درجه ای که به شما اجازه می دهد تصمیمات خود را بر عهده بگیرد ، ممکن است تفاوت بین عمل با موضع خود یا خودشیفتگی بیشتر یا با هوش هیجانی باشد. غالباً ، غرور ما ، نیاز به “نجات چهره” دارد و تمایل فراگیر به “پیروزی” ، به هر قیمتی ، در صورت عدم بررسی ، می تواند آتش سوزی کند. سه چیز ممکن است نشان دهد که نفس شما به دست گرفته و هوش عاطفی شما را ربوده است.
اول ، هنگامی که نفس شما کنترل می شود ، که در بعضی مواقع انسان است ، ممکن است در نتیجه فوری تثبیت شوید. فقط با توجه به رضایت سریع ، تمایل به از دست دادن دیدگاه دارید. ممکن است در مورد پاداش که باعث می شود ارزشهای اصلی خود را از دست ندهید ، کمی وسواس پیدا کنید.
به عنوان مثال ، بن مصمم است که سودآورترین حساب را در شرکت خود به زمین بیاندازد. اگرچه او می گوید که این کار را برای تیم خود انجام می دهد ، در طی این روند ، او تعهدات خود را نسبت به آنها فراموش می کند زیرا او با دستیابی به هدف خود مشغول است. علاوه بر این ، او به مشتری وعده هایی می دهد که هم تیمی های خود را در معرض خطر قرار می دهد. سرانجام ، او اعضای تیم خود را برای پوشش دادن برای او دستکاری می کند ، اما “آنها را زیر اتوبوس پرتاب می کند” تا رابطه خود را با این مشتری نجات دهد. در دراز مدت ، شهرت رنج می برد و نمونه کارها او کوچک می شود.
از طرف دیگر ، بن تشخیص می دهد که او ناامیدانه می خواهد این حساب را به زمین بیاندازد تا خود را شایسته اثبات کند. با این حال ، او می فهمد که دستیابی به این حساب بیشتر وقت و انرژی خود را برای چند هفته گذشته اشغال کرده است. او نگران است که همکاران خود را ناامید کرده است ، و او را دوست ندارد که چگونه او را ناعادلانه مقصر دانست تا از این مشتری با این مشتری محافظت کند. او تصمیم می گیرد که چندین همکار از شرکت خود را به جلسه ای با این مشتری دعوت کند تا آنها را معرفی کند و به آنها اعتبار بدهد. مشتری آنقدر از فروتنی و رهبری بن تحت تأثیر قرار گرفته است که به بن و تیمش تجارت دیگری می دهد و شهرت بن تقویت می شود.
در بخش اول این ویژنت ، بن توسط نفس خود اداره می شود و ممکن است عواقب طولانی مدت را متحمل شود. با این حال ، در بخش دوم ، بن خودآگاهی ، همدلی و فروتنی دارد. این نقاط قوت به او اجازه می دهد تا چشم انداز و تعادل را حفظ کند. او می فهمد که روابط حرفه ای و یکپارچگی وی از علائم فوری دلار مهمتر است. بن به هوش هیجانی خود اجازه می دهد تا او را راهنمایی کند و او مزایا را به دست می آورد.
نشانه دوم مبنی بر اینکه نفس شما ممکن است تصمیمات شما را کنترل کند ، زمانی است که خود را برای دستیابی به هدف خود انجام می دهید. شما ممکن است فردی بسیار همدلی و دلسوز باشید ، اما ناگهان احساس می کنید در حال دستکاری و سوءاستفاده از مردم و ماساژ واقعیت ها برای رسیدن به نتیجه دلخواه خود هستید.
به عنوان مثال ، امی قصد دارد شوهر خود را در جای خود قرار دهد. او با ترک ازدواج به او صدمه زد. اگرچه او ممکن است آگاهانه از رغم او آگاه نباشد ، اما رفتارهای او ممکن است از خودشیفتگی وی رونمایی کند. او قربانی را با فرزندان خود بازی می کند و به گونه ای عمل می کند که انگار ممکن است هرگز از صدمه ای که پدرشان به او وارد کرده است بهبود یابند. بچه ها احساس می کنند این وظیفه آنهاست که او را نجات دهند. آنها متقاعد شده اند که بهزیستی مادرشان به آنها بستگی دارد. اگرچه آنها نمی خواهند ، پدر خود را رد می کنند و از دیدن او برای کمک به مادرشان خودداری می کنند. اگرچه این امر سلامت روانی خود را در معرض خطر قرار می دهد ، اما امی بیش از حد روی “پیروزی” متمرکز است و نمی تواند تأثیر آن را بر فرزندانش ببیند.
در این مثال ، امی به نفس خود می بخشد و قصد دارد به کسی که به او آسیب برساند آسیب برساند. ذهنیت توهین آمیز ممکن است در حال حاضر توجیه شود ، اما ممکن است به قیمت فرزندانش باشد. یک رویکرد عاطفی باهوش تر ممکن است شامل اولویت بندی سلامت عاطفی فرزندانش و توانمندسازی بچه ها برای اعتماد به درک خود از پدر خود باشد.
علامت سوم که نفس شما جایگزین هوش هیجانی شما می شود ، زمانی است که تمایل دارید “روز را نجات دهید”. ممکن است شما باور داشته باشید که از یک دوست عزیز یا یک دوست طرفداری می کنید ، اما اگر “در حال جابجایی هستید” برای دستکاری چیزهایی برای آنها ، ممکن است بیشتر در مورد نیاز شما به قهرمان بودن باشد ، پس در مورد کمک به آنها است.
به عنوان مثال ، همکار تیلور ، آن ، با کارگردان خود پیت دست و پنجه نرم می کند. آنها در مورد چندین موضوع مهم موافق نیستند و در تضاد هستند. تیلور می خواهد کمک کند. مخفیانه ، او با همكارانش در مورد اوضاع صحبت می كند و این شرایط را برای نقاشی پیت به عنوان “قلدر” و آن به عنوان “قربانی” اغراق می كند و درام می كند. این تیم در اطراف آن تجمع می کند ، زیرا تیلور این اتهام را رهبری می کند. تیلور برای ارائه شکایات خود با هیئت مدیره شرکت تماس می گیرد. در حالی که اوضاع مورد بررسی قرار می گیرد ، آن خود را قربانی می داند و خود را از مسئولیت ها بهانه می کند. احساس حق او رشد می کند. او توپ را در چندین پروژه مهم تیمی رها می کند و تیم چندین حساب سودآور و مقدار زیادی کمیسیون را از دست می دهد.
در مقابل ، تیلور به آن گوش می دهد و همدلی را ارائه می دهد. او درک از ناامیدی و عصبانیت آن را منتقل می کند ، اما از وارد کردن خود در اوضاع جلوگیری می کند. درعوض ، او آن را تشویق می کند تا از روشی مناسب برای خود دفاع کند و پیشنهاد می کند یک هیئت مدیره صدا محرمانه باشد. تیلور همچنین به یاد می آورد که گاهی اوقات آن را بررسی کند تا ببیند که او چگونه کار می کند.
این تصویر ممکن است نمونه ای از این باشد که چگونه “قهرمان” بودن شخصی ممکن است بیشتر در مورد نفس شما باشد و سپس واقعاً به یک فرد نیازمند کمک کند. شخصی که شما “پس انداز می کنید” فرصتی برای دفاع از خود ندارد که ممکن است بر خودکارآمدی و اعتماد به نفس آنها تأثیر بگذارد. آنها همچنین ممکن است برای رفع مشکلات آنها به شما وابسته باشند.
اگرچه سفر به نفس خود گاهی اوقات انسانی است ، اما مهم است که هنگام تصمیم گیری های مهم ، آن را کنترل کنید.