سمفونی نهم بتهوون، که شامل “قصیده شادی” است، در 7 مه 1824 نمایش داده شد. اخیراً دویستمین سالگرد آن را سپری کردیم. نهم از همان ابتدا به عنوان یک شاهکار مورد استقبال قرار گرفت و امروز نیز به زندگی پر جنب و جوش خود ادامه می دهد. جذابیت جاودانه نهم بتهوون یادآوری شگفت انگیز است از آنچه در زندگی و آرزوهای انسان غالب است و آنچه در هسته اصلی روان ما قرار دارد. این بهترین ما را تعریف می کند و سنگ محک و چراغ راهنمایی برای روح برتر ما، سفر انسانی و خود متعالی است. بتهوون شادی جزء و پسر عموی نزدیک همه تغییر است هیبتاحساس اینکه در یک واقعیت باشکوه بزرگتر قرار گرفته اید، اما در عین حال کوتوله شده اید. ما میتوانیم خودمان را در شادی بتهوون از احتمالات شرایط انسانی گم کنیم، همانطور که با دیدن عکسی از کل زمین از فضا، خود را در هیبت غرق میکنیم. هر دو از وحدت و برابری اساسی ما به عنوان انسان صحبت می کنند.
جیمز جیکوبز مجری موسیقی کلاسیک WETA در پایان پادکست یوتیوب خود در مورد آن می گوید:
«دو قرن است که ما به این اثر روی آوردهایم تا به خود یادآوری کنیم که واقعاً از تمدن، از هنر، از خودمان چه میخواهیم. از هر گونه استفاده سیاسی که از آن استفاده شده است دوام آورده است، اما سفر یک ساعته آن از اعماق وحشتناک به ارتفاعات سرخوشانه چیزی است که برای همه ما صحبت می کند، زیرا همه ما برای شادی مبارزه می کنیم و می کوشیم.»
جیکوبز همچنین می نویسد
«(L) مانند اعلامیه استقلال و سایر یادگارهای روشنگری، این ادای احترام به آزادی و شادی است که توسط تنها مردمی که مجاز به داشتن آزادی و شادی (در فرهنگ غربی در آن زمان – RC)، مردان سفید پوست ممتاز هستند، ایجاد شده است. منظور از Alle Menschen Werden Brüder («همه مردان برادرند» – RC) به معنای واقعی کلمه از نظر جنسیت در نظر گرفته می شد (و فقط مردان سفیدپوست در آن زمان در آمریکا ذینفعان کاملاً انسانی از برابری در نظر گرفته می شدند – RC). و با این حال، بتهوون، به عنوان مردی ناشنوا که دوران کودکی وحشتناکی داشت و مشکلات سلامتی متعددی داشت که هرگز رابطه واقعی غیرمعاملهای را با کسی تجربه نکرد، به سختی سخنگوی امتیاز یا شادی بود. اما او طبیعت را دوست داشت و جایگاه خود را در کیهان درک کرد.
همانطور که بتهوون، انقلاب آمریکا و خود روشنگری دامنه خود را گسترش دادند، نهم نیز گسترش یافته است تا میلیون ها نفر را در سراسر جهان شامل شود و الهام بخش باشد، و دامنه سمفونیک سیناپسی خود را مانند اولین شبکه عصبی احساسات صوتی در جهان گسترش داده و ایجاد کند. این کاملاً به معنای واقعی کلمه کنار گذاشتن مرزها و اتحاد مجدد پس از جدایی متخاصم است، همانطور که لئونارد برنشتاین آن را در شرق و غرب آلمان پس از فروپاشی دیوار برلین در سال 1989 اجرا کرد و آن را به قصیده “freiheit” (آزادی) به جای “freuden” تبدیل کرد. ” (شادی) در غزل. مستند تکان دهنده و الهام بخش دنباله نهم: در ردپای سمفونی پایانی بتهوون (2013، پخش در Kanopy) همچنین نشان می دهد که چگونه نهم الهام بخش معترضان در جنبش دموکراسی 1989 در میدان تیان آن من و علیه دیکتاتور آگوستو پینوشه در شیلی در دهه 1980 بود.
اگر “ژئوکورتکس” جهان به این شکل است یا می تواند به نظر برسد، ما در وضعیت بسیار خوبی هستیم و شاید حتی تست های شناختی و شخصیتی کیهان را پاک کنیم.
در واقع، تئودور کرنتزیس، بنیانگذار و رهبر ارکستر musicAeterna و Utopia، در مستند 2019 DW می گوید: نهمین بتهوون: سمفونی برای جهان (در حال پخش در یوتیوب): “این در مورد دفاع از بشریت در مقابل خداوند است …. (بتهوون) وکیل و مدافع انسانیت است.»
آرماند دیانگیندا، خلبان سابق خطوط هوایی و رهبر ارکستر سمفونیک کیمبانگویست جمهوری دموکراتیک کنگو، ادامه می دهد. این در مورد «دنیایی است که در آن مردم بدون تبعیض به دلیل رنگ پوست یا پس زمینه با هم زندگی خواهند کرد. مردم در جامعه زندگی خواهند کرد. فکر می کنم این دنیایی است که بتهوون درباره آن صحبت می کند. این دیگر یک ایده مذهبی نیست. این یک ایده جهانی است.»
یوتاکا سادو، رهبر ارکستر مرکز هنرهای نمایشی هیوگو ژاپن، می گوید: «اما این بدان معنا نیست که همه چیز در قطعه مثبت و شاد است. با نگاهی به موومان های اول، دوم و سوم، من معتقدم بتهوون این اثر را ساخته است تا تلاش کند مردم را با هم جمع کنند و به چیزی دست یابند. دقیقاً به این دلیل که وادار کردن مردم به این کار بسیار دشوار بود.»
لئونارد برنشتاین برای همخوانی با پیام بتهوون به یکی از مزمورهای پادشاه دیوید بازگشت: «ببین، چقدر خوب و دوست داشتنی است که مردان در کنار هم به عنوان برادر زندگی کنند.»
برنشتاین به ما یادآوری می کند: «بتهوون مبارزه است. مبارزه برای صلح، برای تحقق روح، برای آرامش و شادی پیروزمندانه. او در موسیقی خود به آن دست یافت… به نحوی باید بتوانیم با شنیدن آن از موسیقی او بیاموزیم – نه، نه با شنیدن آن، بلکه با گوش دادن به آن، با تمام قدرت توجه و تمرکزمان. آنگاه شاید بتوانیم به چیزی تبدیل شویم که شایسته نام «نژاد بشر» باشد.»
شاید مایکل تیلسون توماس، رهبر ارکستر بازنشسته سمفونی سانفرانسیسکو، چالش بتهوون را به بهترین شکل خلاصه کند:
مقیاس نهم بتهوون بسیار زیاد است. شما نمی توانید این موسیقی را بدون اینکه با خودتان کنار بیایید پخش کنید. و بسیاری از پیچ و خم ها در سفری که با هم می رویم، واکنش هایی نسبت به یکدیگر است. واقعاً چقدر می توانیم در این اجرای چیزهایی که در کنار هم بودن احساس راحتی می کنیم، اعتراف کنیم؟»
تا اینجا، ناراحتی از صمیمیت اساس روانکاو ویلهلم رایش بود. روانشناسی توده ای فاشیسم. او نوشت که انگیزه های جنسی در خانواده ها سرکوب شد و سپس در ایده آلیسم اقتدارگرا به عنوان وسیله ای برای کنترل اجتماعی و اضطراب های اجتماعی الزام آور بیان شد. نهم توسط رایش سوم و دولت نژادپرست سفید رودزیا مورد استفاده قرار گرفت. هنر بزرگ را می توان با ظلم و ستم همدستی کرد و زیر پا گذاشت. مبارزه واقعی است.
شاید ما همیشه در تلاشیم تا با خودمان از طریق سیاست، روانشناسی، موسیقی، تمایلات جنسی، و تمام تجلیات هویت و فرهنگ کنار بیاییم، وقتی همدیگر را می شنویم، واکنش نشان می دهیم یا پاسخ می دهیم و نت های خود را به سمفونی زندگی روی زمین اضافه می کنیم. .
من نمی دانم؛ شاید تا زمانی که به توافق می رسیم، باید بیشتر به نهم گوش کنیم – و این اصطلاحات را به جای انزجار، کاهش ارزش، تبعیت، سرکوب، سرکوب و نابودی، دوست داشتنی بسازیم. با یکدیگر و همچنین در درون هر یک از ما عشق و موسیقی را ایجاد کنید، نه جنگ.
همانطور که جیکوبز می گوید: «وقتی جرات انتخاب شادی را داشته باشیم، راه جدیدی داریم: شادی و عشق و شفای کینه، بیهودگی، یأس، خصومت، تضاد و رنج.
شاید من فقط باید به لودویگ (و فردریش شیلر، نویسنده شعر “قصیده شادی”) اجازه بدهم که خودشان صحبت کنند و توجه داشته باشند که شما نمی توانید داشته باشید. فروید (شادی) بدون فروند (دوستان).
ای فروند، nicht diese Töنه!
Sondern laßt uns angenehmere anstimmen،
Und freudenvollere.
فروید!
فروید!
ای دوستان نه این لحن ها!
اما بیایید موارد موافق تر را انتخاب کنیم،
و شادتر.
شادی!
شادی!
باشد که ما با هم در جهت ملت و جهانی متشکل از دوستان به جای دشمنان سرسخت تلاش کنیم تا خود دوستی و شادی را نابود کنند.
نسخه طولانی تر و دقیق تر این پست در East Wind eZine است: MOSF 19.17: نهمین بتهوون و قصیده شادی – سمفونی، روان و برادری انسان.
(C) 2024 راوی چاندرا، MD، DFAPA