این قسمت 2 از یک پست دو قسمتی است. قسمت 1 را می توان یافت در اینجابشر
محرک ها به طور معمول زخم های کودکی هستند که هرگز به طور کامل بهبود نیافته اند به گونه ای که اکنون مناطق حساس هستند که وقتی در حال حاضر توسط چیزی در حال حاضر ایجاد می شوند ، ما را به صدمه اصلی باز می گردانند.
به عنوان مثال ، هنگامی که 5 ساله هارون از خواندن کتاب با او در هنگام خواب امتناع می ورزد و اصرار دارد که خودش را ترسیم کند ، هارون چیزی را در پیچش روده خود احساس می کند. او می داند که او بیش از حد واکنش نشان می دهد ، که چیزی باعث تحریک او می شود ، اما او نمی تواند خود را متوقف کند زیرا با خونسردی به او می گوید ، “پس می توانید مستقیم به رختخواب بروید. هیچ کتابی. بدون نقاشی. نه هیچ چیز. شب بخیر!”
در این لحظه ، هارون دیگر خود 35 ساله منطقی نیست. درعوض ، برخی از احساسات نه چندان عقلانی در کودکی به دست می آیند ، و او به امروز واکنش نشان می دهد که گویی او هنوز در گذشته است.
خبر خوب این است که محرک ها را می توان درک و مدیریت کرد تا بتوانید آنها را کنترل کنید تا اینکه به آنها اجازه دهید شما را کنترل کنند. در اینجا نحوه انجام آن در پنج مرحله آورده شده است.
1. تشخیص دهید که رفتار شما یک واکنش بیش از حد است – غلبه بر یک محرک اشاره دارد.
مانند مثال فوق ، وقتی “بیش از حد واکنش نشان می دهید” ، احساسات شدید شما با اوضاع مطابقت ندارد و شما انجام دادن چیزی که معنی ندارد – چیزی که شما به خصوص بعد از این واقعیت آگاه می شوید وقتی می توانید عینی را مشاهده کنید.
هر زمان که بیش از حد واکنش نشان دهید – یا پشیمانی یک عمل – یک ماشه احتمالاً علت است.
این موضوع را بشناسید و آنچه را بدون قضاوت اتفاق افتاد مشاهده کنید. خود را مجازات نکنید. شما ممکن است از کاری که انجام داده اید دوست نداشته باشید ، اما ضرب و شتم خود را بالا کمکی نمی کند
2. احساساتی را که ماشه به وجود آورد ، شناسایی کنید.
این یک گام مهم در آشنایی با ماشه و خودتان است!
باز هم ، هیچ داوری در اینجا وجود ندارد. فقط احساسات را شناسایی و رعایت کنید. مشاهده کنید که چقدر شدید هستند. چند بار همین احساسات شدید را دارید؟
در مثال بالا ، وقتی کودک هارون نمی خواهد با او بخواند ، احساس عصبانیت می کند. اما احساس اصلی زیر عصبانیت همان چیزی است که حساب می کند: او احساس رد می کند. او باید با این رد ارتباط برقرار کند ، به خصوص که به مرحله 3 حرکت می کند.
3. این احساسات تحریک کننده را به تجربیات گذشته خود وصل کنید.
آیا این احساسات یادآور وقایع گذشته یا مرتبط است؟ به عنوان یک کودک ، چند بار و چه زمانی این احساسات مشابه را داشتید؟
احتمالاً متوجه خواهید شد که این احساسات در گذشته به خصوص در دوران کودکی مناسب بودند. با این احساسات بنشینید و تشخیص دهید که آنها بخشی از گذشته شما بودند.
با هارون ، همانطور که به خود اجازه می دهد تا به احساس طرد فکر کند ، به یاد می آورد که توسط یک مادر مجرد بزرگ شده است ، پدرش وقتی هارون 2 ساله بود ، از آنجا خارج شد. مادرش اغلب از کار دو شغل برای تمرکز روی هارون بیش از حد خسته بود ، و در حالی که هرگز احساس نپذیرفتگی نمی کرد ، اما او اغلب احساس تنهایی می کرد. همانطور که او به گذشته خود تأمل می کند ، هارون می تواند اکنون ببیند که احساس رد می کند ، هرچند که در آن زمان ، او نمی خواست با آن احساسات روبرو شود.
(توجه: یادآوری تجربیات گذشته می تواند چالش برانگیز باشد ، به خصوص هنگامی که آنها بسیار خام هستند.
4. روایاتی را که در نتیجه این تجربیات گذشته شکل گرفته است ، شناسایی کنید.
شناسایی ما روایت ها انجام آن دشوار است ، به ویژه هنگامی که احساسات از وقایع گذشته توانایی ما را برای تأمل عقلانی در این وقایع ایجاد می کند. (باز هم ، ممکن است بخواهید یک فرد آموزش دیده ، باتجربه و عینی در این زمینه کمک کنید.)
برای خانه در روایت خود ، در اینجا سؤالاتی وجود دارد که از خود بپرسید:
- به عنوان یک کودک ، چگونه این تجربیات دشوار را حس کردید؟ چگونه آنها را برای خودتان توضیح دادید؟
- چون کودک بودی ، چه سوء برداشت آیا شما داشتید ، و چگونه این سوء برداشت ها درک شما را از نحوه کار اوضاع تغییر داده است؟
- چه قوانین یا دستورالعمل های خاصی را برای خود ایجاد کرده اید تا همه آن را بدست آورید؟
- در مورد نحوه عملکرد دیگران به چه نتیجه گیری رسیدید؟
- چه انتظاراتی را تشکیل داده اید ، چه برای خود و چه دیگران؟
- چه کاری انجام دادید تا خود را از داشتن احساسات شدید و دردناک محافظت کنید؟ آیا این رفتارها به روش مقابله با شما تبدیل شده است؟
احتمالاً متوجه خواهید شد که هرچه به این سؤالات بپردازید ، اعتقادات خاص و روشهای رفتار آشکارتر می شود. این اعتقادات و رفتارها پایه و اساس روایت های کودکی است که ما تا آخر عمر با خود حمل می کنیم مگر اینکه به طور جدی سعی کنید آنها را تغییر دهیدبشر
(به عنوان یک مرجع ، پست را بررسی کنید “7 روایت ناسالم متداول در کودکان“برای دیدن اینکه آیا هر یک از این روایات مشترک با تجربه شما صحبت می کنند. خواندن نیز ممکن است مفید باشد تصورات سوء استفاده کودک چگونه روایت های ناسالم ایجاد می کند، “که به چگونگی سوء تفاهم کودکان خردسال و ایجاد روایت های نادرست می پردازد.
5. با تفکر ، ذهن فکری خود در روایت تأمل کنید.
اکنون که می توانید محرک امروزی را به روایتی واقعی که ریشه در تجربیات گذشته دارد ، ردیابی کنید ، تأمل کنید که آیا روایت هنوز هم امروز معقول است: احتمالاً اینگونه نخواهد بود.
با تأمل در روایت با خود فکری و عقلانی خود ، فکر خود را نیمی از احساس خود را به نصف خود متصل می کنید. شما به ذهن خود کمک می کنید – خود عقلانی – به قلب خود – احساس و خود واکنشی خود را نشان می دهید.
هنگامی که شما رانده می شوید ، قلب شما به شما فریاد می زند ، و افکار منطقی خود را غرق می کند. با تأمل در روایت در مواقعی که هستید نه تحریک شده ، شما به ذهن خود کمک می کنید تا با قلب خود صحبت کند. شما شروع به گفتگوی شفابخش می کنید. با تمرین بیشتر و برقراری ارتباط بهتر بین تفکر و احساس نیمی از آنها ، متوجه خواهید شد که قلب شما آرام می شود و می تواند به خود عقلانی گوش کند.
به این ترتیب ، شما به خود یادآوری می کنید که گذشته موجود نیست. شما گذشته را در جایی که متعلق به آن است ، ترک می کنید: در گذشته. با انجام این کار ، شما به احساس نصف احساس می کنید که روایت گذشته – که به شما کمک می کند تا یک زمان سخت را پشت سر بگذارید – دیگر اعمال نمی شود.
همانطور که روایت قدیمی را رها می کنید ، محرک های خود را دیگر کنترل نمی کنید.
تمرین ، تمرین ، تمرین
تغییر به آرامی و فقط با تمرین انجام می شود. برای آشنایی با محرک های عاطفی و روایت های گذشته شما زمان لازم است. زمان لازم است تا سر منطقی شما بیاموزد که چگونه با قلب عاطفی خود به طور مؤثر صحبت کنید.
با خود صبور باشید و بدانید که هر بار که بیش از حد واکنش نشان می دهید و تحریک می شوید ، فرصتی برای یادگیری خود و آنچه در اعماق شما اتفاق می افتد ، دارید.
قضاوت خود را کنار بگذارید. درعوض ، اجازه دهید سر شما با قلب خود صحبت کند ، با دانستن اینکه هر بار ، به کنترل ماشه نزدیک می شوید و یک روش جدید را پیدا می کنید.
برای یافتن یک درمانگر ، لطفاً به روانشناسی امروز دایرکتوری درمانی.