ما یک داستان مرتب را دوست داریم: مردان تقلب می کنند زیرا شاخی هستند. یا حریص یا خودخواه
پرونده بسته شده است؟ حتی نزدیک نیست
حقیقت این است که ما دوست داریم اعتراف کنیم.
در تحقیقات من با مردانی که به دنبال امور بودند ، این درایوهای جنسی وحشی یا کسالت اتاق خواب نبود که آنها را از درب بیرون آورد.
این چیزی ساکت تر بود. غمگینتر
آنها در حال تعقیب ارگاسم نبودند. آنها در حال تعقیب اهمیت بودند.
آنچه آنها واقعاً به دنبال آن بودند چیزی بود که من آن را مدیریت رابطه ای می نامم.
این رفتار را بهانه نمی کند. این نشان می دهد که واقعاً چه خبر است.
مدیریت رابطه چیست؟
مدیریت رابطه ، مراقب عاطفی است که بسیاری از مردان از شرکای عاشقانه خود انتظار دارند: به طور مداوم در حال بررسی ، نشان دادن قدردانی ، ارائه تأیید.
در روابط دگرجنسگرا ، زنان اغلب ارائه دهندگان پیش فرض این کار هستند: تنظیم عاطفی روزانه که رابطه را دست نخورده نگه می دارد.
این انتظار مذاکره یا متقابل نیست. این بی سر و صدا در معماری عاطفی بسیاری از روابط دگرجنسگرا ساخته شده است. زنان غالباً دائماً این کار را انجام می دهند. مشکل این است که آن را مجدداً مورد استفاده قرار نمی دهد ، و مانند یک گسترش طبیعی که قرار است آنها باشند ، رفتار می شود.
برای این مردان ، این اعتبارسنجی های کوچک اثبات این بود که آنها هنوز مرد بودند.
همانطور که پاتریک ، 33 ساله ، اظهار داشت: “من احساس می کنم تصویر زمینه در خانه خودم است. او دیگر هرگز در مورد روز من نمی پرسد. من می توانم ناپدید شوم و مطمئن نیستم که او متوجه شده است.”
و هولدن ، 41 ساله ، به من گفت ، “من فقط باید احساس کنم کسی من را می خواهد.
برای این مردان ، تقلب به معنای جایگزینی همسرانشان نبود. این در مورد لکه دار کردن نسخه محو خود بود.
برون سپاری مدیریت رابطه از طریق خیانت
بیایید واضح باشیم: هیچ یک از این بهانه تقلب نیست. این مردان انتخاب کردند. اما اگر می خواهیم بدانیم چرا این اتفاق می افتد ، ما باید مایل باشیم آنچه را که گفتند بشنویم.
آنها گفتند که هنوز هم همسران خود را دوست دارند. آنها می خواستند بمانند ، اما احساس نادیده گرفته و مانند یک ناامید کننده بودند.
اما آنها در مورد آن با همسران خود صحبت نکردند.
مارک ، 38 ساله ، توضیح داد: “من ظرف ها را انجام می دهم یا بچه ها را برای تمرین اجرا می کنم.
درریک ، 44 ساله ، اینگونه گفت: “مثل این است که او از دیدن من متوقف شده است. من قبلاً به من گفته می شد که کار خوبی انجام می دهم. اکنون این فقط سکوت است.”
و پل ، 40 ساله ، که گفت ، “من سعی می کنم به او در کارهای کارها کمک کنم. اما اگر من یک تشکر از شما یا نوعی پاسخ دریافت نکنم ، مارپیچ می شوم.
بنابراین مردان از امور به عنوان یک راه حل برای به دست آوردن اعتبارسنجی آنها استفاده می کردند.
عامل مردانگی
برای بسیاری از مردان ، ستایش و اعتبار سنجی به انجام مردانگی گره خورده است.
کار خود را از دست می دهید؟ در خانه احساس نادیده گرفتن می کنید؟ این فقط رد نیست بلکه تهدیدی برای مردانگی شماست.
تحقیقات نشان می دهد که وقتی مردان احساس می کنند مردانگی خود در حال لغزش است ، آنها می توانند آن را پس بگیرند.
بعضی اوقات از طریق پرخاشگری.
بعضی اوقات از طریق کار
بعضی اوقات از طریق کسی که باعث می شود دوباره مانند یک مرد احساس شود.
زاک ، 49 ساله ، اینگونه گفت: “او با من حوصله دارد. اگر من به اندازه کافی مرد بودم ، او به هر کلمه من آویزان می شد ، مثل او و به من می گفت که چقدر عالی فکر می کند من هستم.”
این مردان در تلاش نبودند ازدواج خود را برطرف کنند. آنها در تلاش بودند تا تأمل خود را برطرف کنند.
راه حل خیانت
آنها مانند ناامیدی ها احساس می کردند: غیب ، غیر تحت فشار ، حتی تحریک کننده. آنها آرزو داشتند که از همسران خود ستایش کنند زیرا بدون آن ، آنها مانند مردان احساس نمی کردند.
به عبارت دیگر ، تجزیه مدیریت رابطه فقط روابط آنها را تغییر نداد. این تغییر کرد که چگونه خودشان را دیدند.
آنها اعتبار خود را که انتظار داشتند دریافت نکردند. اما به جای صدای آن ، آنها عمل کردند. درعوض ، آنها به دنبال کسی رفتند که نسخه بهتری از خودشان را منعکس کند.
همانطور که امت ، 52 ساله ، گفت: “او به من گفت که من شگفت انگیز هستم. گفت همسرم کور است که آن را نمی بیند. و صادقانه؟ من این را خوردم.”
خوب ، حالا چی؟
برای بسیاری از مردان ، خیانت به معنای تمایل به شخص دیگری نبود.
این در مورد تمایل به احساس شخص دیگری بود: کسی جالب ، تحت تعقیب ، مرد به اندازه کافی.
آنها از ازدواج خود فرار نمی کردند ، بلکه مردانی بودند که از آنها می ترسیدند که تبدیل شوند.
جیسون ، 35 ساله ، آن را به این شکل خلاصه کرد: “(شریک زندگی) باعث شد احساس کنم هیچ چیز در مورد من لغزیده نشده است.”
این هوس – به اندازه کافی تحت تعقیب ، چشمگیر ، به اندازه کافی – چیزی نبود که بتوانند درباره آن صحبت کنند. بنابراین ، آنها آن را عمل کردند.
از دهه ها انتظار می رود که زنان وزن عاطفی یک رابطه را از طریق هوشیاری عاطفی مداوم تحمل کنند: پیگیری حالات ، ارائه تأیید. مدیریت رابطه یک شکل آرام و مداوم از نگهداری از نفس است.
و این کار تقریباً همیشه یک طرفه است. انتظار مداوم ، تأیید شهودی است بدون نیاز به درخواست آن ، کسب آن یا بازگشت آن ..
بسیاری از مردان بدون اینکه متوجه شوند شخصی در حال ساخت و بازسازی روزانه آن است ، به آن داربست عاطفی اعتماد می کنند. (و چقدر کار لازم است.)
و هنگامی که این سرپرست شروع به محو شدن می کند ، خواه از استرس ، فرسودگی و یا سالها تلاش بدون استفاده ، غیبت می تواند مانند یک سقوط ناگهانی آزاد باشد.
به این مردان آموخته نشد که نیازهای عاطفی خود را بشناسند ، و آنها را کمتر بیان می کنند. آنها فقط زمین را در زیر آنها تغییر می دادند.
و از آنجا که احساس ارزش آنها به شدت در مورد چگونگی پاسخ شریک زندگی آنها به آنها بسیار محکم بود ، حتی یک تغییر کوچک – گرمای کم ، تعارف کمتری ، یک لحن پریشان – می تواند مانند طرد باشد.
ازدواج ممکن است خوب به نظر برسد. اما برای این مردان ، بی سر و صدا از هم جدا شد.
داستانهای آنها به چیزی بزرگتر اشاره می کند: فشار برای انجام مردانگی ، مردان را به روشهایی که به ندرت تصدیق می کنیم ، آسیب پذیر می کند.
این یک بنیاد لرزان ایجاد می کند ، هنگامی که ستایش و توجه محو می شود ، فرو می ریزد.
و هنگامی که این اتفاق می افتد ، برخی از مردان از آنجا که من آن را راه حل خیانت می نامم ، دفع می کنند – از نسخه خود استفاده می کنند که آنها فقط وقتی که همسرانشان بازتاب آن را می شناسند ، می شناسند.
این در مورد اجازه دادن به کسی از قلاب نیست. این بهانه خیانت نمی کند یا آسیب را نرم می کند. اما این مکالمه را تغییر می دهد.
اگر وانمود کنیم که مردان فقط برای رابطه جنسی تقلب می کنند ، ما داستان واقعی و فرصت تغییر آن را از دست می دهیم.