اعتیاد به خرید اغلب در محیط های بالینی نادیده گرفته می شود و اغلب به عنوان یک ویژگی در افراد مبتلا به اختلالات کنترل تکانه، اختلال وسواس فکری-اجباری (OCD) یا تمایل به احتکار ذکر می شود (بلک، 2007). با این حال، خرید یک رفتار پیچیدهتر از جمعآوری یا نگهداشتن ساده اشیاء است. بسیاری از افرادی که در خریدهای اجباری شرکت می کنند ممکن است به دنبال “ضربه” دوپامین برای مقابله با احساسات ناخوشایند باشند، زیرا خرید می تواند به طور موقت استرس را کاهش دهد و رضایت را ایجاد کند (کلت و بولتون، 2009).
به عنوان یک مشاور، ناامیدی ناشی از کمبود منابع را برای افرادی که با اعتیاد به خرید دست و پنجه نرم می کنند، مشاهده کرده ام. در حال حاضر، خرید اجباری به عنوان یک اختلال خاص در آن شناخته نشده است راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات روانی (DSM-5) (انجمن روانپزشکی آمریکا، 2013)، حتی اگر ویژگی های مشترکی با سایر رفتارهای اعتیادآور و اجباری داشته باشد. جوامع و بحث های آنلاین منعکس کننده تجربه گسترده اعتیاد به خرید هستند، اما شناخت بالینی محدود باقی مانده است.
یکی از دلایل بالقوه این نظارت می تواند نقش مصرف گرایی در جامعه سرمایه داری باشد. اگر خرید بیش از حد به عنوان مضر شناخته شود، ممکن است سیستم هایی را که بسیاری از اقتصادها را هدایت می کنند به چالش بکشد. به هر حال، خرید به صنایع کمک میکند، شغل ایجاد میکند و از رشد اقتصادی حمایت میکند – اما به چه قیمتی برای رفاه فردی؟
ظهور “عدم خرید” و جایگزین
مشابه رویکردهایی مانند الکلی های گمنام برای بهبودی اعتیاد (Kelly, Humphreys, & Ferri, 2020)، مفهوم «بدون خرید» در پلتفرم هایی مانند YouTube، Pinterest و TikTok مورد توجه قرار گرفته است. “بدون خرید” شامل پرهیز از خرید برای مدت طولانی برای به دست آوردن کنترل مجدد بر عادت های خرج کردن است. در حالی که این روش برای برخی کارآمد است، اما برای همه کاربردی نیست. بهعنوان خریدار اصلی در خانوادهام، مجبور شدم استراتژیهای جایگزین، مانند مواجهه درمانی را توسعه دهم، که تحقیقات به عنوان مداخلهای مؤثر برای مدیریت رفتارهای اجباری از آن پشتیبانی میکند (Houghton et al., 2015).
من شخصاً اغلب در فضاهای باز خردهفروشی احساس ناراحتی میکنم – آنها مرا به یاد محیطهای ناآرام مانند سالنهای ورزشی یا بیمارستان میاندازند. در حالی که مینیمالیسم ممکن است برای برخی راه حل باشد، اما برای من مناسب نیست. بهبودی از اعتیاد به خرید لزوماً به معنای زندگی با حداقل دارایی های ممکن نیست. در عوض، خرید آگاهانه را شامل میشود، جایی که فرد ارزیابی میکند که آیا اقلام واقعاً مورد نیاز، دلخواه یا بهطور ناگهانی انتخاب شدهاند.
محیطهای خردهفروشی با دقت طراحی شدهاند تا خریدهای تکانشی را تشویق کنند، با «خطهای ضربهای» در نزدیکی صندوقهایی که عمداً برای وسوسه کردن خریداران قرار داده شدهاند (Underhill، 2008). شناخت این استراتژی ها می تواند به افراد کمک کند تا تصمیمات عمدی تری در مورد خرید خود بگیرند.
مجله خرید، فروش و اهدا
این تمرین را می توان طی چندین ماه استفاده کرد، یا اگر موارد زیادی برای مرتب سازی دارید، می توانید برای هر ماه یک نسخه چاپ کنید. ایده این تمرین این است که هر موردی را که خریداری کردهاید، فروختهاید، یا اهدا کردهاید علامتگذاری کنید (در صورت تمایل، میتوانید نموداری را نیز برای دور انداختهشده اضافه کنید)، و سپس احساس خود را گزارش دهید و اگر مجبور بودید تغییراتی ایجاد کنید. دوباره همان آیتم (یا مشابه) را “دکلوت کنید”. این نمودار مخصوصاً برای کسانی مفید است که هنوز مجبورند مقدار زیادی خرید کنند تا همه چیزهایی را که در نهایت خرید انجام داده اند پیگیری کنند. این را می توان در ابتدا یا در تعمیر و نگهداری مداوم استفاده کرد.
کاربرگ ژورنال خرید فروش اهدا کننده
منبع: Shaylynn Hayes-Raymond
این کاربرگ متعلق به من است و کپی، چاپ مجدد و استفاده برای عموم و برای درمانگران رایگان است.
به دنبال حمایت و حرکت رو به جلو
اگر با اعتیاد به خرید دست و پنجه نرم می کنید، تنها نیستید. مطالعات تخمین میزنند که تقریباً 5 تا 8 درصد از جمعیت ممکن است رفتارهای خرید اجباری را تجربه کنند (ماراز و همکاران، 2016). اگرچه ممکن است این موضوع همیشه مورد توجه بالینی قرار نگیرد، ناراحتی شما معتبر است. درمانهای مبتنی بر شواهد مانند رفتار درمانی شناختی (CBT) و رفتار درمانی دیالکتیکی (DBT) در پرداختن به خرید اجباری امیدوارکننده بودهاند (هارتستون، 2012).
یکی از بینش مهمی که به دست آورده ام این است که رضایت و شادی از کشیدن کارت اعتباری به دست نمی آید. با پرداختن به احساسات زیربنایی که باعث خرید اجباری می شود و اتخاذ شیوه های آگاهانه، افراد می توانند رابطه سالم تری با مصرف را دوباره کشف کنند.