کری باک در مستعمره ایالت ویرجینیا برای بیماران صرع و ضعیف در نوامبر 1924، قبل از پرونده دادگاه عالی باک علیه بل.
منبع: آرتور استبروک/ویکیمدیا کامانز
در عصری که حقوق باروری تحت نظارت شدید قرار دارد، ارزش بازنگری یک فصل دردسرساز در تاریخ را دارد: رویه گسترده عقیمسازی اجباری در ایالات متحده.
این رویه بحثبرانگیز در اوایل قرن بیستم نهادینه شد و برای دههها ادامه یافت و میراث تاریکی از خود بر جای گذاشت که هنوز هم تکرار میشود.
عصر اصلاح نژاد و عقیم سازی اجباری
از سال 1907 تا 1963، بیش از 64000 نفر که عمدتاً زن بودند، تحت قوانین اصلاح نژاد در ایالات متحده به اجبار عقیم شدند.1
هدف از قوانین عقیمسازی، ابزار جداییناپذیر جنبش اصلاح نژاد در اوایل قرن بیستم در ایالات متحده، جلوگیری از رقیقکردن «نمونههای نامناسب پایینتر» از رقیقکردن «طبقه پرورشی برتر آمریکایی» بود، و در نتیجه آنهایی را که نامناسب یا در معرض خطر نامناسب تلقی میشدند به تصویر میکشید. از نظر اخلاقی منحرف و منحرف.1، 2
افراد هدف شامل افراد ناتوان، مهاجران، “زنان افتاده”، زنان رنگین پوست و افرادی با پیشینه های اجتماعی-اقتصادی پایین تر بودند. این عمل عمیقاً تهاجمی حقوق اساسی آنها برای تمامیت بدنی، خودمختاری و روند قانونی را نقض کرد.
داستان کری باک
دو روش اصلی که در آن قوانین عقیم سازی اجباری بی احترامی به حقوق زنان بود، در باک در مقابل بل (1927)، که در آن دادگاه عالی حکم داد که عقیم سازی اجباری یک فرد “ناشایست” برای حمایت از منافع دولت، قانون اساسی است.2
در سال 1924، هیئت مدیره یک موسسه روانپزشکی در ویرجینیا دستور عقیم کردن کری باک 18 ساله ساکن را صادر کرد، که به نظر آنها یک تهدید ژنتیکی برای جامعه بود.
کری به این پرونده اعتراض کرد و استدلال کرد که این پرونده، حمایتهای متمم چهاردهم را از حقوق همه بزرگسالان برای رفتار یکسان تحت قانون نقض میکند. دادگاههای پایینتر درخواست تجدیدنظر را رد کردند و پرونده به دادگاه عالی رفت و دادگاه 8-1 رای داد که کری باک ضعیف النفس و بیحساب است و بنابراین عقیم کردن او به نفع ایالت است.
قاضی اولیور وندل هولمز جونیور، که نظر دادگاه را نوشت، استدلال کرد که علاقه مردم به اجتناب از “غرق شدن در بی کفایتی” بیشتر از علاقه یک فرد به تمامیت بدنی است.
دادگاه در ادامه بیان کرد که:
(i) برای همه جهان بهتر است که به جای انتظار برای اعدام فرزندان منحط به جرم جنایت یا اجازه دادن به آنها از گرسنگی بمیرند، جامعه بتواند از ادامه دادن به نوع خود از کسانی که آشکارا شایسته نیستند جلوگیری کند. (…) سه نسل نادان کافی است. (تاکید شده است) (باک در مقابل بل274 US 200 (1927))
تنها مخالف، جاستیس پیرس باتلر، نظر مخالفی ننوشت، اما به عنوان یک کاتولیک معتقد، رای او ممکن است به دلیل اعتقاد خصوصی او شکل گرفته باشد که هر شکلی از کنترل تولد، از جمله عقیمسازی، با مسدود کردن بذر نر در اراده خدا دخالت میکند.
اظهارات تحقیرآمیز دادگاه مبنی بر اینکه “سه نسل نادان کافی است” به کری باک، مادر فقید او و دختر خردسالش اشاره داشت که دادگاه همه آنها را “احمق” تشخیص داد. این مورد یک سابقه قانونی ایجاد کرد که عقیم سازی مبتنی بر اصلاح نژاد را تأیید کرد.
طبقه بندی نادرست “ابله ها”
داستان دلخراش کری غم انگیزتر است، زیرا نه او و نه خانوادهاش معیارهای طبقهبندی به عنوان «ابله» را طبق استانداردهای آن زمان نداشتند.
طبقه بندی ادموند برک هیوی در سال 1912 از «ناتوان ذهن»، نادان را به عنوان فردی با توانایی ذهنی یک کودک هفت ساله تعریف می کند.3
حتی اگر بر اساس این معیارهای منسوخ وحشتناک قضاوت کنیم، کری، مادرش و دخترش معیارهای «بی ابله» بودن را نداشتند. اسناد تاریخی نشان می دهد که هر سه از هوش متوسط یا بالاتر از حد متوسط برخوردار بودند.2
کری باک نمرات متوسطی را در مدرسه ابتدایی دریافت کرده بود که در آن شرکت می کرد تا اینکه والدین خوانده اش آلیس و جان داب او را در کلاس ششم از مدرسه بیرون کشیدند تا از او در کارهای خانه کمک بگیرند.
کری در سن 17 سالگی توسط برادرزاده خانم داب مورد تجاوز قرار گرفت و باردار شد. برای حفظ آبروی خانواده، دابز کری را به یک موسسه روانی که مادر بیولوژیکی فقیدش پس از اینکه شوهرش او را رها کرده بود، به دلیل “بی اخلاقی” محبوس شده بود، فرستادند.
زمانی که کری برای بزرگ کردن فرزند مناسب نبود، داب ها دخترش ویویان را به فرزندی پذیرفتند. ویویان این افتخار را در مدرسه ابتدایی خود به ثبت رساند، که به مدت دو سال در آن تحصیل کرد تا اینکه در سن 8 سالگی تسلیم عوارض سرخک شد.
این واقعیت که دیوان عالی این عقیده را تایید کرد که قوانین عقیم سازی اجباری قانون اساسی هستند، گواه این است که این قوانین تا چه حد به طور غیرقابل تصوری نسبت به زنانی که اعلام شده بودند یا در معرض خطر نامناسب بودن بودند، بی احترامی می کردند. بی احترامی ناشی از قوانین عقیم سازی به افراد ناشایست، آنها را به عنوان حاملان رذایل ارثی مانند انحطاط اخلاقی، انحطاط یا انحراف نشان می دهد که تهدیدی ژنتیکی برای جامعه است.
بنابراین، این تصویر تیره و تار از افراد ناشایست، به عنوان توجیهی برای حمایت از قوانین عقیم سازی، علیرغم نقض حقوق اخلاقی افراد مورد نظر برای استقلال و یکپارچگی بدنی، بدون ذکر حق آنها برای رسیدگی به دادرسی قانونی عمل کرد.
عقیم سازی اجباری امروز
اگرچه عقیم سازی اجباری اکنون به طور گسترده به عنوان نقض فاحش حقوق بشر محکوم می شود باک در مقابل بل این تصمیم هرگز لغو نشده است ویرجینیا تا سال 1974 قانون عقیم سازی خود را لغو نکرد و برخی از ایالت ها، از جمله واشنگتن، هنوز هم چنین قوانینی را در مورد کتاب ها دارند.4
میراث این شیوهها همچنان بر بحثهای مربوط به حقوق باروری و عدالت اجتماعی تأثیر میگذارد و نیاز به حفاظت از استقلال فردی و به چالش کشیدن شیوههای تبعیضآمیز را به ما یادآوری میکند.