16:17 - 2025/02/04

نوجوانی و از دست دادن اقتدار والدین

[ad_1] بزرگسالی سن والدین بی پروا را آغاز می کند. اکنون ، با توجه به نیاز به افزایش آزادی برای رشد ، آزمایش و کشف تجربه دنیوی تر ، نوجوان می تواند به اقتدار والدین بپردازد. آنچه کودک با قاطعیت پذیرفت ، نوجوان به طور فزاینده ای سؤال می کند...

نوجوانی و از دست دادن اقتدار والدین

[ad_1]

بزرگسالی سن والدین بی پروا را آغاز می کند.

اکنون ، با توجه به نیاز به افزایش آزادی برای رشد ، آزمایش و کشف تجربه دنیوی تر ، نوجوان می تواند به اقتدار والدین بپردازد. آنچه کودک با قاطعیت پذیرفت ، نوجوان به طور فزاینده ای سؤال می کند.

در این سنین بالاتر ، او گاهی اوقات می تواند در قوانین ، مسئولیت ها و انتظاراتی که والدین اختصاص داده شده در آن قرار می گیرند ، تخفیف و مقاومت کنند. البته ، والدین این قوانین را ایجاد می کنند تا یک ساختار خانوادگی را بسازند که فرد جوان می تواند با اطمینان از ادامه نظارت و یک چارچوب مرجع ثابت هنگام تصمیم گیری در مورد انجام چه کاری و انجام دادن استفاده کند.

جنبه های اقتدار والدین

بنابراین ، در نوجوانی بیا ، والدین یک مسابقه محبوبیت نیست. این نوجوان ، تا درجات مختلف ، می تواند چهار جنبه از اقتدار سنتی والدین را بی اعتبار کند.

  • ایستاده: در حالی که کودک به اقتدار بزرگسالان احترام می گذارد. نوجوان می تواند به طور فزاینده ای از قانون والدین ناراحت باشد. “شما رئیس جهان من نیستید!”
  • نفوذ: در حالی که کودک معتقد بود والدین می توانند به آنها فرمان دهند. نوجوان می داند که انطباق به رضایت او بستگی دارد. “انجام آنچه می خواهید به من بستگی دارد!”
  • دانش: در حالی که کودک معتقد بود والدین همه چیز را می دانستند. نوجوان آنها را نسبت به امور نوجوانان نادان می داند. “شما زندگی من را نمی فهمید!”
  • کمک: در حالی که کودک معتقد بود والدین می توانند بیشتر مشکلات را برطرف کنند. نوجوان معتقد است والدین کمتر موثر هستند. “شما نمی توانید مشکلات من را از بین ببرید!”

جای تعجب نیست که والدین پس از شروع نوجوانی فرزندشان ، از دست دادن اقتدار سنتی را از دست نمی دهند.

اقتدار مطلق و نزدیک

آیا والدین باید اصرار داشته باشند اقتدار مطلق (تعریف شده به عنوان بروکینگ بدون اختلاف) ، آنها خطر کاهش ارتباط و تعامل با نوجوان خود را دارند. “هیچ نکته ای با والدین من صحبت نمی کند. این راه آنها بدون استدلال مجاز است. ” اقتدار مطلق نمی تواند تمایلی به آرامش کنترل در هنگام رها کردن نداشته باشد ، به تدریج کاری است که چنین والدین باید انجام دهند-اعطای آزادی بیشتر به خود مدیریت نوجوانان ، به عنوان افزایش مسئولیت جوانی نشان داده می شود.

بهتر است ارائه شود اقتدار قابل دسترسی، به عنوان استدلال استقبال از نوجوان تعریف شده است. استدلال ابراز بی احترامی نیست (نادیده گرفتن بی احترامی است). این در برابر یک قانون یا درخواست صحبت می شود ، بنابراین والدین را در مورد تفکر نوجوانان آگاه می کنند و برای صحبت کردن در مورد اختلاف نظر باز هستند. در پاسخ ، والدین می توانند توضیح دهند: “ما در جایی که باید در جایی که می توانیم انعطاف پذیر خواهیم بود ، و همیشه می خواهیم به هر آنچه که می خواهید گوش دهید گوش دهیم.” این اعلامیه آخر مهم است زیرا به نوجوان اجازه می دهد شرایط والدین را که ممکن است جوان دوست نداشته باشد بپذیرد. “من راه خود را پیدا نکردم ، اما حداقل حرف خود را کردم.”

اختلاف قدرت موقعیتی

اقتدار والدین اشکال دارد: سوء استفاده از تفاوت قدرت موقعیت بین والدین و نوجوانان.

از آنجا که آنها مسئولیت مسئولیت را بر عهده دارند ، والدین موقعیتی برتر را به خود اختصاص می دهند که به آنها حق می دهد شرایطی را تعیین کنند که انتظار آنها را دارند. این نوجوان برای حمایت از والدین ، ​​در موقعیت فرعی ، وابسته است و موظف است شرایطی را که والدین تعیین کرده اند بپذیرند.

مگر در مواردی که با دقت مورد استفاده قرار گیرد ، اختلاف قدرت بالا/قدرت کم در رابطه می تواند در زمانی که اختلافات بر آزادی و استقلال در حال افزایش است ، خراب شود. والدینی که عادت داشتند رتبه برتر را به دست آورند تا با کودک نسبتاً دلپذیر اختلاف نظر داشته باشند ، ممکن است نوجوانان را کمتر از فرماندهی والدین که در حالت “رئیس” عمل می کنند ، کمتری پیدا کنند تا انطباق داشته باشند.

اکنون ممکن است جوان تمایل بیشتری به پاسخ مقاوم داشته باشد. این می تواند به مبارزات قدرت منجر شود که در آن پیروزی در اختلافات به هر قیمتی ، در لحظه عصبانی ، مهمتر از همه به نظر می رسد ، به خطر می افتد ، کلمات مضر و اقدامات عجولانه هر دو بعداً پشیمان می شوند. بهتر است والدین با اختلافات رو به رشد با نوجوان خود به عنوان برخوردهای حل مسئله که باید از طریق آن صحبت شود و کار کنند ، رفتار کنند و به عنوان فرصت هایی برای آموزش نوجوان برای انجام همین کار.

از آنجا که فرد در موقعیت برتر ، والدین ، ​​منابع بیشتری برای تأمین آنها دارد ، می توانند از تفاوت قدرت استفاده کنند تا با تهدیدها و اجبار راه خود را بدست آورند. “اگر آنچه را که من می خواهم انجام ندهید ، آزادی و منابعی را که من کنترل می کنم دریافت نخواهید کرد.” نوجوان بودن در موقعیت فرعی ، برتر را برای زنده ماندن از نزدیک تر مشاهده می کند و به عنوان یک خبرچین برتر برتر در مورد خود ، آنها می توانند این تفاوت قدرت را دستکاری کنند تا از طریق آنتاگونیسم و ​​فریب راه خود را بدست آورند. “اگر به من اجازه ندهید راه خود را داشته باشم ، من دوست شما نخواهم بود و به شما نمی گویم واقعاً چه خبر است.”

هنگامی که اختلافات قدرت موقعیتی به طور مرتب با تهدیدها و اجبار از بالا مورد سوء استفاده قرار می گیرد ، یا با آنتاگونیسم و ​​فریب از پایین دستکاری می شود ، مجموعه های بی اعتمادی در ارتباطات عملکردی از بین می روند و رابطه رنج می برد.

استقلال بالاخره

با استقلال عملکردی ، این جوان اکنون با تمام مسئولیت متناسب با اشغال این نقش خودگردان ، به اقتدار خود تبدیل می شود. سپس آنها با محدودیت های مشابهی که یک بار والدین را متهم کرده بودند ، با اقتدار خود روبرو می شوند:

نوجوانی ضروری است

  • ایستاده: “من مسئولیت زندگی خود را بر عهده دارم ، اما نمی توانم همه چیز را که اتفاق می افتد را کنترل کنم.”
  • تأثیر: “من انتخاب خود را انجام می دهم ، اما همیشه نمی توانم خودم را وادار کنم که آنچه را می خواهم انجام دهم.”
  • دانش: “من می توانم بیشتر بیاموزم ، اما هرگز آنقدر که نمی توانم اشتباه کنم.”
  • راهنما: “من به من وابسته هستم ، اما گاهی اوقات این به اندازه کافی پشتیبانی نمی شود.”

این یک طعنه از رسیدن به استقلال است: در حالی که والدین می توانند از دست دادن اقتدار خود را از دست بدهند ، در بعضی مواقع نوجوان تازه رشد یافته نیز می تواند آن را از دست بدهد. “این سخت بود که پدر و مادرم رئیس باشم ، اما سخت تر است که خودم را رئیس کنم!”

[ad_2]

مطالب مرتبط

برنجستان