12:28 - 2025/05/20

هنگامی که روان پریشی با وجود مداخله دارو ادامه می یابد

[ad_1] قصد من در نوشتن این پست ها به اشتراک گذاشتن است تجربیاتی که با پسرم گذراندمبا شروع اولین تجلی بیماری و سفر ما از طریق قسمتهای متعاقب آن. همچنین ارائه تفسیر به عنوان والدین و روانپزشک در مورد موضوعاتی که این تجربیات مطرح می کنند ، م...

هنگامی که روان پریشی با وجود مداخله دارو ادامه می یابد

[ad_1]

قصد من در نوشتن این پست ها به اشتراک گذاشتن است تجربیاتی که با پسرم گذراندمبا شروع اولین تجلی بیماری و سفر ما از طریق قسمتهای متعاقب آن. همچنین ارائه تفسیر به عنوان والدین و روانپزشک در مورد موضوعاتی که این تجربیات مطرح می کنند ، مانند نحوه عملکرد روند تشخیص در سلامت روان ، و نحوه کار با ارائه دهندگان درمان و دارو مسائل امید من این است که خواندن این امر ممکن است برای افرادی که دارای مشکلات بهداشت روان و همچنین خانواده ها و دوستانشان هستند مفید باشد.

بهبودی از روانپزشکی در طیف گسترده ای از قسمت های روانی – از جمله افراد با قسمت های مکرر – بسیار متغیر است ، اما تحقیقات نشان می دهد که در حالی که بسیاری به بهبودی علائم می رسند ، بهبود عملکردی کمتر و طولانی تر است ، به خصوص پس از چند قسمت. متاآنالیز توسط لالی و همکاران. (2017) دریافت که تقریباً 58 ٪ از افراد مبتلا به قسمت اول روانپزشکی در 12 ماه بهبودی علائم را به دست آوردند ، اما تنها 38 ٪ بهبود عملکردی کامل داشتند. در میان کسانی که دارای قسمت های مختلف هستند ، نرخ بازیابی عملکردی به طور قابل توجهی کاهش یافته است ، با داده های طولی نشان می دهد که پس از دو یا چند قسمت ، کمتر از 25 ٪ بازیابی عملکردی پایدار را به دست آورد (Wiersma et al. ، 1998). اپیزودهای مکرر اغلب با کاهش شناختی ، مقاومت در برابر درمان و عقب نشینی اجتماعی همراه است که همگی مانع بهبودی می شوند. با این وجود ، نتایج طولانی مدت می تواند با مراقبت مداوم ، مداخله عود زودرس و خدمات توانبخشی که اهداف عملکردی را هدف قرار می دهند ، بهبود یابد. علاوه بر این ، لیبرمن و همکاران. (2001) خاطرنشان كرد كه مداخله زودهنگام و پشتیبانی مداوم دارویی و روانی اجتماعی هم سرعت و هم احتمال بهبود را بهبود می بخشد.

در مورد پسرم ، بیل ، من سعی کردم با نظارت بر داروی ضد روانپزشکی او مداخله کنم ، اما من فقط در بازدیدهای خود از او توانستم این کار را به طور متناوب انجام دهم. من در میز رایانه خود نشسته ام ، به او می گفتم که دارو را بیرون بیاورد ، مقداری آب را به او واگذار کند و در حالی که قرص ها را بلعید تماشا کند. وضعیت ذهنی وی پس از گذشت تنها چند روز به طرز چشمگیری بهبود یافت: او اکولالی (تکرار کلمات) را متوقف کرد و بسیار کمتر حواس پرت بود. اگرچه هنوز به حالت پایه بازنگشت ، اما او خیلی بهتر بود. من توانستم پزشکان خود را تحت کنترل خود بگیرم و برنامه ای را برای ادامه گرفتن وی در مورد مدیلها ، که من از طریق زوم نظارت می کنم ، پس از بازگشت به خانه ، انجام دهم. این معلوم شد که یک ارزیابی خوش بینانه است زیرا او اغلب مصرف داروهای خود را متوقف کرده بود.

در طول این بازدید ما نیز شروع به تمیز کردن آپارتمان کردیم. گفتم: “من فقط برای مدت کوتاهی اینجا هستم. بیایید تا آنجا که ممکن است انجام دهیم.” “چگونه می توانیم با یخچال شروع کنیم و از غذای فاسد خلاص شویم؟ پس حداقل شما مسمومیت غذایی نخواهید داشت.” او به اندازه کافی سازماندهی نشده بود که این کار را به تنهایی انجام دهد ، اما به نظر می رسید که مایل است: “خوب ، به من نشان دهید که چه چیزی را دور بریزم و من آن را در زباله ها قرار می دهم.”

بیل به طور متناوب روی این کار کار می کرد اما به طور مداوم پریشان بود و قادر به تکمیل آن نبود. او چند دقیقه کار می کرد و سپس به فضا خیره می شد. او به محدودیت توانایی خود برای پابرسان شدن رسیده بود.

من او را از طریق کار مربی کردم. “سلام بیل ، من در اینجا به کمک نیاز دارم. آیا می توانید به من کمک کنید تا جعبه های بستر را خالی کنم؟ فقط آنها را انتخاب کنید و محتوای آن را در این کیسه های زباله که در اینجا دارم خالی کنید.” من کیسه ها را به سمت او نگه داشتم ، زیرا انبوهی از مگس های میوه و کک جعبه های بستر را چرخانده بود. ما شروع به تمیز کردن آپارتمان کرده بودیم و یخچال را انجام دادیم اما احتمالاً به تمیز کردن حرفه ای نیاز داشت. محیط زندگی بیل هرگز بد نبوده است.

بعد از سه ساعت تمیز کردن ، بی سر و صدا دلسرد شدم. فهمیدم که اگر بیل حتی نتواند به اندازه کافی برای تکمیل این تمیز کردن ادامه دهد ، بعید به نظر می رسد که او بتواند شغل خود را بدست آورد. من برای به دست آوردن زندگی حرفه ای و فقط تمرکز روی ثبات او باید از فشار دادن او دست کشیدم. اگر او می توانست پایدار و خوشحال باشد ، حتی چیزی مانند قفسه های جوراب زنانه ساقه بلند خوب خواهد بود. من تصمیم گرفتم که باید یک ماه همه چیز را بگیرم. من اجاره او را پرداخت کردم تا او اخراج نشود ، هزینه ماشینش را برطرف کرد و در مورد برنامه های شغلی و پیدا کردن یک آپارتمان جدید با او کار کردم.

من با او به فروشگاهی که در آنجا تلاش کرده بود برای دریافت اخطار خاتمه یابد ، بازگشتم تا او بتواند از مزایای وی بازگردد. من به مدیر وی توضیح دادم كه بیل بیمار بوده است و چرا ما به اخطار خاتمه نیاز داشتیم. مدیر گفت. “ما خوشحال می شویم که وقتی او آماده است ، او را استخدام کنیم. او یک کارگر خوب و یک مرد خوب است.” در تجربه من ، وقتی کسی علائم بیماری روانی را دارد ، مردم (تا حد امکان) نادیده می گیرند و باعث ناراحتی آنها می شوند. من از مهربانی مرد لمس کردم.

من با تیم مراقبت از وی ، از جمله مددکار اجتماعی وی ، سرپرست وی در کلینیک و پزشک پرستار ، با نام مستعار “تجویز” خود ، ملاقات کرده ام. این بدان معنی است که عملکرد اصلی فرد نوشتن نسخه به جای مراقبت از بیمار است. این بدان معناست که تمام پرسنل مراقبت های بهداشتی با این تعیین یکسان و قابل تعویض هستند ، حتی اگر برخی از آنها (مانند من) سالها به عنوان پزشکان آموزش داده اند که ابتدا قبل از تخصص در روانپزشکی ، از جمله آموزش در تشخیص افتراقی و داروسازی ، زمینه هایی بسیار مرتبط با تعیین داروهای صحیح و دوز در تجویز هستند. همچنین ، سیستم های بهداشتی گاهی اوقات از اصطلاح “تجویز کننده” استفاده می کنند تا مسئله کارکنان تعداد کافی از روانپزشکان را کنار بگذارند.

در این جلسه ، بیل و من در یک میز کنفرانس با یک مددکار اجتماعی که در مورد فرم هایی که برای تکمیل آن به بیل نیاز داشت ، نشستیم. پرسیدم ، “چگونه شما داروهای او را کنترل خواهید کرد؟ بیل ، شما قول می دهید که آن را مصرف کنید ، درست است؟”

او تکان داد.

من گفتم: “اما گاهی اوقات او در پیگیری مدی ها خوب نیست و به تیم نیاز دارد تا او را بررسی کند.”

روانپزشکی ضروری است

“آیا این خوب است ، بیل؟” مددکار اجتماعی او از او سؤال کرد.

بیل تکان داد اما چیزی نگفت.

مدل پروژه پشتیبانی جامعه به این فرض متمایل است که مشتری رهبری می کند. مطمئناً این مورد برای بیل در حال حاضر نبود که او جبران خسارت کرده بود ، و من سعی کردم بر آنها تأثیر بگذارم که او به نظارت دقیق تری نیاز دارد.

“من سالهاست که بیل این بیمار را ندیده ام. چند روز به آپارتمان می روید تا ببینید که او چگونه کار می کند؟”

“ما آن را با گوش بازی خواهیم کرد. ما معمولاً هفته ای یک بار متوقف می شویم.” فکر کردم این دیوانه است. آیا آنها نمی دیدند که او چقدر بیمار بود؟

“آیا شما واقعاً فکر می کنید در حالی که او بسیار بیمار است ، کافی است؟ ممکن است بهتر باشد تا زمانی که او پایدارتر نباشد ، بیشتر متوقف شود.”

من در مورد این که چقدر مهم است که اطمینان حاصل کنم که وی داروهای خود را مصرف کرده و به او کمک می کند تا مکان جدیدی برای زندگی پیدا کند ، صحبت کردم. وی توافق نامه ای را پذیرفت که تیم برای او داروهای خود را کنار می گذارد. من به خانه پرواز کردم و فکر کردم که به بیل در مسیر تثبیت کمک کرده ام بلکه با نگرانی در مورد نحوه انجام این طرح.

من بعداً در همان هفته بلیط خود را به فیلادلفیا خریداری کرده بودم تا بتوانم به نظارت بر داروی او ادامه دهم ، و در موقت بیل موافقت کرد که تماس های زوم را انجام دهم که در آن می توانم تماشا کنم که او را به دست می آورد. شب اول ، او دوز خود را گرفت ، اما اختلال تفکر او ادامه یافت. او بین مباحث پرش می کرد و این اغلب پیروی از تفکر او دشوار می شد – جای تعجب آور نیست ، زیرا معمولاً چند هفته طول می کشد پس از آنکه وی برای تثبیت مجدد روانی برای وی وجود داشت.

او هیچ یک از کارهای نظافتی را که ما در مورد آنها بحث کرده بود انجام نداده بود.

[ad_2]

مطالب مرتبط

برنجستان