آن را نامگذاری کنید الان چه احساسی دارم؟
  2. به آن امتیاز دهید. در مقیاس 1-10 ، این احساس چقدر قوی است؟
  3. آن را عادی کنید. “احساس XXX بخشی از زندگی است. همه گاهی اوقات اینگونه احساس می کنند.”
  4. خودتان را زمین بزنید. به اطراف اتاق نگاه کنید و توجه کنید که اگر در یک فضای امن هستید ، به خودتان بگویید: “خوب است. من (نام شما) هستم. من اینجا هستم. من الان ایمن هستم.”
  5. دوباره احساس را بررسی کنید. آیا شماره تغییر کرده است؟ تکرار کنید تا به 5 یا پایین تر سقوط کند.

این عمل کوچک می تواند به شما در ایجاد فضای داخلی برای نشستن با هر آنچه که بوجود می آید – گریش ، ترس ، فرسودگی – بدون نیاز به رفع یا فرار به شما کمک کند.

با گذشت زمان ، ممکن است خود را کمتر از اوج و پایین ترین عاطفی غافلگیر کنید و بیشتر در یک آرامش آرام لنگر زده شوید.

نه به این دلیل که زندگی آسان تر است ، بلکه به این دلیل شما برای دیدار با آن منابع بیشتری پیدا کرده اید.

این قلب مراقبت از پایدار است: نه کمال ، نه قدرت ثابت-اما حضور ، دلسوزی و ظرفیت ماندن با خود ، حتی در سخت ترین لحظه ها.

با این حال شما احساس می کنید – هرچه احساس می کنید – به یاد داشته باشید: شما در این لحظه بهترین کاری را انجام می دهید. بگذارید این مکان شروع شما باشد.

[ad_2]

مطالب مرتبط

برنجستان