من اغلب از والدین میشنوم که توصیههای رایج والدین در مورد فرزندانشان به خوبی جواب نداده است، یا اینکه به نظر میرسد آنچه در مورد یک کودک مؤثر بوده، برای کودک دیگر مؤثر نیست. این اغلب در مورد کودکانی رخ می دهد که تمایل به واکنش های عاطفی قوی دارند یا به نظر می رسد کنترل کمتری نسبت به سایر کودکان دارند. والدین گاهی اوقات حمایت از رشد مثبت در کودکانی که این ویژگی ها را نشان می دهند، چالش برانگیز می دانند. ممکن است دلایل مختلفی برای این چالش ها وجود داشته باشد، اما یکی ممکن است به خلق و خوی کودک مربوط باشد. به ندرت راهنمایی های والدین، خلق و خوی کودکان را در نظر می گیرد.
برای توضیح کاملتر در مورد خلق و خوی کودکان، این پست اخیر در مورد مزاج کودکان توسط همکارم ماریا گارتشتاین را بررسی کنید. به طور خلاصه، خلق و خوی مجموعه ای از ویژگی های مبتنی بر بیولوژیکی است که شامل واکنش های عاطفی و همچنین تلاش برای تعدیل یا تنظیم احساسات و رفتارها می شود. ویژگیهای خلق و خوی شامل تفاوتهای فردی در واکنشهای هیجانی مانند ترس و ناامیدی و همچنین لبخند و خنده است. آنها شامل جنبه هایی از خودتنظیمی ما هستند، مانند توانایی ما در مدیریت توجه، احساسات و رفتارهایمان. با این حال، ویژگی های خاص می تواند به ویژه برای والدین و مربیانی که با کودکان کار می کنند چالش برانگیز باشد. اینها ترس، بی باکی، سرخوردگی، تکانشگری و انعطاف ناپذیری هستند.
ترس و بی باکی
کودکان ترسو سطوح بالاتری از ترس را تجربه می کنند که ممکن است در یک موقعیت لازم باشد، و آنها می توانند پریشانی و اضطراب را تجربه کنند، معمولاً در موقعیت هایی که جدید، ناآشنا یا مبهم هستند. کودکان ترسو ممکن است در مواجهه با موقعیتها، وظایف و افراد بدیع گریه کنند، ناله کنند، کنار بکشند، اجتناب کنند یا عصبانی شوند. اگر در فرصتهای مناسب رشد، بهویژه فرصتهای اجتماعی جدید شرکت نکنند، این میتواند برای رشد عاطفی-اجتماعی آنها مشکل ایجاد کند. در عین حال، ترس میتواند باعث شود بچهها با دقت بیشتری از قوانین پیروی کنند، وقتی آنها بفهمند که برای امنیت یا محافظت از خود یا برای جلوگیری از تهدید به دردسر افتادن هستند.
از سوی دیگر، بی باک کودکان معمولا در موقعیت های خطرناک سرعت خود را کاهش نمی دهند. آنها نشانه های تهدید، خطر یا مجازات را نمی بینند. این اطلاعات به سادگی با اولویت برخورد نمی شود. کودکان نترس به راحتی در فعالیتهای جدید و هیجانانگیز شرکت میکنند، و چالشی که برای مراقبین وجود دارد، تضمین ایمنی و احتیاط آنها در موقعیتهای “خطرناک” است.
بعد خلقی ترس از این نظر منحصر به فرد است که هم سطوح بسیار بالا و هم بسیار پایین می تواند چالش هایی را برای والدین ایجاد کند. با این حال، چالشها بسیار متفاوت است و والدین را ملزم میکند تا تربیت خود را به روشهای متفاوتی تنظیم کنند تا مؤثر واقع شوند. گاهی اوقات والدین با حمایت بیش از حد و تطبیق با ترس های کودکان یا عصبانی شدن یا ناامیدی به کودکان ترسناک پاسخ می دهند. هر یک از این واکنش ها می تواند به مرور زمان ترس کودکان را افزایش دهد.
برای کمک به کودکان ترسو، والدین می توانند رابطه مثبت و گرمی با فرزندان خود ایجاد کنند، به طوری که وقتی آنها به آرامی فعالیت های ترسناک را تشویق می کنند، فرزندانشان به احتمال زیاد چیزهایی را امتحان کنند. این امر مستلزم آن است که والدین ملایم، محکم و ثابت قدم باشند و همچنین والدین باید از واکنش های عاطفی خود آگاه باشند و آن ها را مدیریت کنند و تمایل خود را به محافظت بیش از حد یا واکنش خشمگینانه کنترل کنند.
کودکانی که ترس بسیار کمی دارند معمولاً مشتاق و هیجانزده هستند و در موقعیتی قرار میگیرند و والدین میتوانند از لذت و انرژی فرزندان خود لذت ببرند. با این حال، کودکان نترس نیز کمتر احتمال دارد که خطرات یا خطرات را در یک موقعیت ببینند. برای والدین، این می تواند ترسناک باشد، به ویژه زمانی که به نظر می رسد هشدارهای معمول در مورد ایمنی کارساز نباشد. موثر بودن با کودکان نترس مستلزم تعادل مناسب بین راهنمایی فعال و ساختار یک موقعیت، مرزهای محکم، و تعیین حد ثابت، همراه با ترویج یک رابطه گرم و حمایتی است.
سرخوردگی
کودکانی که به راحتی ناامید می شوند، زمانی که محدودیت هایی برایشان قائل شده اند، می توانند به شدت با عصبانیت یا ناامیدی واکنش نشان دهند، به ویژه در شرایطی که از انجام یا داشتن چیزی که واقعاً می خواهند جلوگیری می کنند. اغلب واکنشهای آنها قویتر از آن چیزی است که در این موقعیت انتظار میرود. در پاسخ به این احساسات قوی، والدین اغلب با عصبانیت، نظرات تند یا تنبیه پاسخ می دهند. تعامل با کودکانی که به راحتی ناامید می شوند می تواند ناامید کننده باشد. برای شروع، والدین می توانند استراتژی های تنظیم هیجان خود را بسازند تا بتوانند با آرامش و منطقی پاسخ دهند. استفاده از روش های پیشگیرانه نیز می تواند تفاوت ایجاد کند. والدین می توانند فعالانه با فرزند خود رابطه مثبتی ایجاد کنند که کودک آن را به عنوان پاداش تجربه می کند و از این رابطه می توان برای تشویق و تقویت رفتارهای مورد نظر استفاده کرد. والدین می توانند اطمینان حاصل کنند که انتظارات، محدودیت ها و قوانین واضح و مناسب از نظر رشدی را ایجاد کرده اند که به طور مداوم آنها را اجرا می کنند، و می توانند به جای تنبیه برای طغیان های عاطفی نامناسب، بر افزایش پاداش برای رفتارهای دلخواه تمرکز کنند. نکته مهم این است که والدین همچنین می توانند برای درک اهداف فرزندان و منابع ناامیدی آنها تلاش کنند و به آنها کمک کنند تا احساسات خود را مدیریت کنند و استراتژی های مؤثرتری برای رسیدن به این اهداف ایجاد کنند. سرمایهگذاری در این تلاشها میتواند منجر به صرف زمان کمتر برای مقابله با طغیانهای عصبانیت و زمان بیشتری برای تعاملات مثبت با فرزندتان شود.
تکانشگری
کودکان تکانشی تمایل دارند اول انجام دهند و دوم فکر کنند و دنبال چیزهایی می روند که می خواهند یا فعالیت هایی که به عنوان پاداش تجربه می کنند. آنها اغلب در موقعیتهایی که مستلزم تداوم چیزی است که ذاتاً برایشان لذتبخش نیست، مبارزه میکنند، به این معنی که ظاهراً از تلاش برای انجام کارها اجتناب میکنند و دیگران ممکن است آنها را تنبل تصور کنند.
تکانشگری ناشی از حساسیت به پاداش ها همراه با توانایی اندک برای کاهش سرعت یا خودداری از رفتارهایی است که در یک موقعیت نامناسب هستند. کودکان تکانشی اغلب بدون مکث برای فکر کردن یا تاثیرگذاری به دنبال چیزی می روند که می خواهند. آنها اغلب فراموش می کنند که یک کار را به پایان برسانند یا در انجام تکالیف خود با مشکل مواجه می شوند و اغلب قوانین را زیر پا می گذارند یا کارهای خطرناکی انجام می دهند. این رفتارها می تواند برای والدین و سایر بزرگسالان در زندگی کودک تکانشی بسیار ناامید کننده باشد. والدینی که قادر به ایجاد روابط قوی و مثبت هستند، راهنمایی و ساختار ارائه می دهند و در تعیین محدودیت ها ثابت هستند، می توانند از توسعه خود تنظیمی بهتر حمایت کنند. زمانی که والدین و فرزندان بتوانند در روالهایی قرار بگیرند که یک رابطه مثبت را تقویت میکند و از توانایی کودکان برای برآورده کردن انتظارات و قوانین حمایت میکند، والدین و فرزندان میتوانند زمان بیشتری را صرف لذت بردن از علایق کودکان، ایجاد اوقات مفرح و با ارزش با هم کنند.
انعطاف ناپذیری
ویژگی خلق و خوی انعطاف پذیری به این اشاره دارد که چگونه کودک به راحتی با عدم اطمینان و تغییر کنار می آید یا با آن سازگار می شود، یا اینکه چقدر کودک می تواند به راحتی از انجام کاری به کار دیگر تغییر مکان دهد، یا هنگام حل یک مشکل، دنده را عوض کند و راه حل اول کارساز نباشد. . کودکی که انعطاف پذیری بیشتری دارد با تغییر سازگارتر است. برعکس، کودکی که انعطاف پذیری پایینی دارد می تواند با تغییر یا ابهام دست و پنجه نرم کند که گاهی منجر به مشاجره می شود.
برای کودکانی که برای مقابله با ترس یا اضطراب به انعطاف ناپذیری تکیه می کنند، والدین می توانند برخی از شیوه های پیشنهاد شده در بالا برای ترس را امتحان کنند. کودکانی که تمایل به انعطافناپذیری دارند نیز از یادآوری این نکته سود میبرند که چیزی که احساس ناراحتی یا ناخوشایندی میکند با چیزی خطرناک نیست و میتوانند یاد بگیرند که برخی از احساسات ناخوشایند را تحمل کنند.
از آنجایی که کودکان انعطاف ناپذیر با انتخاب کردن یا امتحان کردن چیزهای جدید دست و پنجه نرم می کنند، یکی از راهبردهای مفید این است که به آنها فرصت دهیم تا این مهارت ها را در مقادیر کم تمرین کنند. با انتخاب های ساده شروع کنید (به عنوان مثال، انتخاب بین دو گزینه ناهار، یا بین دو لباس برای گردش در روز بعد). اطمینان حاصل کنید که این موارد زمانی ارائه می شوند که زمان کافی برای مدیریت تصمیم گیری وجود دارد. یادگیری انعطاف پذیری بیشتر لازم نیست خسته کننده باشد اگر همه گزینه ها قابل قبول باشند، برای مثال، وقتی همه گزینه های ناهار غذاهای ترجیحی کودک شما هستند و می توان بعداً از غذاهای انتخاب نشده لذت برد. ارائه این چالش های کوچک به کودکان زمانی بهتر می شود که پایه و اساس یک رابطه مثبت و حمایتی وجود داشته باشد. از فعالیتهایی با فرزندتان لذت ببرید، در مورد چیزهایی که هر دو از آنها لذت میبرید صحبت کنید و فعالیتهای سرگرمکنندهای را برنامهریزی کنید که میتوانند فرصتهایی را برای انتخاب کردن و تغییر کمی چیزها ایجاد کنند.
شما می توانید در مورد تطبیق والدین با خلق و خوی کودکان بیشتر بیاموزید فرزندپروری با خلق و خوی در ذهن، که من با همکاری ماریا گارتشتاین نوشتهام.