12:21 - 2025/04/12

وقت آن است که مدارس خود را به داخل برگردانیم

[ad_1] بعد از گذشت نزدیک به 50 سال کار در روانشناسی و آموزش ، من به یک نتیجه گیری واضح رسیده ام: راهی که ما به کودکان آموزش می دهیم دیگر با دنیایی که در آن رشد می کنند مطابقت ندارد. مدل فعلی ما یک نگهدارنده از عصر صنعتی است – برای ک...

وقت آن است که مدارس خود را به داخل برگردانیم

[ad_1]

بعد از گذشت نزدیک به 50 سال کار در روانشناسی و آموزش ، من به یک نتیجه گیری واضح رسیده ام: راهی که ما به کودکان آموزش می دهیم دیگر با دنیایی که در آن رشد می کنند مطابقت ندارد. مدل فعلی ما یک نگهدارنده از عصر صنعتی است – برای کارآیی ، انطباق و نتایج استاندارد طراحی شده است. این کشور برای خدمت به جامعه ای ساخته شده است که دیگر وجود ندارد. امروز ، این سیستم هنوز حاکم است. کلاسهای درس با سخنرانی ، حفظ و آزمایش اجرا می شوند ، در حالی که دنیای واقعی نیاز به انعطاف پذیری ، حل مسئله و خلاقیت دارد.

این تجربه من بوده است که این رویکرد منسوخ “خارج”-جایی که اطلاعات به دانش آموزان ریخته می شود و موفقیت با نمرات آزمون اندازه گیری می شود-کودکان را برای زندگی واقعی آماده نمی کند. ما در حال آموزش بچه ها هستیم تا در مدرسه خوب باشند ، نه در زندگی. به همین دلیل ما باید سیستم را تلنگر بزنیم. ما باید آموزش و پرورش را به بیرون تبدیل کنیم.

آنچه در خارج از آن واقعا معنی دارد

آموزش داخلی در مورد ریختن همه مطالب نیست. این در مورد اولویت بندی چگونگی فکر کردن ، یادگیری و رشد دانش آموزان بر آنچه می توانند به خاطر بسپارند. این تمرکز را از آموزش محتوا به آموزش یادگیرنده تغییر می دهد. این بدان معناست که به دانش آموزان کمک می کند تا اطلاعات را مدیریت کنند ، بینش خود را توسعه دهند و آنچه را که می دانند در موقعیت های جدید اعمال کنند.

از دهه های کار با کودکان ، می دانم که هوش یک چیز واحد نیست. این با ضریب هوشی یا عملکرد در تست های استاندارد تعریف نشده است. هوش دقیق شامل تنظیم عاطفی ، درک اجتماعی ، تصمیم گیری عملی و اندیشه خلاق است.

آموزش داخلی همه این اشکال اطلاعات را ارزیابی می کند. این به بچه ها کمک می کند تا نقاط قوت خود را کشف کنند و به آنها ابزاری برای بهبود نقاط ضعف خود می دهد.

قدرت عملکرد اجرایی و مقاومت

بخش اعظم کار من بر عملکرد اجرایی متمرکز شده است – سیستم مدیریت مغز. این شامل مهارت هایی مانند کنترل توجه ، برنامه ریزی ، حافظه کاری و خود تنظیم است. این ماهیچه ها از همه چیز از تکالیف گرفته تا حل مشکلات و مدیریت استرس است. اما بیشتر کلاسهای درس این مهارت ها را آموزش نمی دهند. آنها فرض می کنند دانش آموزان قبلاً آنها را دارند.

این تجربه من بوده است که عملکرد اجرایی یکی از قوی ترین پیش بینی کننده موفقیت های بلند مدت است. با این حال ، ما به ندرت روی ساخت آن در مدرسه تمرکز می کنیم. آموزش داخلی انجام می دهد. همچنین بر انعطاف پذیری تأکید می کند – توانایی سازگاری ، بازیابی و ادامه کار پس از مشکلات.

من بارها و بارها دیده ام که چقدر مقاومت به چالش ها تبدیل می شود. با این حال ، دانش آموزان فقط آن را در محیط هایی توسعه می دهند که عدم موفقیت و امتحان مجدد آن بی خطر است. کلاسهای داخلی آن محیط را ایجاد می کنند.

مجدداً نقش معلم

وقتی کلاس را به داخل می چرخیم ، کار معلم را دوباره تعریف می کنیم. معلمان از تنها منبع دانش خودداری می کنند. آنها مربی ، راهنما و مربیان یادگیری می شوند. هدف آنها فشار آوردن به اطلاعات نیست بلکه برای ایجاد کنجکاوی ، سؤال بهتر و ایجاد روابط است. این تجربه من بوده است که دانش آموزان وقتی احساس ارتباط با معلمان خود می کنند ، شکوفا می شوند و این ارتباط باعث ایجاد انگیزه می شود.

یادگیری که ماندگار است

دانش آموزان به یاد نمی آورند که چه چیزی را برای آزمون می گذرانند ، اما آنها آنچه را که به تنهایی کشف می کنند ، به یاد می آورند ، به خصوص وقتی که به زندگی آنها متصل می شود. یادگیری داخلی فعال ، شخصی و معنادار است. این عمق بیش از پوشش است. دانش آموزان فقط یاد نمی گیرند که جواب درست را بدست آورند – آنها یاد می گیرند که چگونه با انتقادی فکر کنند ، تأمل کنند و سازگار شوند.

انگیزه ذاتی یکی دیگر از ستون های اصلی است. در طول حرفه ام ، محدودیت های پاداش های خارجی را دیده ام – نیشکر ، نمرات ، ستایش. اینها محو می شوند. آنچه ماندگار است ، درایو داخلی است. وقتی دانش آموزان نسبت به یادگیری خود احساس مالکیت می کنند و هدف خود را در کاری که انجام می دهند می بینند ، با انگیزه باقی می مانند. آموزش داخلی در خارج از کشور آتش می گیرد.

آموزش ضروری می خواند

رشد واقعی به معنای رشد شناختی است

آموزش داخلی ، بلوک های ساختمان را تقویت می کند. توجه ، حافظه ، استدلال و خودآگاهی در هنگام تدریس عمداً بهبود می یابد. در عمل من ، من به دانشجویان بی شماری که در تنظیمات سنتی تلاش کرده اند ، در کلاسهای درس زنده می شوند و بر رشد شناختی نسبت به پوشش محتوا تأکید می کنند. این دانش آموزان فقط در مدرسه پیشرفت نکردند – آنها به طور کلی با اعتماد به نفس و صالح تر بودند.

حمایت از هر دانش آموز ، نه فقط معدود افراد برتر

این تجربه من بوده است که دانش آموزان با چالش های رفتاری یا مشکلات یادگیری ، اغلب مواردی هستند که توسط مدل خارج از کشور شکست خورده اند. این دانش آموزان بیش از محتوا – پشتیبانی ، ساختار و اعتقاد به محتوا نیاز دارند. آموزش داخلی هر سه را فراهم می کند. این محیط های فراگیر را تقویت می کند که هر کودک دیده می شود ، شنیده می شود و ارزش می دهد. این در مورد پایین آمدن استانداردها نیست بلکه به همه دانش آموزان ابزارهای مناسبی برای دیدار با آنها می دهد.

یک استراتژی بلند مدت برای تغییر واقعی

چرخاندن مدارس به داخل یک راه حل سریع نیست. این یک روند عمدی و بلند مدت است. ما باید در مورد آماده سازی معلمان ، ارزیابی مجدد و تغییر فرهنگ آموزش و پرورش تجدید نظر کنیم. تغییر فقط از دستورالعمل های سیاست حاصل نمی شود. این کشور از کلاسهای درس ، مدارس ، خانواده ها و جوامع در آغوش می گیرد که روش جدیدی برای کمک به رشد بچه ها در آغوش می گیرند. ما باید از یک مدل کنترل و انطباق و به سمت یکی از کنجکاوی ، شفقت و توانایی دور شویم.

فراخوانی برای عمل

خواسته های دنیای امروز دقیق است. بچه های ما بیش از حقایق نیاز دارند. آنها باید فکر کنند ، تأمل کنند ، سازگار شوند و خودشان را بشناسند. و این با نحوه آموزش آنها شروع می شود. بعد از پنج دهه در این زمینه ، می توانم این را با اطمینان بگویم: اگر می خواهیم دانش آموزان را برای زندگی آماده کنیم ، نه فقط مدرسه ، باید مدارس خود را به داخل برگردانیم.

[ad_2]

مطالب مرتبط

برنجستان