[ad_1]
منبع: Zhivko Minkov / Unsplash
در آخرین روز سال 2024، ProPublica مقاله ای را منتشر کرد که در آن داستانی را به تصویر کشید که برای ما که در زمینه سلامت روان کار می کنیم بسیار آشنا است. یک بیمار در معرض خطر حاد خودکشی، پس از درمان شدید سرپایی، بهبودی ملایمی از خود نشان داد و متعاقباً توسط شرکت بیمه خود به دلیل آن “مجازات” شد، به این معنی که او ادعایی مبتنی بر پیشرفت را رد کرد.
بیمهگر با نادیده گرفتن درخواستهای پزشک خود، عنوان کرد که بیمار دیگر برای خودش خطری ندارد و میتواند به درمان با شدت کمتری منتقل شود. بیمار قادر به تامین هزینه های درمان فعلی خود نبود، از شرکت در برنامه خود منصرف شد و افزایش سریع افکار خودکشی را تجربه کرد. طی چند روز، او در یک بحران تمام عیار در بخش اورژانس بستری شد. بازدید او یک مارپیچ نزولی را تداوم می بخشد و در نهایت ده ها هزار دلار برای بیمه گذار هزینه می کند که بسیار بیشتر از هزینه درمانی که در ابتدا درخواست کرده بود.
در میان خشم ملت ما از شرکتهای بیمه، میتوانیم به یاد بیاوریم که کسانی که از مشکلات سلامت روان رنج میبرند – که معمولاً مسیرهای غیرخطی برای بهبود و ثبات دارند – در مقایسه با بیمارانی که شرایط سلامت جسمی دارند، با تبعیضهای بیش از حد توسط ارائهدهندگان بیمه مواجه شدهاند. این بی عدالتی تا آنجا پیش رفت که باعث شد قوانین فدرال مانند قانون برابری سلامت روانی و برابری اعتیاد در سال 2008 (MHPAEA) و همچنین دستورات ایالتی متعددی که نیاز به پوشش برای سلامت روان و درمان اختلال مصرف مواد دارند، «دیگر محدودکننده نباشد». ” از پوشش شرایط سلامت جسمانی.
البته، قوانین جدیدتر و سختگیرانهتر به این تبعیض پایان نداده است که منجر به شکایات قانونی و تسویه حسابها، از طریق تاخیر در تلاشهای اجرایی شده است. شرم آور است، بسیاری از انکار پوشش، و همچنین انقضای مزایای برنامه، 100 درصد قانونی و حتی استاندارد است.
به عنوان مثال، قانون کندرا – قانونی که در سال 1999 پس از اینکه مردی که داروی خود را برای اسکیزوفرنی مصرف نمی کرد، کندرا وبدیل را جلوی قطار مترو هل داد، تصویب شد – به دادگاه های ایالت نیویورک این اختیار را داد که به افرادی که معیارهای خاصی را دارند دستور دهند تا در درمان سرپایی کمکی شرکت کنند. . در حالی که قانون به عنوان الگویی برای ملت عمل می کرد، تأثیر آن به دلیل پایبندی به اصولی مشابه آنچه در بالا مورد بحث قرار گرفت محدود شده است. یعنی وقتی افراد در درمان سرپایی به ثبات می رسند، از برنامه حذف می شوند. آنها هستند جریمه شدبه نظر من برای پاسخ خوب به درمان.
البته، قانونگذاران نیویورک به دنبال انبوهی از حوادث هولناک در مترو هستند که نشان دهنده فاجعه ای است که جان کندرا وبدیل را گرفت. زمان نشان خواهد داد که آیا این اقدامات تأثیری داشته باشد یا – به طور اساسی – بینش و تجربه پزشکان و همچنین متخصصان حقوقی را که مستقیماً در سنگر با کسانی که به بیماریهای روانی جدی و چالشهای مربوط به سلامت روان مبتلا شدهاند را منعکس میکند.
در این بین، همه ما باید به دنبال هر راه حل ممکن برای پایان دادن به پارادایم باشیم که سیستم مراقبت از سلامت روان کنونی ما را تبدیل به یک دری گردان صرف کرده است و افراد را بدون رسیدگی به نیازهای درازمدت آنها از درمان حاد وارد و خارج می کند. همانطور که به نظر می رسد چالش برانگیز است، درمان بیماری های روانی جدی و اختلالات مصرف مواد مانند درمان سرماخوردگی یا عفونت نیست. مردم به درمان طولانی مدت، مسکن حمایتی و حمایت اجتماعی نیاز دارند که همه منجر به نیاز به بودجه و پوشش مالی و حمایت می شود. هر چه ما به عنوان یک جامعه بیشتر در مقابل این مقاومت مقاومت کنیم، افراد آسیب پذیر بیشتر آسیب خواهند دید.
[ad_2]