[ad_1]

همه ما آنجا بوده ایم. شما در اطراف کسی هستید که روحیه ای دارد و احساسات آنها مانند ابر طوفان به اتاق می ریزد. شاید این یک طغیان عصبانی یک شریک زندگی ، ناامیدی در حال جابجایی یک همکار یا مالیخولیایی آرام یک دوست باشد. قبل از اینکه آن را بدانید ، روحیه آنها مانند ویروس پخش می شود و احساسات خود را با آن پایین می کشید. جای تعجب نیست که این اتفاق می افتد. احساسات انسانی مسری است ، و به راحتی می توان احساس جارو کرد ، گویی که به طوفان آنها کشیده می شوید و جای عاطفی خود را از دست می دهید.
اما این خبر خوب است – لازم نیست اینگونه باشد. من با بسیاری از مشتریانی کار می کنم که احساس می کنند آرامش در اطراف افراد واکنشی عاطفی باقی مانده اند غیرممکن است ، اما این طور نیست. با تمرین ، می توانید یاد بگیرید که در حالی که با دیگران در ارتباط هستید ، آرامش عاطفی خود را نگه دارید. نکته اصلی در تسلط بر تمایز عاطفی نهفته است. این در مورد خاموش کردن افراد یا قطع کردن خود نیست. در عوض ، این در مورد ایجاد جدایی سالم بین احساسات و آنها است. این توانایی ماندن در فضای عاطفی خود بدون احساس مسئولیت رفع یا جذب روحیه شخص دیگری است.
با توسعه این مهارت ، می توانید از واکنش به هرج و مرج عاطفی دیگران جلوگیری کنید و شروع به محافظت از صلح خود کنید. و درست مانند هر مهارت ، با زمان و تمرین عمدی آسان تر می شود.
اثر موج دار واکنش عاطفی
بنابراین ، چرا روحیه افراد دیگر اینقدر عمیق ما را تحت تأثیر قرار می دهد؟ علوم اعصاب بینش ارزشمندی را ارائه می دهد. مغز ما با سیستمهایی مانند نورونهای آینه سیمی شده است که به ما امکان می دهد احساسات اطرافیان خود را حس کنیم و منعکس کنیم. این مدارهای عصبی بخشی از چیزی است که همدلی ایجاد می کند ، اما آنها همچنین توضیح می دهند که چرا ممکن است بعد از صحبت با دوستی که در یک زمان سخت می گذرد ، احساس تنش کنید. علاوه بر این ، مغز ما دائماً برای تهدیدات اسکن می شود ، یک پاسخ اتوماتیک که به غرایز بقا ما در آمیگدال گره خورده است. هنگامی که شخصی در نزدیکی ما بیش از حد واکنش نشان می دهد ، مغز ما ممکن است آن را به عنوان نشانه ای تفسیر کند ، ما نیز در معرض خطر هستیم و باعث پاسخ به استرس می شود.
نظریه سیستم های خانواده بوون این پدیده را در چارچوب سیستم های عاطفی توضیح می دهد. خانواده ها ، گروه های دوست و حتی دفاتر مانند موجودات زنده عمل می کنند که در آن وضعیت عاطفی هر شخص بر دیگران تأثیر می گذارد. هنگامی که ما با شخص دیگری از نظر عاطفی ذوب می شویم (به این معنی که نمی توانیم واکنش های خود را از آنها جدا کنیم) ، نوسانات آنها می تواند روحیه ما را دیکته کند و ما را اضطراب ، خشمگین یا غرق کند.
آنا ، یکی از مشتری های من را در نظر بگیرید که با روحیه بی ثبات همسرش دست و پنجه نرم می کرد. هر وقت او از کار ناامید به خانه می آمد ، آنا خود را پیدا کرد که روی پوسته های تخم مرغ قدم می زد و سعی می کرد او را آرام نگه دارد یا او را خوشحال کند. در روزهایی که او شکست خورد ، احساس تحریک پذیر و خسته کرد. با گذشت زمان ، او فهمید که هیچ کنترلی بر وضعیت عاطفی خود ندارد زیرا او دستگیره ها را به واکنش های شوهرش تحویل داده بود. او خود را به دلیل عدم “رفع” روحیه بد خود ، پویایی آشنا در روابط عاطفی ذوب شده مقصر دانست.
ما از طریق درمان مبتنی بر اصول بوون ، ما برای کمک به آنا به تشخیص مرزهای عاطفی خود تلاش کردیم. این بدان معنا نبود که وی از این امر جدا شده یا مراقبت از تجربیات شوهرش را متوقف کرده است. در عوض ، او یاد گرفت که چگونه ناامیدی های خود را بدون درونی کردن آنها مشاهده کند. او تمرین کرد که از واکنش های خود آگاه بماند و تشخیص دهد که احساسات او به پایان رسید و شوهرش آغاز شد.
مانند آنا ، همه ما با موقعیت های شدید عاطفی روبرو می شویم. در اینجا برخی از راهکارهای آگاه شده توسط سیستم های خانواده بوون و پشتیبانی از علوم اعصاب برای کمک به شما در حفظ روحیه خود در حالی که به طور سازنده با دیگران پشتیبانی می کنند ، ارائه شده است:
- مکث کنید و به بدن خود توجه داشته باشید. هنگامی که احساسات زیاد می شوند ، بدن ما اغلب اولین استرس در حال نشان دادن است. شانه های تنگ ، فک های چسبان یا قلب مسابقه ممکن است نشان دهد که شما توسط واکنش پذیری شخص دیگری ایجاد شده اید. لحظه ای مکث کنید ، نفس عمیق بکشید و خود را در زمان حال زمین بزنید. تصدیق احساسات جسمی شما به شما در کاهش سرعت پاسخ استرس کمک می کند.
- بدون جذب مشاهده کنید. بوون این تئوری را بیان كرد كه تمایز خود شامل مشاهده روند عاطفی بدون جارو كردن در آن است. هنگامی که شخصی از نظر عاطفی فعال می شود ، از نظر روحی به عقب برگردید و به جای واکنشی کنجکاو شوید. از خود بپرسید ، “آیا این برای من است؟” یا “روحیه این شخص چگونه بر من تأثیر می گذارد؟” این امر به جای جذب عاطفی اتوماتیک ، فضایی برای بازتاب ایجاد می کند.
- اخیر فکر شما قشر جلوی مغز ، صندلی استدلال مغز ، در هنگام برانگیختگی عاطفی زیاد به آفلاین می رود. برای خنثی کردن این موضوع ، با یادآوری خود ، افکار خود را اخیر تر کنید ، “احساسات آنها برای رفع آن نیست” یا “من حتی اگر ناراحت باشند می توانم خوشحال بمانم.” این کمک می کند تا مغز شما را از حالت واکنشی به حالت متفکر تر سوق دهد.
- احساسات خود را نام ببرید. به جای تمرکز روی روحیه شخص دیگر ، از احساسات خود موجودی خود را تهیه کنید. عصبی هستی؟ اذیت شد؟ دفاعی؟ نامگذاری احساسات خود به شما کمک می کند تا آنها را پردازش کرده و مرز بین خود و شخص دیگر را تقویت کنید.
- در صورت لزوم فضا را بگیرید. گاهی اوقات ، قدم زدن بهترین راه برای تنظیم روحیه شما است. این به معنای عقب نشینی از رابطه نیست ، بلکه به خودی خود فضای جسمی یا عاطفی لازم برای ماندن در زمین را می دهد. ساده “من به چند لحظه نیاز دارم” می تواند یک وضعیت تشدید کننده را پخش کند.
- ایجاد مقاومت عاطفی. سرانجام ، شیوه های منظم مانند مراقبه ذهن آگاهی ، روزنامه نگاری یا تنفس عمیق می تواند توانایی شما را در مواجهه با روحیه دیگران به سرعت در مورد اخیر تقویت کند. هرچه بیشتر در لحظه های آرام تر روی تمایز عاطفی کار کنید ، دسترسی به گرمای لحظه ای آسان تر می شود.
روابط ذاتاً به هم پیوسته اند و سیستم های عاطفی همیشه در حال بازی هستند. نظریه سیستم های خانواده بوون به ما می آموزد که حفظ فردیت ما در این سیستم ها هم برای بهزیستی خود و هم برای توانایی ما در حمایت از دیگران بسیار مهم است. تمایز به معنای جدا شدن عاطفی نیست و یا اینکه شما در حال ناآرامی هستید ، بلکه توانایی آرامش و ارتباط در ارتباط بودن بدون از دست دادن خود در دنیای عاطفی شخص دیگر است.
با تمرین این مراحل ، می توانید در حالی که محکم در کنترل تجربیات عاطفی خود هستید ، دلسوز و پاسخگو باشید. مانند آنا ، خواهید فهمید که وقتی می توانید روحیه خود را ثابت نگه دارید ، در یک محیط عاطفی سالم تر و آرام تر برای اطرافیان خود نیز مشارکت می کنید.
[ad_2]