[ad_1]

در لحظه ای که مباحث سیاسی در حال صاف کردن پیچیدگی انسان در زمینه های صوتی و شعارها است ، رابطه جنسی یک طیف است: محدودیت های بیولوژیکی باینری مانند یک هوای تازه – ساختگی ، ناخوشایند و به طرز شگفت انگیزی به پایان می رسد. فقط در 150 صفحه لاغر (به علاوه 41 صفحه از منابع) ، انسان شناس بیولوژیکی Agustín Fuentes یک چارچوب جدید پر جنب و جوش و روشن کننده را برای درک رابطه جنسی ارائه می دهد – نه به عنوان یک واقعیت بیولوژیکی مرتب ، بلکه به عنوان یک داستان غنی از لایه ای که در هر دو ژن و فرهنگ نوشته شده است.
فوئنتس ، صدای فصلی در چهارراه علوم تکاملی و گفتمان اجتماعی ، با دقت یک محقق و فوریت یک روشنفکر عمومی می نویسد. او بحث و جدال را برطرف نمی کند. در عوض ، او آن را با آرامش ، استدلال دقیق و دست پایدار از شواهد ملاقات می کند. نتیجه کتابی است که هر دو جسورانه و اندازه گیری می شود – بدون هیچگونه جدال بودن – طرفدار.
از همان فصل اول ، رابطه جنسی طیف است به آرامی این فرض آشنا را از بین می برد که “مرد” و “زن” متضاد سخت هستند. با استفاده از نمونه های خیره کننده از سراسر پادشاهی حیوانات-ماهی های تغییر دهنده ماهی ، قلاب های هرمافروودیتیک ، خزندگان سیال اجتماعی-متقاضیان به ما یادآوری می کنند که زیست شناسی ، در هسته اصلی آن ، یک آزمایش در تغییر است. چرا انسان باید متفاوت باشد؟ این یک مورد بسیار غنی تر ، متناقض تر و قانع کننده در برابر باینری جنسی از یافته های علمی کلیدی که در خودم برجسته کردم روانشناسی امروز مقاله در اوایل سال جاری.
هنگامی که او نگاه خود را به گونه های خودمان تبدیل می کند ، این پرونده فقط عمیق می شود. Fuentes با شواهدی از فسیل ها ، ژنتیک ها و تاریخ های فرهنگی جهانی ، یک پرتره زیستی از جنسیت ایجاد می کند که بیشتر از یکپارچه موزائیک است. او توضیح می دهد که چگونه صفاتی مانند کروموزوم ، هورمون ها و آناتومی – که اغلب به عنوان نشانگرهای تغییر ناپذیر نگه داشته می شوند – همیشه مرتب نیستند و هرگز داستان کامل را نمی گویند. به گفته وی ، آنچه ما “مرد” یا “زن” می نامیم ، میانگین های گسترده ای است که در اطراف طیف حیرت انگیز از تجربه زندگی شده پیچیده شده است.
برای روشنایی این تنوع ، فوئنتس به زبانی که ما استفاده می کنیم تجدید نظر می کند. او به جای دسته بندی های قدیمی “مردان” و “زنان” یا حتی به طور علمی از “تولیدکنندگان بزرگ” و “کوچک گامت” ، واژگان روان تری را پیشنهاد می کند-یکی از پیچیدگی هایی که علم در دهه های اخیر کشف کرده است. این همیشه خواندن صاف نیست ، اما ناخوشایند بودن بخشی از نکته است: طبیعت ، مانند بشریت ، در برابر ساده سازی مقاومت می کند.
یکی از واضح ترین و مؤثرترین قیاس های کتاب ، تفاوت های جنسی را با قد مقایسه می کند. بله ، به طور متوسط ، مردان از زنان قد بلندتر هستند – اما همپوشانی زیادی وجود دارد. همین امر در مورد صفات مربوط به رابطه جنسی نیز صادق است. فوئنتس با تغییر دیدگاه ما از مطلق به توزیع ، ما را دعوت می کند تا خودمان و دیگران را با کمی کنجکاوی بیشتر ببینیم – و دلسوزی بسیار بیشتری.
در قلب آن ، رابطه جنسی طیف است استدلال در برابر تفاوت نیست. این یک جشن تنوع است – از روشهای ظریف ، تغییر و بسیار پیچیده ای که ما در بدن و هویت خود ساکن هستیم. این از ما نمی خواهد که زیست شناسی را رد کنیم ، بلکه آن را به طور کامل و سخاوتمندانه ترین شکل آن در آغوش می گیریم.
Fuentes بیش از یک کتاب به ما داده است. او یک لنز ارائه داده است – راهی برای دیدن خودمان و با مهربانی تر یکدیگر.
[ad_2]