[ad_1]

خیانت جنسی یکی از محكوم ترین تجاوزات روابط است و اغلب به عنوان دلیلی در مورد ایجاد روابط گزارش می شود. با این حال ، این یک پدیده رایج است که بیش از 17 درصد از آمریکایی های همیشه ازدواج کرده گزارش داده اند که دارای یک رابطه بوده اند. خیانت با مشکلات رابطه مرتبط بوده است. با این حال ، همبستگی ها به معنای علیت نیست ، و ما هنوز باید بفهمیم که آیا نارضایتی رابطه یک دلیل خیانت است یا برعکس. تحقیقات در مورد این موضوع به طرز شگفت آور کمیاب است.
به تازگی (2023) ، روانشناس آلمانی ، اولگا استاووا و همکارانش تصمیم گرفتند این سؤال را با استفاده از نمونه ای از نماینده ملی از بیش از 14000 بزرگسال آلمانی بررسی کنند ، تا 12 سال. محققان داده های طولی را از هر دو قربانیان و عاملان خیانت در نمونه خود جمع آوری کردند و نتایج را با گروه های گروه کنترل مقایسه کردند که اعضای آن کفر را تجربه نکردند. در اینجا برخی از یافته های کلیدی وجود دارد:
اول ، و جای تعجب آور نیست ، نتایج حاکی از آن است “افرادی که مرتکب خیانت و شرکای خود شده اند ، رضایت از زندگی را به ثمر رساندند ، رضایت روابط کمتری را گزارش کردند و به طور متوسط در طول سالها در مقایسه با افراد در نمونه کنترل ، درگیری با روابط بالاتر را گزارش کردند.” خیانت ، به عبارت دیگر ، در برابر زمینه ضعف اتفاق می افتد. مردم به دلیل خوشحال بودن امور ندارند.
دوم ، عاملان خیانت از عزت نفس پایین تر ، رضایت از روابط پایین تر و صمیمیت و درگیری های بیشتر رابطه در زمان قسمت خیانت خود خبر دادند. قربانیان خیانت ، ضمن گزارش عزت نفس پایین تر و درگیری بالاتر در طول خیانت (در مقابل قبلی) ، با این وجود هیچ تغییری در سایر شاخص های بهزیستی در آن زمان تجربه نکردند.
سوم ، هم عاملان و هم قربانیان از وخامت تدریجی بیشتر شاخص های بهزیستی روابط که شروع شده است پیش از رویداد هر دو گزارش از کاهش رضایت از روابط و افزایش درگیری روابط قبل از قسمت خیانت گزارش شده اند.
چهارم ، نتایج شواهد کمی در مورد “اثرات برگشتی” نشان داد. با استثنائات اندک ، نه قربانیان و نه عاملان نتوانستند به سطح اولیه بهزیستی روابط خود برگردند. از طرف دیگر ، بهزیستی شخصی پس از خیانت ، هر دو را دوباره به وجود آورد.
پنجم ، عاملان با سطح تعهد بالاتر (در مقابل پایین) از تنظیم بدتر به دنبال خیانت خبر دادند. با این حال ، سطح پایین تر تعهد با بهبود در بهزیستی پس از بی ثبات همراه بود. به نظر می رسد خیانت ، به طور کلی ، شرکای متعهد را بیش از افراد غیر متعهد تحت تأثیر قرار می دهد.
ششم ، محققان دریافتند که به طور کلی ، “عاملان مرد نسبت به عاملان زن تحت تأثیر این رویداد منفی بودند.” در واقع ، عاملان زن از افزایش تدریجی بهزیستی پس از این رویداد خبر دادند.
سرانجام ، شرکت کنندگان که پس از بی ثبات از هم جدا شدند اما شریک جدیدی پیدا نکردند ، بدتر شدن تدریجی در رضایت از زندگی را با گذشت زمان تجربه کردند.
نویسندگان نتیجه می گیرند که “پیش از وقایع خیانت با کاهش تدریجی در بهزیستی شخصی و روابط پیش آمد و به دنبال الگوهای بهبودی پایدار نبود. آنها خاطرنشان می كنند كه به نظر می رسد یك گروه از شركت كنندگان پس از خیانت (به غیر از افراد با تعهد روابط پایین) رشد می كنند: زنان بی دین. آنها حدس می زنند که از آنجا که امور زنان بیشتر نتیجه نارضایتی شریک زندگی است ، خیانت آنها ممکن است به عنوان یک تماس بیدار کننده برای شرکای خود برای افزایش بازی روابط خود (یا فرصتی برای یافتن شریک زندگی بهتر) باشد.
درمجموع ، در حالی که متداول است که فکر کنیم که خیانت مشکلات رابطه را به وجود می آورد ، نتایج در اینجا حاکی از آن است که برای قربانیان و عاملان ، خیانت قبل از دوره های طولانی کاهش بهزیستی شخصی و روابط مقدم بوده است. به جز افراد کمتر متعهد و زنان بی دین ، این کاهش در سالهای پیگیری برنگشت. به عبارت دیگر ، به نظر می رسد که روابط با کیفیت پایین بیشتر از یک علت-به عنوان یک اثر-از خیانت است. با این حال ، پیامدهای خیانت بر روابط دشوار است.
[ad_2]