با نگاهی به گذشته، بسیاری از والدین ممکن است بگویند که اداره دختر یا پسرشان در کودکی راحتتر از دوران نوجوانی بوده است.
آنها سوء برداشت نخواهند کرد.
جدا شدن از والدین و دوران کودکی برای اقدام مستقل تر، و تمایز از والدین و دوران کودکی برای بیان فردی بیشتر، نوجوان به طور فزاینده ای به سمت جدایی، آزمایش و مخالفت سوق داده می شود تا فضای بیشتری برای رشد ایجاد کند.
از این نظر، یک نوجوان دیگر فقط یک «کودک» نیست. همانطور که یکی از والدین با استناد به جادوگر شهر اوز گفت: “این دیگر کانزاس نیست!”
یک نوجوان دیگر کودک نیست
بنابراین، یک جنبه از این تفاوت را در نظر بگیرید. در حالی که یک کودک در آن بزرگ شد سن فرماننوجوان با اعتقاد به این توهم که والدین قدرت کافی برای وادار کردن یا متوقف کردن او دارند، بهتر می داند.
او اکنون متوجه می شود که والدین بر تصمیم گیری خود کنترل ندارند: «انتخاب های من به من بستگی دارد. آنها برای انجام آنچه می گویند به همکاری من نیاز دارند.» به این معنا، نوجوان در آن رشد می کند سن رضایت
انطباق موضوع اعمال کنترل والدین نیست. موضوع جلب همکاری نوجوانان است. و برای ابداع یک توصیه رایج برای نوجوانان، والدین باید «به آن عادت کنند».
چرا رضایت نوجوان؟
اگر این تغییر از دستور به رضایت درست است، پس چرا نوجوان با هر چیزی که والدین میخواهند همراهی میکند؟ من معتقدم که پاسخ این است که نوجوانان علاوه بر موافقت با برخی از خواستههای والدین، همچنان میخواهند والدین را راضی کنند، و نمیخواهند قایق را با والدین تکان دهند، انگیزه قویتری دارند تا عمدتاً در ساختار خانواده با قوانین مسئولانه قرار بگیرند. و توقعاتی که والدین تعیین می کنند، و این است.
بخشی از بیداری نوجوان در مورد داشتن انتخاب شخصی از لحاظ نظری نامحدود این است که جوان می داند این بدان معناست که اکنون آزادی بسیار بیشتری نسبت به آنچه برای آنها راحت و خوب است دارند. بله، آنها احساس آزادی بیشتری می کنند. اما آنها همچنین احساس ترس بیشتری می کنند زیرا دنیای بزرگتر از امکانات شخصی و قدیمی تر واقعاً دلهره آور است. چگونه میتوانند تمام تصمیمهایی را که با ایجاد روش مستقلتر به دست میآیند، بگیرند؟ و چگونه می توانند بدانند که کدام تصمیم به نفع است و کدام نه؟
آزادی ممکن است طاقت فرسا به نظر برسد، این یکی از دلایلی است که اغلب احساس راحتی میکند که آن را در جمع همسالان به دست آوریم تا فقط با خود: «آزادی با دوستان احساس امنیت بیشتری میکند». دلیل دیگر این است که اجازه دادن به والدین برای تصمیمگیری در مورد اینکه چه کاری میتوانید انجام دهید یا نمیتوانید انجام دهید، آسانتر از این است که مجبور باشید زندگی را بفهمید و تصمیم خود را بگیرید: “آزادی وقتی احساس امنیت بیشتری میکند که والدین من از آن حمایت کنند.”
چگونه والدین می توانند دلسرد شوند
من معتقدم که نوجوانان به ساختار خانواده ای از قوانین و انتظارات (بایدها و نبایدها) نیاز دارند، و می دانند که آنها نیاز دارند تا در درون خود عمل کنند. با این حال، برخی از والدین ممکن است در سه مورد دلسرد شوند.
- وقتی این همه بحث و جدل داریم، چه فایده ای دارد که محدودیت ها و مطالبات را مطرح کنیم؟ او به قوانین ما احترام نمی گذارد!» نه. اگر او در مورد قوانین بحث می کند، آنقدر به آنها احترام می گذارد تا با آنچه شما می خواهید مخالفت کند. بی احترامی زمانی است که او به آنچه آنها می گویند نادیده می گیرد. وقتی می گوید که با آنها موافق نیست، به اختیار آنها برای بیان قوانین خانواده رضایت می دهد.
- در مورد امتناع چطور؟ وقتی او هر کاری را که ما بخواهیم انجام نمی دهد چه می شود؟» خیر. هر زمان که والدین شروع به این باور کنند که به دلیل نفوذ بر نوجوان خود ورشکسته شده اند، باید رضایت نوجوانی را که قبلاً به آنها داده شده است، متوقف کرده و فهرست کنند. بنابراین، اگرچه او از انجام کامل تکالیف خودداری می کند زیرا از نظر او وقت تلف کردن است، اما رضایت می دهد که صبح به موقع از خواب بیدار شود تا به مدرسه برود. او رضایت می دهد که طبق مقررات در مدرسه زندگی کند. او رضایت می دهد که در کلاس رفتار کند و حتی در بحث های کلاس شرکت کند. والدین همیشه باید مخالفت فعلی نوجوان را در تصویر بزرگتر از همکاری و رضایت قرار دهند.
- وقتی او از زندگی در چارچوب قوانین ما امتناع می کند، در مورد سرپیچی چطور؟ ما فقط انرژی و زمان خود را تلف می کنیم!» خیر. حتی اگر جوان سرکش دورانی را پشت سر بگذارد که قوانین و الزامات خانواده را زیر پا بگذارد، تداوم بیان ساختار خانواده ایمن هدر دادن تلاش والدین نیست. این یک مرجع ثابت برای آنچه والدین معتقدند به نفع جوانان است ارائه می دهد. والدین باید سختگیر شوند تا عواقب طبیعی زندگی آزاد را نیش بزنند و مدام تکرار کنند و یادآوری کنند، توضیح دهند و اصرار کنند و به ارائه نکات انتخاب سازنده برای رفتار ایمن و مسئولانه ادامه دهند. فقط به این دلیل که آنها در حال حاضر انطباق را دریافت نمی کنند به این معنی نیست که به موقع آن را دریافت نخواهند کرد. ثبات آنها در ایجاد یک ساختار خانواده مسئولانه مهم است، بنابراین آنها باید در آنجا بمانند.
در بیشتر موارد، گرفتن رضایت آماده از یک نوجوان سخت تر از آن چیزی است که کودک با میل بیشتری ارائه کرده است، اما به هیچ وجه غیرممکن نیست. چیزی که در مواجهه با مقاومت شدید نوجوانان به والدین کمک نمی کند، عقب نشینی، خفه شدن، تعظیم و اساساً کنار گذاشتن مسئولیت ساختاری خود است و در نتیجه نوجوان را به طور خطرناکی آزاد می کند.
کسب رضایت
برای به دست آوردن انطباق، والدین باید به طور مثبت یا منفی به نفع شخصی آنی جوان متوسل شوند تا نوجوان را متقاعد کنند که با آنچه می خواهند یا نمی خواهند اتفاق بیفتد. جلب رضایت یک موضوع متقاعد کردن است نه کنترل.
و استراتژی های زیادی برای متقاعد کردن وجود دارد که ارزش امتحان کردن را دارد. چند مورد رایج را در نظر بگیرید:
- توضیح نیاز شخصی،
- چانه زنی و مذاکره،
- ارائه انگیزه به عنوان انگیزه،
- ارائه دلایلی برای توجیه،
- بحث کردن و برنده شدن در اختلاف،
- شنیدن شکایات قبل از توافق،
- پیگیری درخواست با نظارت بی وقفه تا انجام آن،
- مشروط کردن مجوز یا تدارک آینده به همکاری فعلی.
فرزندپروری مسئولانه فرصت مستمری را به نوجوان می دهد رضایت سازنده– فرصتی برای انتخاب مطابق با آنچه والدین معتقدند ضروری و عاقلانه است. و هنگامی که در نهایت رضایت گرفتند، باید این عمل همکاری را به طور مثبت تشخیص دهند: “از اینکه با خواسته ما همراهی کردید متشکرم.”
همیشه همکاری و موافقت نوجوانان را با قدردانی والدین تشخیص دهید.