[ad_1]
در بسیاری از روابط ، یک نفر احساس حسادت می کند و شروع به عقب نشینی از شریک زندگی خود یا انتقاد از آنها می کند. این کاملاً انسانی است. اگر این موضوع را تجربه کرده اید ، ممکن است روشهای سازنده تری برای نزدیک شدن به مشکلات رابطه وجود داشته باشد. همه ما انسانی هستیم و ممکن است توسط احساسات خود رانده شویم ، اما عقب ایستاده و از خود بپرسید که حمله یا عقب نشینی هر چیزی بهتر خواهد شد.
بیایید به برخی از موضوعات پیرامون حسادت که ممکن است در مورد آنها فکر کنید نگاه کنیم
- چرا باید با چمدان آنها مقابله کنم؟ برخی از افراد نسبت به سایرین مستعد حسادت هستند و برخی از افراد نسبت به نیازهای شرکای خود بی حس می شوند. همه گذشته دارند – و همه چمدان دارند. روابط ممکن است نیاز داشته باشد که ما به شریک زندگی خود در حمل چمدان خود کمک کنیم. در مورد آن به عنوان دلسوزی نسبت به شخصی که دوستش دارید فکر کنید.
- کمتر روی درست بودن و بیشتر روی مؤثر بودن تمرکز کنید. روابط مربوط به کسب امتیاز در یک بحث نیست و به ندرت در مورد حقایق است. آنها در مورد کمک به یکدیگر هستند که احساس امنیت ، درک و احترام می کنند. وقتی از شریک زندگی خود انتقاد یا رد می کنید ، این احساس را چگونه خواهد کرد؟ آیا این امر باعث می شود احساس امنیت و مراقبت بیشتری داشته باشند؟
- تأیید کنید که شما بخشی از مشکل هستید تا بتوانید بخشی از راه حل باشید. اگر با افراد دیگر معاشقه می کنید یا روابط نزدیکی را با دوستداران گذشته حفظ می کنید ، ممکن است به حسادت هایی که به سمت شما هدایت می شود ، کمک کنید. تصدیق کنید که ممکن است قصد شما برای صدمه زدن به شریک زندگی خود نباشد ، بلکه تشخیص دهید که شریک زندگی شما ممکن است چنان با شما در ارتباط باشد که رفتار “بی گناه” شما باعث شود احساس تهدید شود.
- درک کنید که اگر می خواهید شریک زندگی خود تغییر کند ، باید تغییر کنید. روابط خوب مانند یک Seesaw متعادل است. این وظیفه شماست که یک سازش را پیدا کنید که برای هر دوی شما کار کند. سازش همیشه در مذاکرات مؤثر که مزایای ماندگار ایجاد می کند ، نقش دارد. اگر شریک زندگی خود را وادار کنید تا چیزی را که احساس راحتی نمی کنند بپذیرید ، توافق های شما از بین می رود. شما ممکن است آزادی خود را برای انجام هر کاری که می خواهید انجام دهید ، قدردانی کنید ، اما روابط متعهد آزادی را با احترام ، شفقت و امنیت متعادل می کند. آزادی کل ممکن است به معنای پایان دادن به تنهایی باشد. شما می توانید به طور متفاوتی به فکر آزادی فکر کنید: چه چیزی قادر خواهید بود در یک رابطه متعهد بر اساس صداقت تجربه کنید؟ عمق بیشتر ، امنیت طولانی تر و رضایت بخش تر ، و مزایای متقابل انباشته؟ تنهایی بودن ممکن است به این معنی باشد که شما در انجام آنچه بی معنی است آزاد هستید.
- حسادت را با ناامنی برابر نکنید. اگر شریک زندگی خود را به عنوان عصبی و ناامن معرفی کنید ، فقط آنها را اضطراب و حسادت می کند. حسادت آنها را به عنوان بیان چگونگی ارزش گذاری آنها و ترس از دست دادن شما فکر کنید – که آنها واقعاً به شما متصل هستند. شاید شما مستعد حسادت نباشید ، اما اضطراب آنها ترس از دست دادن کسی است که ارزش آنها را دارد. این تو هستیبشر شما می توانید تأیید کنید که حسادت آنها از این نگرانی ناشی می شود. اما همچنین می توانید ادعا کنید که ممکن است روش های بهتری برای بیان آن وجود داشته باشد.
- در مورد حسادت آنها به عنوان بخشی از یک تصویر بزرگتر – اتاق روابط فکر کنید. یک اتاق بزرگ پر از قفسه ها با کتاب و اشیاء زیادی را تصور کنید. این کتابها تجربیاتی را که شما و شریک زندگی تان می توانید با هم به یاد بیاورید ، احساس ارتباط بودن ، دوست داشتن یکدیگر و احساس درک می کنید. اما در یکی از قفسه ها ، کتابی با عنوان وجود دارد حسادت ما این کتاب تنها بخشی از مجموعه بسیار بزرگتر از تجربیات و احساسات است. چه احساسات مثبت دیگری را در رابطه خود تجربه کرده اید؟ چه احساسی می خواهید داشته باشید؟ اتاق توسط یک کتاب یا یک احساسات تعریف نشده است. به کل اتاق نگاه کنید.
- فضای حسادت را ایجاد کنید. قابل درک ، حسادت شریک زندگی شما می تواند برای شما مشکلی ایجاد کند – همانطور که برای آنها وجود دارد. اما با لنگر انداختن حسادت و شایعه آنها ، شریک زندگی خود یا رابطه با آن یک احساس را کاهش ندهید. بپذیرید که این احساسات ممکن است بیاید و برود ، که ممکن است در بعضی مواقع مشکلاتی وجود داشته باشد ، اما به هر حال می توانید به جلو بروید. ایجاد یک رابطه قوی بر اساس پذیرش – حتی مواردی که ممکن است در حال حاضر دوست ندارید. به خودتان یا به شریک زندگی خود بگویید ، “شما الان این احساس را دارید ، و این کار دشوار است ، اما من با شما هستم.” هرگز به شریک زندگی خود نگویید که روشی را که انجام می دهند احساس نکنید. این کار نخواهد کرد در عوض ، به آنها بگویید که در این زمان دشوار برای آنها در اینجا هستید ، آماده گوش دادن ، باز برای تغییر ، باز برای به اشتراک گذاشتن درد و شادی آنها.
افکار نهایی من یک بار بیمار داشتم که در یک رابطه آشفته قرار داشت و او از من راز خواسته بود تا یک رابطه طولانی مدت را حفظ کنم. من داستان بادگیر خود را به او گفتم. سالها پیش ، من در جزایر ویرجین پایین بودم و می خواستم یاد بگیرم که چگونه در وزش باد و امواج سنگین بهتر باد کنم. من به قسمت بادی جزیره سوار شدم و از مایک ، Hotshot Windsurf از سنت جان درسهایی گرفتم. در حالی که او به عقب و جلو لرزید ، به من گفت: “کلید این است که سنگ و رول و تعهد به عمل!” فهمیدم که یک ازدواج سالم از این توصیه پیروی می کند.
[ad_2]