وقتی در انبوهی از اضطراب هستید، به راحتی می توانید احساس کنید که چرخ های خود را می چرخانید. بسیاری از مراجعان در ابتدای سفر درمانی خود اشتباه مشابهی را مرتکب می شوند. آنها به جای اعتراف به تغییرات مثبتی که ایجاد می کنند، دائماً به این فکر می کنند که چه زمانی و با چه شدتی دوباره احساس اضطراب خواهند کرد.
شفا یا همان طور که من دوست دارم آن را به نام اضطراب بیش از حد رشد کند، مانند یک کلید روشن و خاموش کار نمی کند، بلکه بیشتر شبیه یک کلید کم نور عمل می کند. پیشرفت، به همان اندازه که در ابتدا ممکن است کوچک به نظر برسد، اغلب به روش هایی اتفاق می افتد که ممکن است متوجه آن نباشید. بنابراین، برای به دست آوردن اعتماد به نفس بیشتر و حفظ انگیزه برای حرکت رو به جلو، درک علائمی ضروری است که نشان می دهد شما فقط اضطراب را مدیریت نمی کنید، بلکه در حال بهبودی از آن هستید.
در اینجا شش شاخص قدرتمند وجود دارد که نشان می دهد شما در حال پیشرفت واقعی هستید.
1. افکار منفی شما کنترل کمتری بر شما دارند
شما متوجه شده اید که آن افکار مضطرب و مارپیچ به اندازه گذشته متداول و طاقت فرسا نیستند. شاید هنوز هم بیایند، اما برای مدت طولانی با شما نمی مانند و واکنش های احساسی شدیدی را برانگیخته نمی کنند. ردیابی افکار محرک اضطراب خود، به خصوص اگر شروع به متعادل کردن آنها کرده باشید، می تواند به شما کمک کند تا ببینید چقدر در این زمینه پیشرفت کرده اید. شما دیگر گرفتار همان چرخه منفی نخواهید بود.
2. شما محرک های خود را درک می کنید – و در مورد آنها کاری انجام می دهید
یکی از بزرگترین پیشرفتها در مدیریت اضطراب، شناخت عواملی است که باعث ایجاد آن میشود. خواه کمبود خواب، قند خون پایین، تماشای بیش از حد صفحه نمایش یا گوشه گیری باشد، آگاهی از محرک هایی که اوضاع را بدتر می کند، پیشرفت عظیمی است. وقتی فعالانه از این محرک ها اجتناب می کنید یا بهتر از قبل مدیریت می کنید، حتی بهتر است.
این آگاهی و اقدام نشانههای واضحی است که نشان میدهد دیگر اضطراب را به عنوان چیزی که برای شما اتفاق میافتد و خارج از کنترل شماست درک نمیکنید. در عوض، شما شروع به پذیرفتن مسئولیت ذهن خود کرده اید. به هر حال، این ذهن شماست که اضطراب ایجاد کرده است – و ذهن شما نیز می تواند بیاموزد که این احساس را از خود باز کند.
3. شما در هنگام بروز اضطراب واکنشی نشان نمی دهید – شما عمداً پاسخ می دهید
وقتی اضطراب ظاهر می شود، به جای اینکه با وحشت واکنش نشان دهید، به خود یادآوری می کنید که ابزار دارید. خواه تمرینات تنفسی، یادداشت روزانه، مقابله با افکار منفی یا مدیتیشن، از تکنیک هایی برای آرام کردن خود استفاده می کنید. شما دیگر تحت تأثیر اضطراب خود قرار نمی گیرید زیرا یک جعبه ابزار ساخته اید که برای شما کار می کند. هر بار که از این ابزار استفاده می کنید، یک پیروزی است.
4. در مورد اضطراب کنجکاوتر می شوید و کمتر می ترسید
قبلاً از خواب بیدار میشدید که فکر میکردید چه زمانی اضطراب ایجاد میشود. اکنون، به جای اینکه در ترس زندگی کنید، شروع به کنجکاوی می کنید. وقتی اضطراب ظاهر می شود، از خود می پرسید چرا.
اکنون می دانید که اضطراب دشمن شما نیست. این فقط یک پیام رسان است و این تغییر دیدگاه یک گام مهم به جلو است. به جای اینکه احساس درماندگی کنید، احساس قدرت و کنترل بیشتری می کنید.
5. متوجه می شوید که اضطراب شما را تعریف نمی کند
تشخیص اینکه شما فراتر از چالش هایتان هستید، نقطه عطف قدرتمندی است. وقتی این واقعیت را می پذیرید که اضطراب فقط یک جنبه از زندگی شماست و مجموع شخصیت شما نیست، دیدگاه مورد نیاز برای رویارویی و درمان آن را به دست می آورید و برای تصدیق نقاط قوت، انعطاف پذیری و منابع درونی خود بازتر می شوید. احساس میکنید عمیقتر با خودتان ارتباط برقرار میکنید – فراتر از اضطراب – و دسترسی به آرامش، اعتماد به نفس و این باور را آسانتر میکنید که میتوانید از طریق احساسات دشوار عبور کنید.
6. متوجه طیف وسیع تری از احساسات می شوید
سو چندین سال بود که با اضطراب دست و پنجه نرم می کرد. یک شغل طاقت فرسا، دو کودک نوپا و یک ازدواج دشوار باعث می شد که او دائماً احساس غمگینی یا هوشیاری کند. پس از چند جلسه، او متوجه احساس عجیبی شد که برای من به عنوان “عدم صدای مغز” توصیف کرد.
در ابتدا، تقریباً احساس ناراحتی می کرد که از خواب بیدار شود و بلافاصله احساس کند ذهنش تند می زند و اضطراب او افزایش می یابد. اما به زودی، او این سکوت جدید را به عنوان آرامشی پذیرفت. وقتی پدرش با حمله قلبی سریع به بیمارستان منتقل شد، طبیعتاً اضطراب او با انتقام برگشت. با این حال، سو تعجب کرد که وقتی کنار تخت او نشست و دست او را گرفت، ترس از دست دادن پدرش در خط مقدم ذهنش نبود. چیزی که او بیشتر احساس می کرد عشق، شفقت و مراقبت از او بود.
همانطور که اضطراب شما کاهش می یابد، با مجموعه عاطفی خود ارتباط بیشتری پیدا می کنید. شاید بیشتر اوقات احساس قدردانی می کنید یا لحظات دلسوزی برای خودتان پیدا می کنید. این آگاهی عاطفی گسترده تر نشان می دهد که شما دیگر در اضطراب گیر نکرده اید. شما در حال باز کردن خود برای تجربه یک زندگی عاطفی کاملتر و غنی تر هستید.
لحظه ای به این نشانه ها فکر کنید و ببینید آیا این نشانه ها با شما همخوانی دارد یا خیر. به یاد داشته باشید، شفا همیشه در یک خط مستقیم اتفاق نمی افتد، اما اگر متعهد و ثابت باشید، در حال وقوع است.